پایگاه اطلاع رسانی فیروزه کویرچهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶

پیش‌بینی های استاد اخلاق مرحوم ملاغلامرضا ناصری از زبان فرزندشان - پایگاه اطلاع رسانی فیروزه کویر

سخن دوست :امام صادق(ع): بهترین آسودگی، بی توقعی از مردم است

پیش‌بینی های استاد اخلاق مرحوم ملاغلامرضا ناصری از زبان فرزندشان

چندی پیش یکی از مخاطبان سایت فیروزه کویر نظری را در باب کرامات امامزاده سیدجلال الدین اشرف گذاشته بود از آنجایی صدق و کذب این نظر بر ما معلوم نبود ما به نزد پسرشان رفتیم و از ایشان جویای ماجرا شدیم. که ما خلاصه ای از آن نظر و مصاحبه ای با یادگار استاد اخلاق ملاغلامرضا ناصری آقای غلامحسین داشتیم گذاشتیم : شنیدن این ماجرا خالی از لطف نیست

در قسمتی از نظر آمده است: بنده یکی از شیعیان شیخی بودم که بعد از مرگ پدرم در سال۱۳۹۴ شمسی در اواخر ماه صفر به مذهب جعفری مشرف شدم. پدرم مرحومم شیخی بود .
پدرم زمانی که زنده بود تعریف میکرد من به همراه هفتمین پیشوای شیخیها مرحوم سرکار آقا حاج عبدالرضا خان ابراهیمی در سال ۱۳۳۸ شمسی از کرمان به منطقه نوق آمدیم . از مردم روستاهای بالای نوق سوال کردیم بزرگتر این روستاها چه کسی است ؟ گفتند شخصی بنام محمد سر رشته دار. (محمد ناصری ) به منزل ایشان رفتیم و خواستیم از فرقه شیخی تبلیغ کنیم او گفت ما در این منطقه ملایی دارم بنام ملاغلامرضا اگر او اجازه داد ما اینکار را میکنیم. محمد سر رشته دار دستور داد که ملاغلامرضا را به نزدش بیاورند. وقتی ملاغلامرضا را آوردند جناب سر رشته دار به احترامش بلند شدند و ملاغلامرضابیش از ۲۰ سالی از سرکار آقا بزرگتر بودند. سرکار آقا با او صحبت کرد و به او گفت ما پول برایت میفرستیم شما نماینده ما باشید و از مذهب ما تبلیغ کنید . ملاغلامرضا گفتند ما از مذهب امام جعفر صادق تبلیغ میکنیم و نیازی به پول شما نداریم. جناب سر رشته دار هم قبول نکرد .
ما به اتفاق ملاغلامرضا سری به زیارت امامزاده سیدجلال الدین رفتیم سرکارآقا به ملاغلامرضا گفتند پایگاه شیخیه کرمان است به زودی فرقه شیخیه جهانی میشود .
. ملاغلامرضا گفت در آخرالزّمان بحران اقتصادی حرام به حدّ اعلای خود می رسد، خانواده ها تقوای اقتصادی را از دست داده و در منجلاب آلودگی های اقتصادی همچون ربا، کم فروشی، رشوه خواری و گران فروشی غوطه ور می گردند: “هنگامی که ببینی اگر مردی یک روز گناه بزرگی همچون فحشا، کم فروشی، کلاه برداری و شرب خمر انجام نداده باشد، بسیار غمگین و اندوهگین می شود که گویی آن روز عمرش تباه شده است و می بینی که زندگی مردم از کم فروشی و تقلّب تأمین می شود. در آن زمان ربا شایع می شود، کارها با رشوه انجام می یابد،و….
.” ملاغلامرضا گفت: چند سال دیگر انقلابی رخ میدهد ۲۰ سال دیگر تو کشته میشوی . در دین خدا بدعت نکنید . شما گرچه از فشر سرمایه داران کرمان هستید و من بچه یتیم هستم . او به سمت امامزاده سیدجلال الدین اشرف اشاره کرد و گفت. اینجا قم ثانی میشود زمانی خواهد آمد بر همین امامزاده گنبد و بارگاه بسازند . و چون روز شهادت این امامزاده مصادف با شهادت امام جعفر صادق علیه السلام هست اینجا پایگاه امام جعفر صادق میشود .هیئات عزاداری با پای پیاده در روز شهادت امامزاده از روستاهای اطراف بیایند و مردم میهمان امامزاده بشوند و سفره های طولانی از انواع غذای نذری پهن میگردد. زمانی خواهد آمد تمام رفسنجان را خشک سالی بیایید و از این منطقه امامزاده آب تمام منطقه را تامین کنند . البته این آبها فقط به برکت امامزاده سیدجلال الدین اشرف است. سرکار آقا از روی استهزا گفتند مگر میشود توی این ماسه بادها حرکت کرد. الان یک شیر آبی اینجا نیسته به پدرم گفت بیا برویم این پیرمرد هزیان میگوید. آنها آمدند و قید منطقه نوق را زدند. گذشت . میخواستم بگویم ای مردم نوق بدانید اگر شما به مذهب تشیع باقی هستید به خاطر ارشاد عالمی چون ملاغلامرضا میباشد اگر او مثل بعضیها دین فروش بود الان شاید تمام روستاهای منطقه نوق شیخی میشدند و…..
ما برای جویای صحت این نظر به آقای غلامحسین ناصری یادگار مرحوم حاج ملاغلامرضا ناصری مراجعه گردیم که ایشان گفتند من به یاد دارم در سالهایی که آقای بروجردی به رحمت خداوند رفتند مرحوم پدرم رادیویی داشت وقتی خبر مرگ ایشان را شنید گریه کرد .زمانی یاد دارم که در همان سالها قبل و بعدش را حضور ذهن ندارم فقط میدانم که ما در روستای کمال آباد نوق زندگی میکردم من در صحرا مشغول آبیاری بودم که پدرم تعریف میکرد امروز از طرف سرکار آقا از من خواستند که همه امکانات در اختیارتان بگذارند و از مذهب شیخیه تبلیغ نمایم پدرم بر آنها غضبناک شد و گفت اگر تمام دنیا را به من بدهند من از مذهب جعفری دست بر نمیدارم .آنها را از خود راند.
غلامحسین ناصری درباره قسمتی ازپیش گوییهای مرحوم پدرش راجع به آخر زمان که به یاد داشت گفت: پدرم اکثر پیش بینیهایش به حقیقت پیوسته است او اکثر می گفت:
زمانی خواهد آمد که مردم چشم همچشمی می کنند، و مرگ و میر زیاد میشود اما مرگ را برای همسایه و انگار که خود هیچ زمانی نمی میرند .
زمانی خواهد آمد که عقوق پدر و مادر رواج دارد، و فرزندان هیچ احترامی برای آنها قائل نیستند، بلکه والدین نزد فرزند از همه بدترند.
زمانی خواهد آمد که زنها بر مردها مسلط شوند و هیچ کاری جز خواسته آنها پیش نرود،مهریه ها را به اجرا بگذارند و شوهرشان را زندانی کنند.
زمانی خواهد آمد که در بازار فروانی هست اما مردم توان خرید را ندارند و‌ به وسیله شراب بیمار را مداوا، و برای بهبودی، آن را تجویز کنند؛
زمانی خواهد آمد که مردم در امر به معروف و نهی از منکر و ترک دین بی تفاوت و یکسانند؛ زنان خود را شبیه مردان و مردان خود را شبیه زنان در می آورند.
زمانی خواهد آمد که در آن زمان ربا شایع می شود، کارها بدون رشوه انجام نمی گیرد. و مردم با قرض و وام زندگی میکنند و خیر و برکت از زندگیها گرفته میشود.
زمانی خواهد آمد که برای اذان و نماز مزد می‌گیرند؛ و مسجدها پر است از کسانی که از خدا نمی ترسند و غیبت هم می نمایند.
زمانی خواهد آمد که قناتها خشک شود و مبارزه با آفت کشاورز را پیر میکند . درآمد محصولات برای پرداخت سود و وام مصرف میگردد.
زمانی خواهد آمد که برای این امامزاده گنبد و بارگاه بسازند در روز شهادت امام صادق علیه السلام بر این امامزاده مجلس بگیرند
زمانی خواهد آمد که خیر و برکت از مردم برداشته شود و باران بلا می باشد اگر کم بیاید خشکسالی اگر زیاد بیاید سیل جاری میگردد و خسارت وارد میکند .
هر وقت اینها را دیدی آن زمان آخرالزمان است در این وقت خود را حفظ کن و از خدا بخواه که از خطرات گناه نجاتت بدهد.
غلامحسین ناصری گفت چندین سال پیش که داغ فرزندانم (دختر و پسرجوانم) را دیده بودم شب جمعه ای بر مزار دختر مرحومم گریه میکردم که شخصی به من عرض تسلیت گفت وقتی شنید که فرزند مرحوم ملاغلامرضاهستم از پدرم تعریف کرد و گفت به مذهب شیخی بودم . چون من داغدار بودم و در شرایط روحی خوبی نبودم چیزی از صحبتهایشان را حضور ذهن ندارم .ضمنا پدر مرحومم اکثر پیش بینی های که کرده بود به حقیقت پیوسته است فقط من خیلی از پیشگوی هایش به خاطر وقوع مصیبت و تالمات روحی از ذهنم رفته است. پدرم همیشه از مذهب جعفری و امام صادق علیه السلام تعریف میکرد. هیچ روزی نبود که بر پدرم بگذرد و او از امام صادق علیه السلام کلامی را بر زبان جاری نکند.
ما بنا به وظیفه این پست را گذاشتیم نظری که یکی از دوستان به سایت فیروزه راجع به پیش بینی های استاد اخلاق ملاغلامرضا ناصری فرستاده بودند ما برای صحت آن نزد پسرشان آقای غلامحسین ناصری رفتیم و حقیقت را جویا شدیم ما نقل قول ایشان را بیان کردیم این پیش بینی را را به عنوان یک پست ثابت گذاشتیم تادوستان در نظرات خود اطلاعات و خاطرات در مورد زندگانی استاد اخلاق برای ما ارسال نمایند تا ما او را بهتر معرفی نماییم و ما فقط انتشار می دهیم . ما صحت و کذب این تجربیات را تایید نمیکنیم فقط نقل قول میکنیم خواهشمندیم که فقط خدا را در نظر بگیرید و حقیقت را بیان نمایید . از حسن توجه و همکاری شما کمال تشکر را داریم .

برگرفته از : darolsadeghiyon.ir

Likes2Dislikes1
موکب امام علی
نظرات و ارسال نظر

رضا احمدینرجس گفته :
یکشنبه , ۱۶ مهر ۱۳۹۶

ای کاش ملاغلامرضا امروز زنده بود و مشکل ما را حل میکرد به خدا اگر شوهر با خدا و سیدی قسمت من میکرد تا عمر داشتم خادم قبرش میشدم .

Likes0Dislikes0
پاسخ دهيد
رضا احمدیامیر حسین گفته :
دوشنبه , ۱۷ مهر ۱۳۹۶

نمیدانم ملا چطوری یک مرتبه پیدا شده که اسمش توی فضای مجازی پیچیده .
خدا رحمتش کند من او را به یاد ندارم از پدر بزرگم پرسیدم او گفت او مثل یک آچار فرانسه بود تمام مشکلات مردم را حل میکرد از اختلافات خانوادگی گرفته تا درمان بیماریهای بوسیله دعای خیرشان . با مرگ او نوق یتیم شد .

Likes0Dislikes0
پاسخ دهيد
رضا احمدیشمس ابادی گفته :
چهارشنبه , ۱۹ مهر ۱۳۹۶

پدرم میگفت در محضر ملا بودیم صحبت از آخوندها شد او گفت بعضی از آخوندها هستند که کمر دین را خورد میکنند و بیشتر از یهود و اهل سنت خون در دل امام زمان میکنند گفتم میشود نام ببری او گفت نوه های میرزای شیرازی که از سادات هستند او میگفت آنها اجیر بریتانیا هستند او حتی اسم سید صادق شیرازی و برادرانش را برد

Likes0Dislikes0
پاسخ دهيد
رضا احمدیفاطمه گفته :
پنج شنبه , ۲۰ مهر ۱۳۹۶

چند تا خواستگار برایم پیدا شده بود پدرم میخواست زودتر مرا از سر خودش باز کند به یکی از آنان قول داده بود تا اینکه یک روز به پدرم منزل آمد دیدم بر خلاف همیشه مرا بوسید و عذر خواهی کرد و گفت دخترم من دیگر به شما زور نمی گویم . او می گفت ملاغلامرضا امروز به من گفته عجله مکن صبر کن چند روز دیگر خواستگار خوبی برای دختر پیدا میشود حیف نیست دخترت را به این خانواده نالایق بدهید. ۲۰ روز بعد شوهرم که کارمند سرچشمه بود برایم پیدا شد و از او چهار فرزند دارم من خوشبختی خویش را مدیون ملاغلامرضا میدانم . در صورتی خواستگار قبلی گرچه آن روز وضع مالیش خوب بود ولی الان معتاد شده و زن و بچه اش در فلاکت بسر می برند و همسرش در آستانه طلاق هستند

Likes0Dislikes0
پاسخ دهيد
رضا احمدیحمید گفته :
جمعه , ۲۱ مهر ۱۳۹۶

پدرم تعریف میکرد یکی از بچه اربابها داماد شده بود با اینکه زن خوب و نجیبی و زیبایی داشت چشمش دنبال ناموس کارگرانش بود . روزی ملا به او گوشزد کرد ولی او یک سیلی هم به گوش ملا زد ملا به پدرم گفت این شخص به یکماه نمی رسد در حادثه تصادف جان میدهد . درست همین جور شد او در راه تهران تصادف میکند و می میرد

Likes0Dislikes0
پاسخ دهيد
رضا احمدیزینلی گفته :
شنبه , ۲۲ مهر ۱۳۹۶

سال ۱۳۵۸ وقتی بنی صدر ریئس جمهور شد همه مردم او را تعریف و تمجید میکردند ولی آشیخ ملا غلامرضا میگفت به دو سال طول نمی کشد که طبل رسوایش زده میشود و با چادر زنانه از کشور خارج میشود . ما اول فکر میکردیم که خرفت شده و هزیان میگوید ولی در سال شصت فهمیدم آنچه عارف گفته حقیقت داشته است

Likes0Dislikes0
پاسخ دهيد
رضا احمدیآبیار گفته :
یکشنبه , ۲۳ مهر ۱۳۹۶

سلام آقای احمدی صبحبه خیر
من در زمان حیات آشیخ ملاغلامرضا تازه از سربازی آمده بودم و برای اربابی کار میکردم و آبیاری میکردم من در ایام پسته چینی در باغهایی که خودم آبیار بودم چند تا سبد پسته داخل زویی و یا زیر بوته های شور پنهان میکردم و بعد از تمام شدن باغ به عنوان کشکالو انها را بر میداشتم . یک روز یکی از فامیلهای ما از دنیا رفت من را فرستادند که ملا غلامرضا را برای خواندن نماز میت تلقین بیاورم. او بعد از نماز و تلقین وقتی سوار موتور من شد در بین راه به من گفت فلانی تو هم باید روزی از این دنیا برویی و و در این قبر جواب بدهی اول زندگیت هسته هرچه پسته از این ارباب بردی برو بده در غیر این صورت هم برکت زندگیت میرود و هم در عالم قیامت جوابگویی.. من هم جا خوردم و توبه کردم دیگراینکار را انجام ندادم و بعد از تمام شدن پسته ها آنها را وزن کردم و قرآن را برداشتم به نزد ارباب رفتم و گفتم به این قرآن آبرویم را نریزد و حقیقت را گفتم که من اینقدر پسته از تو دزدیدم و الان توبه کردم شما هر چقد پسته هایت را فروختی از حساب من کم کن . به خدا آن ارباب پسته ها را بخشید و آبرویم را نبرد و پنجاه قصب زمین پسته ای به من داد و گفت بگو من این زمین را از ارباب خریدم و من هم کارهای او را انجام میدادم تا اینکه ارباب مرد همیشه در روز قربان گوسفندی را قربانی میکنم که ثوابش برای پدر و مادرم و ملاغلامرضا و ارباب هدیه میکنم.

Likes0Dislikes0
پاسخ دهيد
رضا احمدیحسین .ح گفته :
یکشنبه , ۲۳ مهر ۱۳۹۶

سلام بر سرداران جنگ نرم آقایان کریمی و احمدی
یادش به خیر چه روزگاری بود قدرش را نشناختم به درد کمر مبتلا بودم روزی نزد عارف بزرگ مرحوم آشیخ ملاغلامرضا رفتم و از درد خود شکایت کردم او به من گفت شما به زنت محبت کن کمر درت خوب میشود. گفتم ملا هزیان میگویید درد کمر من چه ربطی به محبت به زن دارد گفت ربط دارد شما اینکار را بکن اگر درد کمرت خوب نشد مرا لعن کند . چندتا کیک و نوشابه گرفتم به خانه آمدم با زنم مهربانی کردم و او رابه خانه پدرش بردم فردا که از خواب بیدار شدم درد کمرم خوب شد. نزد ملا رفتم او گفت شما چند روز بود به زنت سخت میگرفتی به خاطر اینکه برای خواهر زنت شوهر خوبی بهتر از شما پیدا شده به بهانه مختلف نمی گذاشتی که خانمت به خانه پدرش برود خداوند مجازت ظلم به همسر را برایت در نظر گرفته . دقیق هرچه ملا گفته بود راست بود. ای کاش یکبار حداقل خواب این عارف بزرگ را میدیدم.

Likes0Dislikes0
پاسخ دهيد