پایگاه اطلاع رسانی فیروزه کویرسه شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۶

پدر شهید محسن حججی گفت پیامی که شهید حججی داشت این بود که فضاهای مجازی و تبلیغات شوم و مسموم کشورهای بیگانه نمیتواند در جوانان ما تاثیر بگذارد. - پایگاه اطلاع رسانی فیروزه کویر

سخن دوست :امام صادق(ع): بهترین آسودگی، بی توقعی از مردم است

پدر شهید محسن حججی گفت پیامی که شهید حججی داشت این بود که فضاهای مجازی و تبلیغات شوم و مسموم کشورهای بیگانه نمیتواند در جوانان ما تاثیر بگذارد.

به گزارش فیروزه کویر به نقل از خانه خشتی ؛ پدر شهید محسن حججی امشب در مراسم یادواره شهدای مدافع حرم رفسنجان اظهار داشت: مردم هر زمان که نیاز بود در صحنه حاضر شدند خدا را شاکرم که به برکت خون شهید درجمع شما قرار گرفته ام ،خداوند با تصویر کشیدن شهید پیامهایی زیادی برای ما داشت شهید حججی حجت خدا بود .

وی بیان داشت :پیامی که شهید حججی داشت این بود که فضاهای مجازی و تبلیغات شوم و مسموم کشورهای بیگانه نمیتواند در جوانان ما تاثیر بگذارد ،خداوند شهید حججی را که یک جوان دهه هفتادی بود برای ما انتخاب کرد تا به همه ثابت کند علی رغم همه فضاهای مجازی می شود خوب زندگی کرد و طوری زندگی کرد که خداوند عاشق ادم شود و در عوض خداوند هم ثابت کرد که اگر عاشق کسی باشد خریدار خوبی است .

پدر شهید حججی گفت :شهید حججی نه وزیر بود نه وکیل ،نه فرمانده سپاه بود و سابقه انچنانی هم نداشت اما یک بسیجی مخلص امام زمان بود خالصانه برای خداوند کار کرد خداوند هم به او عزت داد که همه مردم به وجودش افتخار کنند و باعث سربلندی همه شد.

وی از خاطرات رفتن پسرش به سوریه سخن به میان اورد و گفت : چهره محسن در سفر اخر به سوریه چهره معصومانه ای بود و گواه به شهید شدن ایشان می داد برای محسن دعا نکردم چون میدانستم شهید می شود .

وی در ادامه گفت :از زمان رفتن دفعه دوم بود که به سوریه رفت خدمه تانک بودندمجروح می شوندیه چیزی گم کرده بود و جا گذاشته بود همه ش تلاش می کرد که برگردد حتی به خود من گفت این راه سعادت است،دلیل که شهید نشدم را نمی فهمم متوجه میشه وقتی می خواسته به سوریه به مادرش نگفته تنها من و همسرش می دانستیم مادرش رضایت نمی داد نقطه ضعف ما را به دست آورد ما رو برد به حرم رضوی از دم آخر به خانه ما امد همه ما فهمیدیم خداحافظی اخر است خودش هم می دانست که سفر اخر است رو به خواهرانش کرد و گفت خواهران جوانان بنی هاشم علی اکبر هم داره میاد نبادا ناشکری کنید برای امام حسین گریه کنید وقتی رفت به سمت ترمینال منتظر یه اتفاق بودیم چهره ی محسن معصومانه و خاص بود ۲۵ روز بعد تصویر اسارت محسن منتشر شد همسر شهید به پیراهن شهید اتیکت نصب کرده بود مطمئن بود که ایشان شهید حججی است صبح تا شب برای ما یک عمر گذشت زیارت عاشورا ،دعا قران خواندیم من اصلا دعا نمیکردم می دانستم بر نمی گردد منظر شهادتش بودم مادر ایشان نظر می کند که پسرم شهید شود و دوسعت بعد خبر شهادتش به دستمان میرسد . ساعت بعد خبر شهادت

در ادامه برادر شهید مدافع حرم علی عظیمی زاده در این مراسم اظهار داشت :علی اقا نمی گذاشت ازش عکس بگیریم همیشه می گفت من میرم سوریه دعا کنید برنگردم سرم را ببرند فرمانده شان از سوریه به خانه امد نحوه شهادت را توضیح داد که شهید پنجاه روز در زیر افتاب بوده است ولی افتاب ان را نسوزانده بود .

وی در پایان در وصف برادرش دل نوشته ای خواند که قسمتهای از ان به شرح ذیل است ؛

سلام عزیز برادرم !سلام یل دلاورم ! سلام فدایی زینب!سلام مدافع حرم

برادرم! شاید نفسهایت در هوایم نیست ،اما احساس می کنم تو مانند اسمانی هستی که بالای سرم وجود دارد می دانی !علی جان میدانی به یاد عکست افتادم می دانی به یاد دورانی افتادم که وقتی زمین می افتادم دست تو به سوی من دراز می شد میدانی یاد دورانی افتادم که احساس می کردم پشتم به کوه است اما امان ازدست دستی که دست تو را از من جدا کرد امان نفسی که نفسهایت را دید باز نفسهایت را از هوایم گرفت داداش علی !دلم برایت تنگ شده است برای ان مردانگیت برای ان چهره خندانت برای ان نگاه با صلابتت

علی جان !تازه فهمیدم پیری به تار سفید مو و عصا و چروک شدن صورت نیست پیری یعنی صدا بزنی برادر ولی نگوید جان برادر و در یک کلام پیری یعنی داغ دو برادر و یک خواهر !خوب میدانی که ارباب حسین وقتی تن بی جان برادررا دید زانو زد و دیگر نتوانست از جای خود بلند شود خوش به حالت مانند اربابت حسین تنت بر روی زمین در افتاب بود راستی تو در مناجاتت چه گفتی تو به امام رضایت چه گفتی که پیکرت را بعد از ۵۰ روز سالم زیر افتاب پیدا کردند علی جان خوش به حات که به اروزیت رسیدی از خدا میخواهم برای چند لحظه تو را به خواب من بیاورد تا با تو سخن بگویم و در اخر چند حرف صمیمی دارم با تو یا بگویم علی جان برنگرد چرا که اینجا کسانی هستند که ندای روشنفکری سر می دهند و می گویند مدافعان حرم برای پول رفتند اینها نمی فهمند که مادرت هنوز نبودنت ،حالش را خراب می کند هنوز نمیدانند که جان را نمی شود با پول عوض کرد .

Likes0Dislikes0
نظرات و ارسال نظر