پایگاه اطلاع رسانی فیروزه کویرچهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶

حجاب کرامتی شگفت انگیز از عنایت امامزاده سیدجلال الدین اشرف - پایگاه اطلاع رسانی فیروزه کویر

سخن دوست :امام صادق(ع): بهترین آسودگی، بی توقعی از مردم است

حجاب کرامتی شگفت انگیز از عنایت امامزاده سیدجلال الدین اشرف

  کرامتی شگفت انگیز  از  عنایات امامزاده سیدجلال الدین اشرف از زبان آقای حاج علیمحمد صاحب الزمانی دبیر بازنشسته ۷۲ساله آموزش پرورش شهرستان رفسنجان 

متولی و خادم مسجد و حسینیه ابوالفضل العباس علیه السلام ( دارالشفای ابوالفضل العباس شهرک فرهنگیان رفسنجان در صحن امامزاده سیدجلال الدین اشرف برایش رخ داده است :
به گزارش فیروزه کویر به نقل از پایگاه  حفظ حیا و عفت مادر ارجمند  بی بی ام فروه سلام الله علیها متولی دارالشفای ابوالفضل العباس شهرک فرهنگیان رفسنجان حاج علیمحمد صاحب الزمانی در مصاحبه با پایگاه  حفظ حیا و عفت مادر ارجمند  بی بی ام فروه سلام الله علیها گفتند: در اولین سال ازدواجمان سال ۱۳۵۵ شمسی به اتفاق خانواده همسر و جمعی از دوستان  برای اولین بار  جهت زیارت به سمت امامزاده سلطان سیدجلال الدین اشرف شرفیاب شدیم. در مسیر جاده از سه راه ورودی شمس آباد نوق  تا سمت امامزاده سیدجلال الدین اشرف  جاده ای خاکی و ماسه بادی وجود داشت. قسمتی از جاده خاکی از آخر روستای شمس آباد  به سمت امامزاده  تپه ای از ماسه بادی را فرا گرفته بود. که اکثرا با پای پیاده یا با ماشین چیپ یا تراکتور  تردد میکردند .  و اطراف امامزاده تپه های ماسه بادی فروانی وجود داشت.   بعد از طی نمودن تپه  های ماسه بادی  ساختمان امامزاده مشخص گردید. وقتی به امامزاده رسیدیم محوطه  امامزاده با دیوارهای از جنس گل که به آن چینه می گفتند حصار کشی شده بود. ساختمان شامل یک گنبد کوچک و یک مسجد و  چند تا اتاق  کوچک بود  که وسط صحن چاه آب بود . بر اثر نداشتن پوشش گیاهی اطراف دیوارها را ماسه بادی فرا گرفته بود حتی به داخل صحن و اتاقها سرایت کرده بود.  ضریح  امامزاده چوبی و یک سنگ سفیدی  بنام سنگ حاجت میگفتند که بر روی میزی گذاشته بودند. اگرکسی حاجتی داشته نیت میکرد اگر  امکان براورده شدن حاجتش را بود  شخص حاجتمند می توانست سنگ را بلند کند و اگر ادای حاجت به صلاحش نبود قادر به بلند کردن سنگ ازجا نبود ولو آن شخص  پهلوان و قوی باشد. پیرمردی با اخلاص  به نام آقاملا محمد قرآن خوان از اهالی شمس آباد در مسجد و صحن امامزاده  با صدای دلنشینش  مشغول  قرائت قرآن بود.سالها  صوت دلنشینش در گوشم نجوا میکند.
 به دوستان گفتیم بیاید امروز  مسجد را تمیز کنیم و صحن امامزاده را از ماسه بادی پاک کنیم . همگی بسیج شدیم  اتاقها  و مسجد و حرم امامزاده را تمیز کردیم صحن را جاروب و آب پاشی نمودیم و تمام ظرفها و دیگها را شستیم. و بعد از اقامه نماز به اتفاق  آقاملامحمد نهار را  صرف نمودیم.  بعد از صرف نهار  ماشین پیکانی که حامل سه مرد و یک زن بی حجاب  که به قصد گردشگری و تفریح در تپه های ماسه بادی آمده بودند کنار امامزاده توقف کرد.  وقتی زن بی حجاب میخواست داخل صحن شود.  آقاملامحمد قرآن خوان به آن زن گفت :خانم با چادر داخل  حرم بروید .  بدون چادر حق نداری بروید  اگر بروید  از این امامزاده نمی توانید خارج شوید. او نه تنها قبول نکرد  حتی سخنان آقا ملا محمد  را به تمسخر گرفت.
آن زن  بدون اینکه چادر و رو سری را سر کند  داخل حرم شد  و با حالت تمسخر سر خود را تکان میداد.
موقع رفتن خانم  آقاملا محمد به خانم گفت: از آقا معذرت بخواه اگر  معذرت نخواهی  امروز نمی توانی از اینجا حرکت نمایی. آن زن و سه مرد  قهقه کنان به ملا میخندیدند  ملا محمد گفتند  اگر میخواهید بخندید  خنده کنید ولی به گرفتاریهای که برایتان پیش میآید  هم باید خنده کرد.   وقتی کنار ماشین رسیدند و قصد حرکت داشتند ماشین پنچر گردید.   آقاملامحمد گفت تا از آقا معذرت خواهی  نکنی  از اینجا قادر به حرکت نخواهی بود  آن زن قبول نکرد و گفت: من به حجاب و زیارت و این چیزها  معتقد نیستم ما برای تفریح آمدیم نه زیارت. آنها لاستیک ماشینشان را عوض کردند و قصد  حرکت داشتند که  لاستیک دیگرش پنجر شد. دو نفر آن  از آنها لاستیک را برداشتند  پیاده رفتند و در روستاهای اطراف  پنچر گیری کردند و برگشتند  و چرخ را عوض کردند ماشین گیر افتاد . هر کار کردند نتوانست یک متر حرکت کنند . از من خواستند که با جیپ کمکشان کنم و ماشینشان را بکشم آ ملا محمد به من گفت  کمک شما فایده  ای برایشان ندارد. من قصد امتحان داشتم   ماشین را روشن کردم  با طناب میخواستم بکشم  طنابها پاره شد. خانم گفت  بیایی با کمک همدیگر ماشین را هل دهید ناگهان ماشین خاموش گردید هرچه اسارت زدند  فایده نداشت. من به خانم گفتم  بیا چادر بپوش و به زیارت برو و از آقا معذرت بخواه او قبول نکرد. من شرط کردم  و گفتم خانم بیا به حرف من گوش کن  تو برو چادر سرت کن و به زیارت آقا برو . اگر  ماشین روشن شد و رفتی  به عهدت پایدار باش و حجاب را رعایت کن و اگر ماشینتان روشن نشد من ماشین چیپ رابه شما می بخشم.  او چاره ای ندید و قبول کرد  و چادری از ما قرض گرفت  و  داخل حرم شد و توبه نمود  من هم دعا کردم که آقا سیدجلال الدین  او را هدایت نماید. در هنگام برگشت  آ قاملا محمد گفت بروید سوار ماشین شوید و به عهدتان هم پایبند باشید  با چشم خودم دیدم وقتی که آنها سوار ماشین شدند با اولین اسارت ماشین  روشن و آنهاحرکت کردند بدون اینکه گیر بیافتد به حرکت خود ادامه دادند  و آن زن گفت  به احترام آقا برای همیشه حجابم را رعایت میکنم. و با پارچه موهای خود را پوشاند.

تنظیم و تهیه گزارش احمد تقی نژاد

Likes6Dislikes2
موکب امام علی
دانلود باکس
  کرامتی شگفت انگیز  از  عنایات امامزاده سیدجلال الدین اشرف از زبان آقای حاج علیمحمد صاحب الزمانی دبیر بازنشسته 72ساله آموزش پرورش شهرستان رفسنجان 
    مشاهده با QR کد
    نظرات و ارسال نظر

    رضا احمدیآبیار گفته :
    سه شنبه , ۲۳ خرداد ۱۳۹۶

    سلام و خداقوت خدمت شما آقای احمدی و سایربازدیدکنندگان سایت فیروزه کویر
    مدتی است که عضو کانال فیروزه شدم کانال فیروزه بهترین کانالی هست که من در آن عضو شدم . کرامات امامزاده و خاطرات عقد موقت ازبهترین مطالب این کانال است. .کرامتی از امامزاده نقل میکنم اگر نگذاری مدیون من هستی. بنده آبیار و خوش نشین اربابی بودم که برایس آبیاری ساعتی میکردم . یک شب به کمک ارباب سر آب رفتم ساعتی بعد ارباب به بهانه کود آوردن به خانه آمد و قصد تجاوز به ناموسم را داشت که همسرم مانع شده بود زنم اعتراض کرده بود گفته بود اگر چیزی بگویید من میگویم که شما پسته هایم را چیده اید و شما رازندان میکنم. . همسرم قصه را به من گفت فردا که راحتی آب من بود رفتم محضر امامزاده سیدجلال الدین اشرف گفتم ای امامزاده من غریب هستم به بهانه بیکسی و غریبی میخواهند به ناموسم تجاوز کنند من نمیخواهم آبرویم برود تو آبروداری کن و یا مرگ مرا برسان یا مرگ ارباب را. خدا شاهد هست همان روز ارباب از دنیا میرود و سکته میکند. همه مردم میگفتند عجب مرگ خوبی ارباب کرده . به شش ماه نرسید که زن ارباب پیشنهاد عقد موقت داد به آقای سیدجلال الدین اشرف قسم ماهی دو میلیون تومان زن ارباب به من میدهد که صیغه را تمدید کنم و به کسی چیزی نگویم. ولی من پنهان کاری نکردم موضوع را به خانمم گفتم گفت من راضیم که هفته ای یک روز به او رجوع کنید من با اجازه همسرم اینکار را انجام دادم. الان هم صاحب خانه شدیم و هم ماشین دار شدیم . من با خانمم هفته ای یکبار به رفسنجان میرویم خانمم خانه زن ارباب را تمیز میکند و من هم به رجوع میکنم و بعداز ظهر به خانه می آیم. خدا شاهد است نزدیک ۱۵ میلیون تومان طلا برای خانمم گرفته است. و خرج زندگی ما را میدهد. و به ما وعده داده است که من تمام جهاز دخترت را تهیه میکنم . حتی ۳بار هوایی من و خانمم را به کربلا برده است. من همه اینها را از لطف امامزاده سید جلال الدین اشرف میدانم

    Likes0Dislikes0
    پاسخ دهيد
    رضا احمدیح.م گفته :
    سه شنبه , ۲۳ خرداد ۱۳۹۶

    سلام و ضمن قبولی طاعات و عبادات
    چند سال پیش شبهای قدر و ماه رمضان مصادف با ایام پسته چینی بود وقتی که خدمت سربازیم تمام شد من باغبان شدم به همین خاطر توفیق درک شبهای قدر را نداشتم ولی یک شب در صحرا با دل شکسته رو به طرف امامزاده کردم گفتم ای آقای سید جلال الدین من دلم میخواهد تا قبل از عید غدیر از تنهایی نجاتم بدهید . من نه خانه دارم و نه وسیله و نه کار و نه سرمایه.ولی زن هم میخواهم. خودت باید تا غدیر برایم ردیف کنید. در ایام صادقیه به امامزاده آمده بودیم مادرم یکی از اقوامشان را بعد از ۲۰ سال میبیند او یک دختر داشت به مادرم میگوید داماد خوبی سراغ ندارید میگوید پسر خودم زن میخواهد ولی دستمان خالی است. او میگوید خدا بزرگ است. آنها به خانه ما آمدند و چندروز بعد به خانه آنها رفتیم خیلی راحت مقدمات ازدواج ما جور شد حتی مادر زنم سه میلیون پول به مادرم میدهد که برای خریدعقد . خلاصه در روز تولد حضرت معصومه ما عقد کردیم و یک هفته به عیدغدیر عروسی گرفتیم. و پدر زنم ماشینی برایم میخرد راننده هستم و در شرکت مس کار میکنم به خداقسم پدرزنم خانه خیلی خوبی به دخترش داده بود من حتی در خواب چنین خانه ای را نمی دیدم گرچه دخترش دو سال از من بزرگتر است باشد خیلی فهمیده هم هست .میخواتم بگویم یک دل شکسته با آقای سیدجلال الدین سرنوشت انسان را تغییر میدهد.

    Likes0Dislikes0
    پاسخ دهيد
    رضا احمدیی.ا گفته :
    چهارشنبه , ۲۴ خرداد ۱۳۹۶

    من کلیمی و اهل اصفهان بودم اوائل زندگی فروشنده دورگرد بودم همیشه بعد از پرداشت پسته از مهرماه تا بهمن ماه به مدت ۵ ماه میهمان رفسنجانیها میشدم. . چون شبها جایی نداشتم بعضی اوقات به نوق میامدم در امامزاده سیدجلال الدین شبها میخوابیدم گرچه در رفسنجان جایی را اجاره کرده ام... من این خاطره را در روز ۱۹ رمضان نقل میکنم. . من با گاری موتوری پارچه میفروختم . در یکی از روستاهای نوق به خانمی جنس دادم و تقاضای پول کردم نزدیک ۲میلیون از او طلبکار شدم او انسان حقه بازی بودمقداری پسته پوک به جای دهن بست به من داده بود. من متوجه نشدم وقتی که پسته ها را به رفسنجان برای فروش آوردم گفتند پسته پوک و روآبی هست. فردایش وقتی اعتراض کردم او مرا فحش داد و گفت به آقای سیدجلال الدین تو دروغ میگویید من پسته دهن بست خوب داده ام. چون من غیر از او از کسی دهن بست نخریده بودم.. من دیگر به آن روستا نرفتم و قید طلبکاریم را زدم فقط گفتم امیدوارم این وسایل خوشبختی زندگیتان را بگیرد. . آن روز حالم گرفته بود شب که به امامزاده آمدم گفتم ای سیدجلال الدین تو میدانی که من به دین شما نیستم ولی اگر حال این زن را بگیرید من به شما ایمان می آوریم و شیعه میشوم. .چند هفته بعد همان خانم را یک شب امامزاده دیدم که گریه میکرد و میگفت که دامادم را شفا بدهد . میگفت تازه دخترش ازدواج کرده که شوهرش تصادف کرده و به کما رفته است. .من از فرصت استفاده کردم و کنارش رفتم گفتم مرا میشناسی؟ او کتمان کرد ولی من هم به روی خود نیاوردم از آن روز شیعه شدم گرچه نماز بلد نبودم ولی هرساله برای ابولفضل گوسفند نذر میکردم تا اینکه یک شب در عالم خواب اقای ابوالفضل را دیدم که نماز یادم داد و من از آن روز نماز خوان شدم و الان در کرمان زندگی میکنم و دیگر به اصفهان نرفتم من و همسر و فرزندم شیعه شدیم و منزل اصفهان را فروخته ایم و در کرمان مغازه و خانه خریدیم. البته دیگر دوره گردی نمیکنم فقط ایام عید نوروز به امامزاده سیدجلال الدین اشرف به قصد زیارت می آیم. ولی من خبری از آن خانم ندارم به آقای سیدجلال الدین من این خانم را هیچ وقت نمیبخشم. . بعد از یکسال سراغش را گرفتم گفتند دامادش ....... و .خودش..... . من نمیخواهم آبروی او را ببرم و معرفیش کنم چون هم اسم روستا و هم نام خود و شوهرش را میدانم ولی به آقای سیدجلال الدین اشرف هر روز او را نفرین میکنم. با این حال اگر ان خانم به نیابت از من همان مبلغ دو میلیون را به داخل ضریح امامزاده بیاندازد من او رامیبخشم . وگرنه فردای قیامت جلویش را میگیرم. با التماس دعا از شما و زائرین امامزاده سیدجلال الدین اشرف

    Likes0Dislikes0
    پاسخ دهيد
    رضا احمدیتقی نژاد گفته :
    جمعه , ۲۶ خرداد ۱۳۹۶

    السلام علیک یا امامزاده سیدجلال الدین اشرف
    الحمدلله درهای زیارتگاه امامزاده سیدجلال الدین اشرف همیشه به روی زائران و حاجتمندان باز است. در یک روز برفی اززمستان سرد و سخت یا در نیمه شبی از بهار، پاییز و تابستان اگر دلتان هوای بوسیدن ضریح کند تا با خلوص جان غبار از آینه دل برگیرید، می توانید به زیارت آقای سیدجلال الدین بروید. درهای زیارتگاه امامزاده سیدجلال الدین اشرف در تمام طول شبانه روز از اذان صبح تا اواخر شب به روی دلدادگانش باز است.
    بنابر قول مشهور امامزاده سیدجلال الدین اشرف از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) است اما در نسب ایشان اختلاف است.
    بعضی معتقدند که نسب سیدجلال الدین اشرف به امام موسی الکاظم(ع) منتهی می شود، مهم نسب نیست مهم جایگاه امامزاده در قلوب مردم است.
    درباره تاریخ تولد و شهادت ایشان منابع دقیقی دردسترس نیست،اما مراسم بزرگداشت این امامزاده در روز شهادت امام صادق علیه السلام برگزار میشود.
    می گویند سیدجلال الدین اشرف و خاندانش برای احیای دین به این منطقه آمدند و در راه تبلیغ دین مبین اسلام به مقام شهادت نائل آمدند.
    به هر حال کشف و کرامات زیادی از این امامزاده بزرگوار نقل کرده اند و هر ساله هزاران نفر برای زیارت مرقد شریفش از شهرستانهای مجاور طی می کنند.
    ساختمان فعلی بقعه بسیار زیبا و مجلل شامل رواق های آیینه کاری شده وسیع است و گنبد فیروزه ای و بسیار بلند آن زیبایی های خاصی را به نمایش می گذارد.
    در مسیر های جاده آسفالته از امامزاده به شمس آباد و از امامزاده به اسماعیل آباد جنگل مصنوعی باغات پسته به چشم می خورند. سقاخانه باب القبله که در مسیر شمس آبادقرار دارد چایی صلواتی اش همیشه داغ داغ است. در روزهای پنج شنبه به علت وجود پنج شنبه بازار و زیارت قبور بیشترین زائر را به خود جذب کرده است . کاروان صادقیه رفسنجان همه ساله در روز شهادت امام صادق علیه السلام از مسیرهای روستاهای مجاور به سمت امامزاده جهت اقامه عزای رئیس مذهب و بزرگداشت امامزاده سیدجلال الدین اشرف حرکت میکند و امسال چهارمین همایش بزرگداشت مقام امامزاده را به نمایش میگذارد امیدواریم که همه با تبلیغات و حضور مان در این همایش بزرگ معنوی سهیم شویم.
    ضمنا این بقعه علاوه بر جاذبه های تفریحی و زیارتی و توریستی امکانات شایسته ای جهت رفاه حال زائرین از جمله زائرسرا و و آشپزخانه و پارک و کتابخانه فراهم نموده است. در جوار امامزاده قبرستانی وجود دارد که شهدا و سادات و مومنین در آن دفن شده اند من جمله قبر استاد اخلاق مرحوم حاج ملاغلامرضا ناصری عالمی زکات عمرشان را در هشت دهه برای نشر معارف امام صادق علیه السلام پرداخت کردند و چون قلعه ای محکم در مقابل نفوذ فرقه های شیخیه و بهایی مقاومت میکرد و اجازه تحریف در نشر معارف امام صادق علیه السلام را در این منطقه ندادند. به افتخار مقام امامزاده واجب التعظیم حضرت سید جلال الدین اشرف و شادی روح امام و شهدا و اموات و گذشتگانی جوار آستان مقدس امامزاده سیدجلال الدین اشرف آرمیده اند من جمله مرحوم حاج ملاغلامرضا ناصری رحم الله من یقرا فاتحه و اخلاص مع الصلوات

    Likes0Dislikes0
    پاسخ دهيد
    رضا احمدیاسماعیل گفته :
    شنبه , ۲۷ خرداد ۱۳۹۶

    دختر برادرم دچار بیماری نامعلومی شد. بعد از آنکه پزشکان استان از درمان او عاجز ماندند بناچار او را به یکی از بیمارستان های تهران منتقل کردند. برادرم در همان بیمارستان به نیت شفای دخترش به آقای سیدجلال الدین اشرف نذر کرد. از آنجایی که داداشم از نوق زن گرفته بود و به امامزاده سیدجلال الدین اعتقاد خاصی داشت وقتی به خانه برگشت به حرم امامزاده سیدجلال الدین اشرف رفت و به درگاه او برای شفای دخترش توسل جست.همان شب به او زنگ زدند که حال دخترش بهبود یافته و ایشان بلا فاصله به حرم آقا رفت و سجده شکر بجای آورد.

    Likes0Dislikes0
    پاسخ دهيد