پایگاه اطلاع رسانی فیروزه کویرپنج شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸

مراسم احیاء شب 21 رمضان در مسجد صاحب الزمان (عج) حسن آبادصادق الائمه - پایگاه اطلاع رسانی فیروزه کویر

سخن دوست :امام صادق(ع): بهترین آسودگی، بی توقعی از مردم است

مراسم احیاء شب ۲۱ رمضان در مسجد صاحب الزمان (عج) حسن آبادصادق الائمه

مراسم احیای شب بیست ویکم ماه مبارک رمضان درمحله صادقیون روستای حسن آباد حضرت صادق الائمه علیه السلام نوق رفسنجان روز یکشنبه ۵ خردادماه ۱۳۹۸ راس ساعت ۲۲ با سخنرانی حضرت حجت الاسلام حاج سید رضا میرمیران و مداحی کربلایی علیرضا اسماعیلی برگزار شد. در آیین معنوی و روحانی شب های قدر، سخنرانی، عزاداری، مناجات از جمله قرائت دعای جوشن کبیر ، زیارت امام حسین علیه السلام و ذکر استغفار، قرائت و قرآن به سر گرفته شد.
حجت الاسلام میرمیران توبه را منزلگاهی سرنوشت ساز دانست که جز با نیروی اراده و عزم راسخ و استمداد از الطاف الهی، گذشت از آن ممکن نیست.
حجت الاسلام میرمیران در باب توبه فرمودند: خداوند توبه پذیر است و هر گناهی را در هر درجه ای باشد تا پیش از مرگ می پذیرد.. پس تا پیش از احتضار و مرگ، به این دستاویز استوار الهی بیاویزیم و توبه کرده و راه راستی را بپیماییم.ایشان ناامیدی از درگاه خداوند را از گناهان کبیره دانستند و با اشاره به داستان جنایت حمیدبن قحطبه و نا امیدی او از درگاه خداوند مردم را به توبه استغفار دعوت نمود.
ما به طور اختصار ماجرای جنایت حمید بن قحطبه را در این گزارش آورده ایم که خواندن آن داستان خالی از لطف نیست:
عبیدالله بزاز نیشابوری می گوید: بین من و حمیدبن قحطبه معامله ای بود. وقتی از مسافرت مراجعت نموده بودم مرا احضار کرد. با لباس مسافرتم به ملاقاتش رفتم؛ وقت ظهر ماه مبارک رمضان بود بر او وارد شدم؛ طشت و ابریق آوردند و دو دست خود را شست و به من هم امر نمود که دست خود را بشویم و من هم شستم و فراموش کردم که ماه رمضان است و روزه هستم چون طعام حاضر کردند متذکر شدم و عقب نشستم. حمید گفت: چرا نهار نمی خوری؟ گفتم ای امیر ماه مبارک است و من مریض نیستم و عذر دیگری برای افطار ندارم و شاید امیر عذری دارد. پس گریه کرد و گفت: من هم عذری ندارم و مریض نیستم؛ آن گاه اشکش جاری شد. پس از فراغت از طعام سبب گریه اش را از او پرسیدم؟ گفت: در زمانی که هارون در طوس بود شبی دنبال من فرستاد، وقتی که بر او وارد شدم، دیدم در نزد او شمعی روشن و شمشیری سبز رنگ و برهنه جلو اوست.. چون مرا دید پرسید: اطاعت تو از امیرالمومنین چگونه است؟ گفتم با جان و مال؛ پس مرا مرخص نمود. طولی نکشید مرا احضار نمود و همان سوال را تکرار نمود، گفتم با جان و مال و اهل و اولاد؛ پس مرا مرخص نمود. برای سومین مرتبه احضارم کرد و همان سوال را تکرار کرد، گفتم با جان و مال و اولاد و دین. پس خندید و گفت: این شمشیر را بردار و هر کس را که این خادم به تو نشان داد باید بکشی! شمشیر را برداشته همراه خادم بیرون شدم، مرا به خانه ای که درب آن قفل بود آورد. پس از بازکردن قفل وارد شدیم دیدم وسط آن چاهی است، و در آن خانه سه حجره است و هر سه مقفل است. پس یکی را باز نمود دیدم، بیست نفر پیر و جوان همه از اولاد علی و زهرا در زنجیرند! خادم گفت: باید اینها را گردن بزنی. او یکی یکی جلو می آورد و من گردن می زدم و بدن سر آنها را در چاه می انداختم تا بیست نفر کشته شدند. آن گاه در حجره دوم را باز نمود و در آن هم بیست نفر علوی در زنجیر بودند همه را به اشاره خادم رشید کشتم و در چاه انداختن، سپس در حجره سوم را باز نمود و در آن هم بیست نفر علوی بود مانند آن دو دسته همه را کشتم، نفر آخری پیرمردی بود. بمن فرمود: وای بر تو، فردای قیامت چه عذری داری وقتی که تو را حضور جد ما رسول خدا (ص)حاضر کنند و حال آنکه تو شصت نفر از اولاد او را بدون گناهی کشته ای؟ پس بدنم لرزید؛ خادم از روی غضب نظری بمن نمود و مرا ترسانید! آن پیرمرد را هم کشتم و در آن چاه افکندم. پس کسی که شصت نفر از اولاد رسول خدا (ص) را کشته باشد روزه و نماز او را چه نفعی است؟ من یقین دارم که مخلد در آتش هستم و لذا ماه رمضان را روزه نمی گیرم.
مرو یست که پس از ورود امام رضا علیه السلام به خراسان ، عبدالله نیشابوری، داستان آن ملعون و یأس او را از پروردگار عالم برای حضرت نقل نمود، فرمود: وای بر او، آن یأسی که حمید از رحمت الهی داشت گناهش از قتل آن شصت نفر علوی بیشتر است. بلی اگر ملعون، پس از قتل این سادات بی گناه و پس از ارتکاب این گناه بزرگ به کلی از خدای خود بریده نشده بود و راستی از کرده خود پشیمان و از روی اخلاص توبه نموده از در عجز و زاری به رحمت الهی ملنجی شده بود؛ خدای کریم توبه او را قبول می فرمود.

برگرفته از : darolsadeghiyon.ir

Likes0Dislikes2
نظرات و ارسال نظر

رضا احمدیمحمدی گفته :
دوشنبه , ۶ خرداد ۱۳۹۸

سلام وقتی که ماجرای جنایت حمید بن قحطبه را در این گزارش دیدم به خودم امیدوارم شدم تصمیم گرفتم توبه نمایم و دیگر گناه نکنم

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیحسینی گفته :
سه شنبه , ۷ خرداد ۱۳۹۸

سلام و احترام خدمت مدیریت محترم فیروزه کویر
خواهشا این پیام رو داخل کانال خوبتون هم بذارید
من اردات خاصی به امامزاده سیدجلال الدین آستانه اشرفیه در شمال دارم پارسال بعد از اصرار زیاد بچه هام با خانواده تصمیم گرفتیم بریم ، زیارت امامزاده سید جلال الدین اشرف هرچه گشتیم یه پارک مناسب یا جنگل یا دریا بالاخره یه جایی که بچه ها یه خورده روحیه شون عوض بشه پیدا نکردم.
هرجا رفتم دیدم مناظر طبیعی و زیبائی داره ولی وضعیت پوشش و حجاب افتضاحه، موسیقی و..... که فراوان و بیشتر خلق خودم و خانواده تنگ شد.
خدا می دونه خیلی ناراحت بودم، همش می گفتم چرا تو مملکت اسلامی خانواده ی من طلبه یا یک خانواده مذهبی دیگر نمی تونن یک جای راحت به دور از مسائل غیر شرعی و بدحجابی و... یک تفریح سالم داشته باشن، احساس می کردم خانوادم از این مذهبی بودن دارن رنج می برن...
همش شده برای افراد غیر مذهبی و ما باید با خانواده تو خونه بمونیم.
خدا می دونه وقنی سایت شما رو دیدم چقدر خوشحال شدم، نمی دونید چه کارستونی کردید برای خانواده های مذهبی، امسال از طریق سایت شما یک ماه پیش آمدیم امامزاده سیدجلال الدین رفسنجان و از مناظر زیبای خدادادی و تپه های ماسه بادی استفاده کردیم بدون اینکه هیچ مزاحمتی وجود داشته باشه، روستای دوست داشتنی شمس آباد ساکت و آرامی که برای من و خانوادم واقعا یک رؤیا بود، شما دل خانواده و بچه هام رو آرام و شاد کردید دعامی کنیم در رکاب امام زمان علیه السلام ثابت قدم باشید.
بسیار سپاسگزارم🌹

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیابوالحسنی گفته :
جمعه , ۱۰ خرداد ۱۳۹۸

خوشا به حال حسن آبادیها از سخنرانی چنین سید عارفی استفاده میکنند. قربون جدش بشوم من
من در محرم پارسال در حسن اباد سر سفره امام حسین میهمان بودم ایشان می گفت توبه کنید داستان بهلول نباش را تعریف کرد من توبه واقعی کردم . ای کاش فرصتی پیش میآمد و روستای فیض آباد امثال میرمیران دعوت میکردند .

Likes0Dislikes0
پاسخ