پایگاه اطلاع رسانی فیروزه کویرسه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۷

پیش‌بینی های استاد اخلاق مرحوم ملاغلامرضا ناصری از زبان فرزندشان - پایگاه اطلاع رسانی فیروزه کویر

سخن دوست :امام صادق(ع): بهترین آسودگی، بی توقعی از مردم است

پیش‌بینی های استاد اخلاق مرحوم ملاغلامرضا ناصری از زبان فرزندشان

چندی پیش یکی از مخاطبان سایت فیروزه کویر نظری را در باب کرامات امامزاده سیدجلال الدین اشرف گذاشته بود از آنجایی صدق و کذب این نظر بر ما معلوم نبود ما به نزد پسرشان رفتیم و از ایشان جویای ماجرا شدیم. که ما خلاصه ای از آن نظر و مصاحبه ای با یادگار استاد اخلاق ملاغلامرضا ناصری آقای غلامحسین داشتیم گذاشتیم : شنیدن این ماجرا خالی از لطف نیست

در قسمتی از نظر آمده است: بنده یکی از شیعیان شیخی بودم که بعد از مرگ پدرم در سال۱۳۹۴ شمسی در اواخر ماه صفر به مذهب جعفری مشرف شدم. پدرم مرحومم شیخی بود .
پدرم زمانی که زنده بود تعریف میکرد من به همراه هفتمین پیشوای شیخیها مرحوم سرکار آقا حاج عبدالرضا خان ابراهیمی در سال ۱۳۳۸ شمسی از کرمان به منطقه نوق آمدیم . از مردم روستاهای بالای نوق سوال کردیم بزرگتر این روستاها چه کسی است ؟ گفتند شخصی بنام محمد سر رشته دار. (محمد ناصری ) به منزل ایشان رفتیم و خواستیم از فرقه شیخی تبلیغ کنیم او گفت ما در این منطقه ملایی دارم بنام ملاغلامرضا اگر او اجازه داد ما اینکار را میکنیم. محمد سر رشته دار دستور داد که ملاغلامرضا را به نزدش بیاورند. وقتی ملاغلامرضا را آوردند جناب سر رشته دار به احترامش بلند شدند و ملاغلامرضابیش از ۲۰ سالی از سرکار آقا بزرگتر بودند. سرکار آقا با او صحبت کرد و به او گفت ما پول برایت میفرستیم شما نماینده ما باشید و از مذهب ما تبلیغ کنید . ملاغلامرضا گفتند ما از مذهب امام جعفر صادق تبلیغ میکنیم و نیازی به پول شما نداریم. جناب سر رشته دار هم قبول نکرد .
ما به اتفاق ملاغلامرضا سری به زیارت امامزاده سیدجلال الدین رفتیم سرکارآقا به ملاغلامرضا گفتند پایگاه شیخیه کرمان است به زودی فرقه شیخیه جهانی میشود .
. ملاغلامرضا گفت در آخرالزّمان بحران اقتصادی حرام به حدّ اعلای خود می رسد، خانواده ها تقوای اقتصادی را از دست داده و در منجلاب آلودگی های اقتصادی همچون ربا، کم فروشی، رشوه خواری و گران فروشی غوطه ور می گردند: “هنگامی که ببینی اگر مردی یک روز گناه بزرگی همچون فحشا، کم فروشی، کلاه برداری و شرب خمر انجام نداده باشد، بسیار غمگین و اندوهگین می شود که گویی آن روز عمرش تباه شده است و می بینی که زندگی مردم از کم فروشی و تقلّب تأمین می شود. در آن زمان ربا شایع می شود، کارها با رشوه انجام می یابد،و….
.” ملاغلامرضا گفت: چند سال دیگر انقلابی رخ میدهد ۲۰ سال دیگر تو کشته میشوی . در دین خدا بدعت نکنید . شما گرچه از فشر سرمایه داران کرمان هستید و من بچه یتیم هستم . او به سمت امامزاده سیدجلال الدین اشرف اشاره کرد و گفت. اینجا قم ثانی میشود زمانی خواهد آمد بر همین امامزاده گنبد و بارگاه بسازند . و چون روز شهادت این امامزاده مصادف با شهادت امام جعفر صادق علیه السلام هست اینجا پایگاه امام جعفر صادق میشود .هیئات عزاداری با پای پیاده در روز شهادت امامزاده از روستاهای اطراف بیایند و مردم میهمان امامزاده بشوند و سفره های طولانی از انواع غذای نذری پهن میگردد. زمانی خواهد آمد تمام رفسنجان را خشک سالی بیایید و از این منطقه امامزاده آب تمام منطقه را تامین کنند . البته این آبها فقط به برکت امامزاده سیدجلال الدین اشرف است. سرکار آقا از روی استهزا گفتند مگر میشود توی این ماسه بادها حرکت کرد. الان یک شیر آبی اینجا نیسته به پدرم گفت بیا برویم این پیرمرد هزیان میگوید. آنها آمدند و قید منطقه نوق را زدند. گذشت . میخواستم بگویم ای مردم نوق بدانید اگر شما به مذهب تشیع باقی هستید به خاطر ارشاد عالمی چون ملاغلامرضا میباشد اگر او مثل بعضیها دین فروش بود الان شاید تمام روستاهای منطقه نوق شیخی میشدند و…..
ما برای جویای صحت این نظر به آقای غلامحسین ناصری یادگار مرحوم حاج ملاغلامرضا ناصری مراجعه گردیم که ایشان گفتند من به یاد دارم در سالهایی که آقای بروجردی به رحمت خداوند رفتند مرحوم پدرم رادیویی داشت وقتی خبر مرگ ایشان را شنید گریه کرد .زمانی یاد دارم که در همان سالها قبل و بعدش را حضور ذهن ندارم فقط میدانم که ما در روستای کمال آباد نوق زندگی میکردم من در صحرا مشغول آبیاری بودم که پدرم تعریف میکرد امروز از طرف سرکار آقا از من خواستند که همه امکانات در اختیارتان بگذارند و از مذهب شیخیه تبلیغ نمایم پدرم بر آنها غضبناک شد و گفت اگر تمام دنیا را به من بدهند من از مذهب جعفری دست بر نمیدارم .آنها را از خود راند.
غلامحسین ناصری درباره قسمتی ازپیش گوییهای مرحوم پدرش راجع به آخر زمان که به یاد داشت گفت: پدرم اکثر پیش بینیهایش به حقیقت پیوسته است او اکثر می گفت:
زمانی خواهد آمد که مردم چشم همچشمی می کنند، و مرگ و میر زیاد میشود اما مرگ را برای همسایه و انگار که خود هیچ زمانی نمی میرند .
زمانی خواهد آمد که عقوق پدر و مادر رواج دارد، و فرزندان هیچ احترامی برای آنها قائل نیستند، بلکه والدین نزد فرزند از همه بدترند.
زمانی خواهد آمد که زنها بر مردها مسلط شوند و هیچ کاری جز خواسته آنها پیش نرود،مهریه ها را به اجرا بگذارند و شوهرشان را زندانی کنند.
زمانی خواهد آمد که در بازار فروانی هست اما مردم توان خرید را ندارند و‌ به وسیله شراب بیمار را مداوا، و برای بهبودی، آن را تجویز کنند؛
زمانی خواهد آمد که مردم در امر به معروف و نهی از منکر و ترک دین بی تفاوت و یکسانند؛ زنان خود را شبیه مردان و مردان خود را شبیه زنان در می آورند.
زمانی خواهد آمد که در آن زمان ربا شایع می شود، کارها بدون رشوه انجام نمی گیرد. و مردم با قرض و وام زندگی میکنند و خیر و برکت از زندگیها گرفته میشود.
زمانی خواهد آمد که برای اذان و نماز مزد می‌گیرند؛ و مسجدها پر است از کسانی که از خدا نمی ترسند و غیبت هم می نمایند.
زمانی خواهد آمد که قناتها خشک شود و مبارزه با آفت کشاورز را پیر میکند . درآمد محصولات برای پرداخت سود و وام مصرف میگردد.
زمانی خواهد آمد که برای این امامزاده گنبد و بارگاه بسازند در روز شهادت امام صادق علیه السلام بر این امامزاده مجلس بگیرند
زمانی خواهد آمد که خیر و برکت از مردم برداشته شود و باران بلا می باشد اگر کم بیاید خشکسالی اگر زیاد بیاید سیل جاری میگردد و خسارت وارد میکند .
هر وقت اینها را دیدی آن زمان آخرالزمان است در این وقت خود را حفظ کن و از خدا بخواه که از خطرات گناه نجاتت بدهد.
غلامحسین ناصری گفت چندین سال پیش که داغ فرزندانم (دختر و پسرجوانم) را دیده بودم شب جمعه ای بر مزار دختر مرحومم گریه میکردم که شخصی به من عرض تسلیت گفت وقتی شنید که فرزند مرحوم ملاغلامرضاهستم از پدرم تعریف کرد و گفت به مذهب شیخی بودم . چون من داغدار بودم و در شرایط روحی خوبی نبودم چیزی از صحبتهایشان را حضور ذهن ندارم .ضمنا پدر مرحومم اکثر پیش بینی های که کرده بود به حقیقت پیوسته است فقط من خیلی از پیشگوی هایش به خاطر وقوع مصیبت و تالمات روحی از ذهنم رفته است. پدرم همیشه از مذهب جعفری و امام صادق علیه السلام تعریف میکرد. هیچ روزی نبود که بر پدرم بگذرد و او از امام صادق علیه السلام کلامی را بر زبان جاری نکند.
ما بنا به وظیفه این پست را گذاشتیم نظری که یکی از دوستان به سایت فیروزه راجع به پیش بینی های استاد اخلاق ملاغلامرضا ناصری فرستاده بودند ما برای صحت آن نزد پسرشان آقای غلامحسین ناصری رفتیم و حقیقت را جویا شدیم ما نقل قول ایشان را بیان کردیم این پیش بینی را را به عنوان یک پست ثابت گذاشتیم تادوستان در نظرات خود اطلاعات و خاطرات در مورد زندگانی استاد اخلاق برای ما ارسال نمایند تا ما او را بهتر معرفی نماییم و ما فقط انتشار می دهیم . ما صحت و کذب این تجربیات را تایید نمیکنیم فقط نقل قول میکنیم خواهشمندیم که فقط خدا را در نظر بگیرید و حقیقت را بیان نمایید . از حسن توجه و همکاری شما کمال تشکر را داریم .

برگرفته از : darolsadeghiyon.ir

Likes3Dislikes1
نظرات و ارسال نظر

رضا احمدیف.م گفته :
یکشنبه , ۲۶ آذر ۱۳۹۶

سلام با تشکر از حاج آقای احمدی .
اتفاقا من چند روزی هسته که آرام و قرار نداشتم به خاطر وقوع زلزله هایی پیاپی. البته یکسالی هسته وقتی از طریق سایت شما که ملاغلامرضا را معرفی کردید هر پنج شنبه به زیارت قبر این عارف میروم . اصلا هیچ وقت از این عارف هیچ آرزویی نکردم جز اینکه خدا عاقبت ما را به خیر ختم کنه و فرج امام زمان را برسانه تا طعم خوشبختی را بچشیم. من دیشب خواب ملا را دیدم که به من گفت فاطمه چرا بیخودی از زلزله میترسی . زلزله یک حادثه طبیعی هسته توباید خودت را عادت بدهی ولی اگر قبل از خواب وضو بگیری و آیه ۴۱ سوره فاطر و سوره زلزال را بخوانی و در هرروز همیشه با وضو باشی ۱۱ مرتبه قل الله احد را بخوانی به درت میخورد. ترس از زلزله را با یاد خدا از بین ببر . من امروز قرآن را باز کردم این آیه در قرآن عثمان طه صفحه ۴۳۹ میباشد شما هم میتوانید این را کپی کنید إِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَنْ تَزُولَا ۚ وَلَئِنْ زَالَتَا إِنْ أَمْسَکَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ ۚ إِنَّهُ کَانَ حَلِیمًا غَفُورًا.
از شما برادر بزرگوار و همه مخاطبین سایت مقدس امامزاده سیدجلال الدین فیروزه کویر هم تشکر میکنم.

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیحسین گفته :
سه شنبه , ۲۸ آذر ۱۳۹۶

سلام و عرض ادب و صحبتان به خیر
مردم اینقدر تعریف از ملا می کنند فقط ملا آدم خوبی بود و درستکار و خداترس. من هیچ کرامتی از ملا ندیدم و هیچ وقت هم دروغ و یا کاری بدی از ایشان ندیدم به غیر از خوبی چیزی از ایشان ندیدم. خاطره ای که من دارم این بود که یک روز به من گفت من را جعفر آباد نمی برید چون هفته خوانی هسته . گفتم چشم ولی ملا مگر جعفرآبادیها پولت می دهند آن سال اول انقلاب که پسته را چهلم سرما زده بود . . ملا گفت من به خاطر پول روضه نمیخوانم . من به خاطر خدا روضه میخوانم او هم خودش از جایی که خبر ندارم برایم روزی می رساند.

Likes1Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیمحمد گفته :
چهارشنبه , ۲۹ آذر ۱۳۹۶

سلام. آن شب ملا در خانه ما خوابید . ملا برای هفته خوانی به منزل ما آمد چون زمستان بود و هوا سرد بود ملا مجبور شد همان جا بماند آن شبی بهترین شب زندگی ما بود ملا آن شب در اتاق من خوابید چون چشم برزخی داشت از عیبهایم گفت و من اصلاح شدم و چندی بعد ازدواج کردم در یک کلام او مرا از گناه نجات داد. روحشان شاد

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیم گفته :
پنج شنبه , ۳۰ آذر ۱۳۹۶

سلام و وقتتان به خیر
از ملا چی بگویم و چطور بگویم. من دختری از اقوامان میخواستم به خاطر اینکه وضع مالی خوبی نداشتیم آنها به ما جواب رد میدادند من چند روز پیش نزد قبر عارف رفتم و از او خواستم که موانع این وصلت را بردارد و ازدواج ما را صورت گیرد دو روز پیش واسطه ای از طرف دختر آمد و تا اینکه دیشب ما به عقد یکدیگر در آمدیم. به نظر من زیارت قبر این عارف کلید خوشبختی است و میانه بر ترین راه زندگی است

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیز گفته :
یکشنبه , ۳ دی ۱۳۹۶

سلام بر حاج آقای احمدیان مدیر پایگاه اطلاع رسانی فیروزه کویر
چند ماهی بود که در فضای مجازی تعریف از ملاغلامرضا عارف رفسنجانی شنیدم . دو سالی بود که از رفسنجان به امامزاده سیدجلال الدین نیامده بودیم شب جمعه آمدیم امامزاده خیلی شلوغ بود به خصوص ماشین های فروشنده سیار مثل جمعه بازار رفسنجان به هر حال بعد از زیارت امامزاده رفتم قبرستان بر اثر تابلوهایی که نصب شده بود مقبره استاد را زیارت کردم. گفتم استاد من شما را نمی شناسم برای اولین بار به زیارتتان آمدم من نزدیک سی سالم سنم هسته میخواهم تا هفته دیگری بختم باز شود و خواستگاری برایم پیدا شود. روز جمعه اقوام زن دایی ام از پدرخواستند که برای امر خیر شب شنبه بیایند . دیشب آمدند و امروز هم میخواهیم برای آزمایش برویم. من همین جا میگویم الهی ملا از قبرت نور ببارد من تا عمر دارم شرمنده شمایم. فقط ناراحتیم این بود که چرا دیرتر ملا را شناختم . اگر من ده سال پیش به زیارت ملارفته بودم الان بچه های من میبایستی مدرسه می رفتند. توصیه من اینه هرچه میخواهید توامامزاده سیدجلال الدین است.

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیخانم گفته :
دوشنبه , ۴ دی ۱۳۹۶

سلام و صبح به خیر .خدا پدر و مادرتان را بیامرزد. از آنروزی که همایش برای ملا گرفتند و پنج شنبه بازار را راه انداختند . باعث شد که امامزاده سیدجلال الدین اشرف بیشتر معرفی شود. بعد از مرگ شوهرم مدارک و اسناد داشتم که نمی دانستم که شوهرم آنها را کجا گذاشته و می ترسیدم از خانواده شوهر و خانواده پدرم سوال کنم تا اینکه در شب جمعه از رفسنجان به امامزاده آمدم. با اینکه اهل رفسنجان هستم خرید هفتگیم را از امامزاده سیدجلال الدین در پنج شنبه بازار میکنم . این پنج شنبه ای سر قبر ملا آمدم دیدم که خلوت بود. چند اقوام ملا برای هفته اول حاج سیدحجت کنار مقبره او رفته بودند از فرصت استفاده کردم و آمدم قبر ملا را زیارت کردم وقتی زندگی نامه اش را خواندم و اوللش دیدم که پیامبر فرموده اگر کسی قبر عالمی را زیارت کرده به مانند اینکه مرا زیارت کرده به یاد گمشده ام افتادم با خود گفتم اگر گمشده ام پیدا شود برای ملا خیرات میکنم. . همان شب خواب عالم را دیدم که به من گفت شوهرت مدارک را در داخل سوراخ بخاری که در اتاق پذیرایی که در لای دیوار بوده مخفی کرده است .. و برای من نمی خواهید خیرات کنید من نیاز ندارم فرزند همسایه ات جوان پاکی هسته چون شرایط ازدواج دائم راندارد و در معرض گناه است و چون خودت هم به خاطر دخترانت نمی توانی ازدواج کنید . با ازدواج موقت مشکل هر دوی شما حل میشود و مورد رضایت خداست. او به من گفت اگر سنت ازدواج موقت جا می افتاد زلزله کاری نمی توانست بکند . زلزله از بلاهای طبیعی هسته و راه آن مقاوم سازی منازل هسته متاسفانه اکثر مردم خانه هایشان بافت قدیم و فرسوده دارد و برایشان امکان ساخت و ساز را ندارند میتوانند با دعا و نیایش و صدقه و کار خیر بلا را دفع کرد. اگر امروز در جامعه ما مردان تنوع طلبی نمیکردند و زنان بیوه صیغه انسانهای مجرد میشدند دیگر گناه کمتر میشد و بلا دور میشد.
من وقتی که از خواب بیدار شدم درب بخاری اتاق پذیرایی را باز کردم و به خدا تمام مدارک در آنجا بود. حرف ملا برایم حجت شدم و خودم را صیغه پسر همسایه کردم و مهریه اش را آیه ۴۱ سوره فاطر إنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَکَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ إِنَّهُ کَانَ حَلِیمًا غَفُورًا که هر شب بخواند قرار دادم و شرط کردم به کسی موضوع صیغه مرا مطرح نکند چون فرزند دارم. چون کارمند هستم و نیاز مالی ندارم و مکان دارم اینکار از دستم بر می آید. هم خدا راضی است و هم بنده خدا . ای کاش به جای بعضی از سنت های غلط سنت ازدواج موقت راه می افتد و جامعه اصلاح میشد. به نظر من اگر خانمهای مطلقه و بیوه که وضع مالیشان خوب بود سختگیری نمیکردند و نیاز خود و جوانان تامین میشد گناه هم کمتر میشد . زیرا اگر یک زن فاسد باشد میتواند چندین مرد را منحرف کند.

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیشمس ابادی گفته :
سه شنبه , ۵ دی ۱۳۹۶

سلام آقای احمدی صبح شما به خیر و خوشی تشکر به خاطر معرفی استاد اخلاق .من وقتی از خدمت سربازی آمده بودم کنار شرکت سیدمحمود شمس اباد نشسته بودم حسین رضا خود بیامرز به من گفت ملا را حسن اباد برای روضه خوانی نمی برید . گفتم چشم ملا را بردم آن موقع تازه حسن حاج حسین فوت کرده بود زمستان هم بود . ملا در منزلش قران هم میخواند . همان سال هم آشیخ محمد هاشمیان کنلگ مسجد حسن اباد را زده بود . ملا به من گفت هیچ وقت در این زمین مسجد ساخته نمیشود گفتم چرا . این بماند این یک راز است. این مسجدرا تغییر می دهند . به خدا تو دلم گفت این پیرمرد خرفت شده و هزیان میگوید . گفت فکر بد مکن اگر دیدی این مسجد ساخته شد بگو ملا بر اصلت لعنت . اگر دیدی این جا را رقاصخانه نکردند بگو ملا خدا از شما نگذرد. زمانی که با تلاش و تغییر دادن سوال مسجد را رقاصخانه کنند در این ابادی خیری دیده نمیشود کشاورزی این روستا بی برکت میشود درختهای پسته خشک میشود و از آب می اندازنند. . هرچه چاه بزنند به اب دسترسی ندارند . بلا در این محل نازل میشود .مردم روستاهای اطراف به خاطر نفرتی که از خان این روستا دارند از مردم این روستاها کینه دارند و دشمنی می ورزند. در حالی که مردم بی تقصیرند . علتش اینه که بعضی از مردم حسن اباد خوش آمدگو و حامی ظلم بودند هرچه خان میگفته آنها هم عمل میکردند و در ظلمشان از ترس شریک بوده اند. . . به خدا قسم اگر در این جایی که میخواهند مسجد بسازند کف و صوت و رقص کنند بلایی براین مردم نازل شود که در تاریخ بی نظیر است تنها راهش اینکه برای جلو گیری از اسراف و تبذیر مجلس عروسی بگبرند ولی دست و کف و صوت نزنند . در حرم امام رضا هم عقد میگیرند شیرینی هم پخش میکنند. گناهی ندارد
حالا من فهمیدم که چرا شمس ابادیها نمی گذارند لوله آب حسن اباد را جدا کنند . این به خاطر کینه های قدیمی هسته . گفتم اگر نگویم مدیون باشم به همین خاطر گفتم قبل از وقوع حادثه چاره ایی بکنید . خودم را معرفی نکردم که پاسخگو نباشم . من نمی گویم اینقدر خرج شده اینجا را تعطیل کنند خودش اسراف هسته . آنها میتوانند بهترین تالار را داشته باشند ارزانتر بگیرند فقط رقص و کف و صوت نداشته باشند. این باعث افتخار آبادی هم هسته. من نمی گویم این نظر را تایید کن شما میتوانید قبل از تایید این نظر را به شورا و دهیار حسن اباد نشان دهی و یا بفرستید اگر اجازه دادند تایید کن. گرچه الان خدا را شکر حسن اباد به برکت امام صادق خوب شده مردمانش از موتورهای اطراف شریک شده اند و وضعشان خوبه . گفتم نکند ندانسته به خاطر اینکه در مسجد رقص و سوری داشته باشند و گناهش دامن مردم را بگیرد. مدیون باشم . شما به دل خودتان هسته. من نه بیکارم که بیایم نظری بدهم که روز قیامت مدیون حسن ابادیها باشم تازه سواد آنچنانی هم ندارم و بلد هم نیستم پیام بدهم به بچه ام گفتم بنویسد . باید مرا ببخشید. به خدا قسم من تمام مردم حسن اباد را دوست دارم و بدی از هیچکدامشان ندیدم.

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیزهرا گفته :
چهارشنبه , ۶ دی ۱۳۹۶

سلام آقای احمدی دلم میخواست سوال را جایی بپرسم خجالت میکشیدم بی زحمت شما از شیخ فیروزی بپرسید و پاسخش را بدهید آیا میشود مسجد را تالار کرد؟ آیا زنانی که عذر شرعی دارند میتواند در این تالار بیایند ؟. چون من چند وقت دیگر عروسی بچه ام هسته می خواهم راه به کار ببرم . از لطف شما سپاسگزارم.

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیطلبه حقیر گفته :
پنج شنبه , ۷ دی ۱۳۹۶

سلام خدمت برادر بزرگوارمان حاج آقای احمدی صبح بخیر.
روز گذشته شخصی بنام زهرا لینگ و آدرس سایت شما رابه من دادند خواستند که جواب سوالشان را پاسخ دهم : پرسیده بودند : در روستایی چند سال پیش مسجدی بنا کردند چون مسجد کوچک بود کنار آن مسجد سرمایه دار آن روستا اسکلت مسجد بزرگتری را ساختند و زمین را وقف مسجد کردند و قرار شد مسجد بسازند. چند سالی این مسجد را بلا تلیف نگه داشتند و مردم روستا در ۱۵۰متری این مسجد کنار جاده مسجدی را ساختند . بعد از چندی آن سرمایه دار نیت مسجد نیمه سازش را تغییر داد حتی گنبد آن را برداشتند و الان تالار عروسی کردند میخواستم ببینم آیا در این مکان میشود عروسی گرفت خواهشمندم که حکمش را بیان نمایید .
از زمانی که بنایی مسجد می‌شود یعنی قطعه‌‌ای از زمین پاکیزه، مطهر و بدون داشتن هیچ شائبه‌ای از طریق مالک حقیقی و یا حقوقی آن، به مسجد اختصاص پیدا کند و در آنجا صیغه مسجدی خوانده شود تا بعد از آن، مجموعه‌ای از احکام که در علم فقه به عنوان «کتاب‌المسجد» یاد می‌شود در آن جا جاری می‌شود.
بر این اساس، مهمترین نکته آن این است بخشی که به عنوان مسجد قرار داده می‌شود به کسی غیر از خداوند متعال تعلق ندارد و هر فردی که بخواهد به نماز و عبادت بپردازد می‌تواند در آن ورود پیدا کند از این رو هیچ فردی بر فرد دیگری، حتی گروهی که سازنده و مؤسس مسجد هستند برتری ندارند، همچنین فرموده‌اند اگر به طور مطلق، برای مکانی صیغه مسجد خوانده شود از اعماق زمین تا آفاق آسمان، عنوان مسجد بر آن بار می‌شود و طبقات آن هم هرچه اضافه‌ و یا حتی گودبرداری شود و چندین متر زیر زمین بروند همگی جزو مسجد محسوب می‌شوند مگر اینکه طبقه خاصی را به مسجد اختصاص دهند.
تا جایی که امکان دارد زمینی که به مسجد اختصاص داده شده باید حفظ شود اما اگر جایی که در محل رفت و آمد بود و یا در طرح جاده و یا اتوبانی قرار داشت که باید تخریب شود با اجازه حاکم شرع از باب اضطرار تخریب می‌شود اما احکام مسجد بودن آن همچنان برقرار است.
این موضوع جزو قواعدی است که تعریف شده است خصوصاً مسجدی که در یک محله قرار داشته باشد؛ اگر به هر دلیلی مسجدی به چنین سرنوشتی دچار شود تا قبل از اینکه جایی برای آن مسجد اختصاص داده نشود اجازه نداریم آن مسجد را به لحاظ فیزیکی حذف کنیم.
روی این کره پهناور خاکی جاهایی وجود دارد که خانه خدا نامیده می‌شود، در این مکان است که فرشتگان الهى و انسان‌هاى زمینى با هم جمع می‌شوند و نماز می‌گزارند، در همین مکان است که تمام آفریده‌ها و مخلوقات خدا با هم و یکجا خدا را عبادت می‌کنند. در مسجد است که دل‌ها به هم نزدیک شده و یک صدا رب جهانیان را می‌خوانند، در همین محیط است که یک مسلمان از خردسالی تا سالمندی با مسجد عجین می‌شود و بهترین لحظاتش را در خانه خدا سپری می‌کند، در همین مکان است که احکام الهی را می‌آموزد و در سایه آن با سبک زندگی اسلامی آشنا می‌شود و در نتیجه این انس و اخوت با مسجد است که پایه‌های حکومت اسلامی تقویت می‌شود و این سخن رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) که فرمود: «مساجد سنگر است سنگرها را حفظ کنید»، اذعان به این موضوع است.
شما برای اطلاع کامل میتوانید همین سوال را به دفتر مرجع تقلید بفرستید و کتبا پاسخش را دریافت نمایید. و اگر عجله دارید می توانید قبل از اینکه در این مکان عروسی بگیرند امنای مسجد و یا شورا و یا دهیار شخصی را بفرستید دفتر مراجع حکمش را بگیرید نکند ندانسته مرتکب گناهی شوید .

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیع گفته :
پنج شنبه , ۷ دی ۱۳۹۶

سلام آقای احمدی شب به خیر تو را به همان امامزاده ای که افتخاری برایش کار میکنید یا نظر را تایید کن و یا به دهیار و شورای حسن اباد بفرست.
چنانچه که طلبه حقیر می فرمایند گرفتن عروسی در این مجلس جایز نمی باشد میخواستم بگویم آیا این کار اسراف نیست؟ تا جایی که بنده از حسن ابادیها شنیدم اینهااز عالمی دینی پرسش کردند و مجوز گرفتند قرار شد تالاری بسازند درآمد آن را خرج امور خیر یه نمایند و از مردم مستضعف و قشر کم درامد پول نگیرند
ای کاش شما آقای احمدی از قبرستان گبری که در پشت امامزاده و نزدیک کوه بود گزارش تهیه میکردید. شما از بزرگان شمس اباد سوال نمایید. خدا بیامرز میرزا حمد حکایت قبرستان گبری را می دانست.

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیحسین گفته :
جمعه , ۱۵ دی ۱۳۹۶

سلام و صبح حضرتعالی به خیر
یک وقتی یک خاطره ای از انسان می ماند که الگوی عملی میشود. خدابیامرز ملاغلامرضا من کراماتی از ایشان ندیدم ولی حرف شنیدم که زندگیم را تغییر داد. من در کشاورزی سعی میکردم درختم را در بازه زمین همسایه بگذارم تا نیم متر زمینم بیشتر شود یک روز ملا به من گفت فلانی برکت دست خداست اگر خواستی محصول بیشتری نصیبتان بشود و خدا بهت برکت بدهد به حد خودت قانع شود و حتی شاخه هایی که از زمین شما راه سم پاشی و آبیاری زمین همسایه را بسته قطع کن و زیر بازه همسایه را خالی نکن . من دستورش را اجرا کردم و همیشه از ان سال خدا به زندگی و کشاورزیم برکت داده. و همیشه میگویم خدا ملا را بیامرزد.

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیسیده ز... گفته :
یکشنبه , ۱۷ دی ۱۳۹۶

ملاغلامرضا ناصری سند اعتبار و تاریخ دهستان رضوان است عدم شناخت او اوج جهالت است. امروزه شناخت و معرفی ایشان یکی از ضروریات مردم منطقه می باشد. اگر او را به جامعه بشناسیم به تاریخ دهستان بها داده ایم.

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیشمس ابادی گفته :
پنج شنبه , ۲۱ دی ۱۳۹۶

سلام خدمت برادر بزرگوارم آقای احمدی و تشکر از سایت باارزشتان
در میان جوانان در قدیم که وقتی باران نمی بارید و خشکسالی می شد، جوانان محل اتالو میکردند در روستاهای نوق رسم بود که به هنگام خشکسالی و نیامدن باران ، جوانها به هر خانه ای مراجعه کرده و مقداری آرد طلب میکردند ، بعد این آردها را یکی از زنان محل به صورت کماچی در می آورد و مهره ای در وسط خمیر ها قرار می داد ، پس از پختن، کماچ به تکیه محله برده و مردی که مسن تر از دیگران بود آن را می برید به قطعات کوچکی تقسیم کرده به حاضران می‌داد شخصی که آن مهره در کماچش وجود داشت، باید کتک می‌خورد تا سیدی او را ضمانت می کرد به شرط آن که تا ۲۴ ساعت بعد باران بیاید آن گاه همه با هم این شعر را می خواندند که:
الله خدا بارون بده
بارون بی پایون بده
گندم به دهدارون بده
جو هم به مالداروان بده
ارزن به مرغداران بده
صفا به کشتزارون بده.
البته بعید نیست که مرد کتک خورده ، در ادامه درد ناشی از کتک زدن آنها می گفت " انصاف به این مردون بده" زیرا سرنخ باران جای دیگریست و کتکش را من باید بخورم.
من به یاد دارم در شمس اباد اتالو کردیم من گشنه بودم گفتم نان را میخورم اگر شانس من شد یا مهره را قوت میدهم و یا به بهانه ای از گیر کتک خوردن شانه خالی میکنم. انها گفتند قبل از خوردن نانها باید مهره را پیدا کنند. خدا بیامرز علی شیر دل گفت ما باید نانها را بخوریم و پیش ملا غلامرضا برویم اگر او حکم کتک را داد باید شخص کتک بخورد و اگر حکمی دیگر داد بایدتابع ان بود ما هم قبول کردیم .و مهره هم در نان من بود . بعد از خوردن ما همه به درب خانه ملا رفتیم . ملا را صدا کردیم به بیرون امد ما ۷نفر بیشتر نبودیم . ملا گفت به داخل خانه بیایید ما رفتیم ملا گفت این سنت از زرتشتیها به ارث رسیده مسلمان باید نماز باران بخواند و گناه نکندتا باران بیاید .من یادم هسته در خانه ملا حیاط کوچکی بود او به نماز ایستاد و دو رکعت نماز خواند و گفت اگر تا دو روز دیگر باران نیامد شما بیایید مرا کتک بزنید کارتان به کار این بچه نباشد. دقیقا هنوز به دو روز نرسیده بود باران خیلی خوبی آمد و مزارع سیراب شد و ملا سنت اتالو کردن را از منطقه نوق از بین برد. روحشان شاد و یادشان گرامی

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیخانم .م گفته :
جمعه , ۱۳ بهمن ۱۳۹۶

از حاج عباس کریمی به خاطر نصب و نامگذاری قدیمی ترین محله شمس اباد بنام خیابان استاد اخلاق ملاغلامرضا ناصری تشکر میکنم

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیع. گفته :
چهارشنبه , ۲۴ مرداد ۱۳۹۷

سلام بر خادمین امامزادهسیدجلال الدین اشرف
ملاغلامرضا ناصری پیشگوی با اخلاص بود ایشان میگفت قریب ۲۰سال بعد از مرگ من فجعت رخ میدهند وقتی که مسجدی را رقاصخانه نمایند آن زمان زنان شوهر دار با مردان متاهل و مجرد رابطه پیدا میکنند در حالی که شوهرانشان خبر دارند و خود را به بی اطلاعی میزنند. آن زمان بلاهای اسمانی خاموش و تدریجی ناز ل میشودخشکسالی زیاد میشود چون به حرفهای رهبر اهمیت نمیدهند در مسولین نظام خائن پیدا میشود تا زمانی که کل حکومت به دست پاسدارها نیافتده گرفتاریها زیادتر میشود احتکار روزبروز بیشتر میشودآن زمان بچه ای در عربستان و دیوانه ای در غرب حکومت میکنند و با شیعه دشمن هستند بهترین کار در آن زمان تبعیت از رهبری است زیرا رهبر غریب و تنهاست مردم فکر میکنند اگر با غربیها سازش کنند مملکت خوب میشه ولی کور خواندند هرچه قدر با غربیه ها رابطه بیشتر داشته باشیم بیشتر در منجلاب فرو میرویم. دشمن مثل سگ هست هرچه فرار کنی دنبالت می آید باید در مقابلش بایستید و او را دنبال کنید

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیم. گفته :
پنج شنبه , ۲۵ مرداد ۱۳۹۷

وقتی نظرات سایت فیروزه را دیدم با خود گفتم این آقای احمدی و کریمی و تقی نژاد بیکار هستند از ملاغلامرضا تبلیغ میکنند یکی تقویم ملا را چاپ میکند و یکی بنر ملا را و یکی هم مثل شما نظراتی که راجع به ملا می نویسند تازه معلوم نیسته راست باشه یا دروغ؟گفتم اگر ملا کاری از دستش بر می آید شبی می آید و مرا نصحیت میکند و مشکل مرا حل میکند با اینکه من بعد از مرگ ملا به دنیا آمده بودم و ایشان را ندیده بودم فقط عکش را در فضای مجازی؟ تا اینکه در عالم خواب دیدم که ملا به من گفت حیا کن چرا حرام انجام میدهید گفت مگر زنت چه کمبودی دارد با خواهر بزرگش رابطه دارید چون بعد از مرگ باجناقم بدون اینکه کسی خبر بشود با خواهر خانمم رابطه نامشروع داشتم و کسی غیر از خدا خبر نداشت. گفتم ملا او شوهر نداره و گناه دارد او گفت تو با این کارت عقد ازدواجت را مشکل میسازید اگر دلسوز خواهر خانمت هستی او را به عقد موقت برادرت در بیاور> تو تنوع طلب هستی تو زن خودت را نمی توانی سیر کنید اگر با این وضع ادامه بدهید زن خودت هم فاسد میشود او گفت تمام گرفتاریها و مشکلات این جامعه از رابطه های نامشروع سرچشمه می گیرد تا زمانی که این رابطه ها ادامه داشته باشد گرفتاریها هم بیشتر میشود

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیف. گفته :
شنبه , ۲۷ مرداد ۱۳۹۷

بنده اهل شهر رفسنجان بعد از اینکه به سفارش همکاران نوقی حکایتهای ملا غلامرضا را در فضای مجازی خواندم من در شرکتی به حسابداری مشغول بودم روزی با یکی ازهمکارانم آشنا شدم و او به من وعده ازدواج داد یک روز به منزل او رفتم بدون اینکه کاری بکنم آن خائن از قبل چند تا پسر مجرد را به منزلشان آورده بود بدون اینکه من متوجه حضورشان بشوم آنها از من خواستند عمل منافی عفت انجام بدهم .از ترس نمی دانستم چکار کنم یادم از ملا آمد و گفتم خدا به حقیقت ملا غلامرضا اگر مرا نجات بدهی و دامنم را پاک کنید دیگر گناه نمی کنم. . کار خدا همان لحظه تلفن آن همکار زنگ خورد و گفت پدرت تصادف کرده خودت را به بیمارستان برسانید آنها همه با هم رفتند و من هم از آن روز با هیچ مردی همکلام نشدم تا چند روز بعد با یکی از اقوامان ازدواج کردم و زندگی خوبی را دارم و هروقت سیدجلال الدین می آیم قبر ملا را زیارت میکنم

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیخانم ز. گفته :
دوشنبه , ۲۹ مرداد ۱۳۹۷

سلام آقای احمدی وقتتان به خیر .
از شما و آقای مریدی و تقی نژاد و کاظم رفسنجانی و یا کسانی که من آنها را نمیشناسم که در فضای مجازی مطلب میگذارید و کارهای مذهبی انجام می دهید یک کانالی به عنوان ازدواج سنت حسنه در منطقه نوق بسازید هر دختر و پسری که قصد ازدواج دائم دارند ب یکدیگر معرفی نمایید البته با واسطه ولی شرایطشان را بگویید تا زمانی که تصمیم نهایی نگرفته اند اسم روستا و نامشان فاش نشود و هر امر خیری صورت میگیرد مبلغی هم به عنوان شرینی بگیرید باورکنید خیلی ثواب دارد این ۴نفر یا بیشتر به همدیگر معرفی کنند بدون اینکه آبروی کسی برود و معرفی گردد حقیقتا من خیلی خانمها سراغ دارم که سنشان بالا رفته و یا مجردند و یایک ازدواج ناموفق داشتند و خجالت میکشند پیشنهاد بدهند باور کنید ثواب اینکار کمتر از حج نیسته . به نظرم زنا و کناه هم کمتر میشود.

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیف. گفته :
چهارشنبه , ۷ شهریور ۱۳۹۷

سلام وقت به خیر...

آقای احمدی خواهش میکنم اگر راهکاری دارید برای من ارائه بدید .

بنده یه خواستگاری دارم که از نظر بیشتر شرایط با هم مناسب هستیم و من خیلی راضی به این وصلت هستم .

مشکلی که هست ایشون نظرشون اینه که مهریه نباید بیشتر از ۱۴ سکه باشه و بر عکس پدر من به هیچ عنوان به مهریه کم قانع نیست و برای هر دو خواهرم مهر بالای ۵۰۰ در نظر گرفت و میگن برای من هم باید همین باشه .

خانواده مذهبی هستیم و حتی در شرایط اولیه و درآمد کم هم مشکلی نداریم و به قول پدرم زندگی باید ساده شروع بشه ولی کلا تو بحث مهریه هیچ وقت کوتاه نمیان و منم اصلا آدمی نیستم رو حرفشون حرف بزنم...

حالا دو روز دیگه قرار هست با این اقا در مورد مهریه و مراسم بله برون صحبت کنیم و من نمیدونم چه طور این مساله رو بهشون بگم که قبول کنن.. باور کنید اگر به خودم باشه مهر بالا رو نمیخوام ولی پدرم خیلی رو این قضیه اصرار دارن... نگید باهاشون صحبت کنم و راضیشون کنم چون پدرم رو میشناسم و میدونم اصلا موافقت نمیکنن از طرفیم دلم نمیخواد به این آقا بگم مجبورم و اینا چون حس میکنن پدرم ظالمه و زورگو در صورتی که این طور نیست و کلا اهل دخالت نیستن و به جز مورد مهریه تو هیچ موردی سختگیری ندارن و برعکس خیلی هم کمک حال هستند برای خواهرام و همسرانشون...

لطفا بگید از چه راهی بهشون بگم تا این قضیه براشون منطقی بشه ، ایشون هم فرد مذهبی هستن ،‌ خواهشا هر موردی به ذهنتون میرسه بگید شاید کمک حال بود .

برای منم دعا کنید لطفا تو این عید عزیز

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیرضا احمدی گفته :
پنج شنبه , ۸ شهریور ۱۳۹۷

سلام

به نظر من ایراد از ناآگاهی و ناآشنایی پدر شما با موضوع مهریه است...
اگر کمی تحقیق کنید در باب مهریه متوجه خواهید شد که مهریه در اسلام صرفا یک هدیه از جانب مرد به زن است آن هم به میزان تواناییِ مرد در لحظه ی ازدواج...

و به قول معروف اسب پیشکشی رو دندونش رو نمیشمرند... پس چانه زدن بر سر مهریه از طرف خانواده ی دختر امری غیراخلاقی و غیر شرعیست که البته متاسفانه رایج هم شده... و انگار میخواهند دختر خود را بفروشند و قیمت گذاری کنند و یا از مهریه ی سنگین به عنوان یک حربه و ابزار برای نگهداشتن مرد در کنار دختر استفاده کنند!!
حال آنکه با اینکار ارزش معنوی دختر نادیده گرفته شده و به چشم کالا به او نگریسته میشود, همچنین
طبق تجربه و عقل هیچوقت مهریه ی سنگین موجب اتحاد و پیوستگی قلوب زن و مرد نشده و چه بسا کینه ها و عداوت ها پدید آورده و آنگاه که قلب این دو از هم جدا شود هیچ چیزی حتی مهریه هم نمیتواند تضمینی بر بقای رابطه گردد.

بقای رابطه در گرو همدلی و صدق و صبر و گذشت برای خدا در رابطه است.
همین پدر و مادرهای من و شما هستند که موجب سختگیری ها در امر ازدواج جوانان میشوند از سر نا آگاهی! و وظیفه ی ماست که با منطق و محترمانه تفهیشان کنیم.

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیف. گفته :
پنج شنبه , ۸ شهریور ۱۳۹۷

سلام خدمت برادر بزرگوارمان
از آنجایی که ازدواج مثل هندوانه سر بسته است اما؛ قطعا باید تحقیقات لازم قبل از آن انجام و مابقی هم به خدا سپرده شود.
من جواب شما را نشان پدرم دادم وقتی کامل خواند ند خودشان گفتند من خوشبختی شما را میخواستم حالا که شما به ۱۴ سکه راضی هستید من هم به رضایت شما راضی هستم. من خوشبختی خودم را مدیون شما و سایت فیروزه کویر می دانستم. و ۱۰۰۰۰۰ تومن نذر امامزاده سیدجلال الدین کردم و امروز هم ادا کردم. ان شاء الله تا قبل از محرم عقد می نماییم. امیدوارم که خدا غم و غصه رااز دل شما بردارد.و شما را حفظ نماید

Likes0Dislikes0
پاسخ
رضا احمدیالف گفته :
پنج شنبه , ۱۲ مهر ۱۳۹۷

سلام و صبح به خیر آقای احمدی
مدتی بود که اسم ملاغلامرضا را از نوقیها شنیده بودم روز عاشورابه امامزاده آمدم از آقای ترابی که از دوستانم بود سراغ قبر ملا را گرفتم آن قبر را نشان من دادند و زندگی نامه اش را خواندم با خودم گفتم اگر این ملا مرا موعظه ای بکند من به ایشان اعتقاد می آورم و هر وقت که به امامزاده بیایم سر قبرش فاتحه ای می خواندم. تا اینکه سه شب پیش در عالم خواب دیدم ملاغلامرضا به خوابم آمد و به من گفت چرا گناه میکنی چرا با دختران و زنان شوهر دار ؟شما کارمند اداره ..... هستی بعضی از خانمها به خاطر حل مشکلشان به اداره می آیند شما کار آنها را انجام میدهید و بعد با آنها رابطه برقرار می کنید اینکار خوبیت ندارد و شما از زن خود غافل میشوید و زن شما هم فاسد میشود این را بدان تابحال زن شما خیانت نکرده شما در روز سه شنبه مرخصی بگیر به طوری که خانمت متوجه نشود وقتی همسرت خواب است شما کفشهایتان را پنهان کنید و گوشی موبایل را خاموش کنید و زیر مبل مان بخوابید و از کاور مبل بیرون را ببینید . من همینکار را کردم . من هم وقتی که خانم در اتاق خواب بودند کفشها را پنهان کردم خداحافظی کردم و در زیر مبل مخفی شدم . همانجا خوابم برد تا اینکه دو ساعت بعد زنگ منزل به صدا آمد خانمم بیرون رفت شوهر خواهرم به منزل آمد با خانم صحبت کردند بعد از نیم ساعت خانم گله کرد که شوهرم مدتی هسته کم محبته هسته اهمیت به من نمی دهد شوهر خواهر میگفت حیف شما نیسته که زن این شخص نالایق شدید شوهر شما دست و بالش باز هسته با بهترین زن و دختر در ارتباط هسته یاد شما هم نمی کند و......
نزدیک بود که همسرم اغفال شود که عطسه ای بر من عارض شد که نتوانستم جلویش را بگیرم شوهر خواهرم خانه را ترک کرد . همسرم ترسید گفت به خدا بار اولم بود که چنین حرفهایی را زدم اینها از بی محبتی هسته. چون ملا در خواب به من گفته بود حرفش را تایید کردم و قصه را به خانم گفتم و همان روز با او رابطه داشتم و عهد کردم که دیگر دنبال هیچ نامحرمی بروم . دیروز عصر با خانمم به شمس اباد نوق آمدیم و بعد از زیارت امامزاده به سر قبر عالم رفتیم و فاتحه ای خواندیم و عهد کردیم که دیگر به همدیگر خیانت نکنیم. واقعا این عالم بر حقی هست.

Likes0Dislikes0
پاسخ