فیروزه کویرلطفا يک افزونه تاريخ نصب کنيد.

سردار شهید عارف حاج علی محمدی پور - فیروزه کویر رفسنجان

سخن دوست :امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
نام :حاج علی محمدی پور
نام پدر:جواد
متولد:1338دقوق ابادنوق رفسنجان
شغل:کارمند شرکت ملی مس رفسنجان
سمت:فرمانده گردان 412لشکر41ثارالله
سال اعزام:1361
تاریخ شهادت:1365/10/19
محل شهادت:شلمچه
سن هنگام شهادت 23سال
ارامگاه :گلزارشهدای دقوق ابادنوق
شهید حاج علی محمدی پور  فرزند جواد به سال 1338 در روستای دقوق آباد از توابع نوق رفسنجان دیده به جهان گشود. از سالهای جوانی به مبارزات مردمی بر علیه رژیم ستم شاهی پیوست و در سازماندهی تظاهرات و مبارزات مردمی نقشی بسیار پر رنگ و حضوری مؤثر داشت . وی که همواره تحت تعقیب ماموران ساواک و نیروهای امنیتی رژیم پهلوی بود، اکثراً  به زندگی مخفیانه و ادامه مبارزه حتی در سایر استانها و شهرهای کشور می پردخت و با  توجه به شجاع ذاتی و اعتقادی که داشت مبارزه مستقیم با مزدوران و عوامل رژیم را سرلوحه کار خود قرار داده بود.

شهید محمدی پور در سال 1361 به استخدام شرکت ملی صنایع مس ایران در آمد و در امور ذوب مجتمع مس سرچشمه مشغول به

 کار شد . اما همزمان با سالهای آغازین جنگ تحمیلی دست از کار شست و به سوی جبهه ها شتافت و طی این سالها با مسئولیت

 پذیری و شجاعتی که داشت به فرماندهی گردان 412 لشکر پیروز ثارالله منصوب گردید. این رشید سپاه اسلام پس از سالها مجاهدت

و تحمل ترکشها و زخمهای فراوان در تاریخ 19/10/1365 در منطقه عملیاتی شلمچه به خیل عظیم هم رزمان شهیدش پیوست و

دعوت حق را لبیک گفت .

قسمتی ازوصیت نامه شهید

خدایا کوله بارم را بسته ام اگر چه خالی است .اما می دانی فقیر این راه منم.خدایا احساس میکنم نقطه امیدی در قلبم پیدا شده وبه 

لحظات موعود نزدیک میشوم.خدایا مرا ببخش مرا عفو کن .خدایا میدانم چه کردم وچه بودم خوب می دانم خدایاهر چه قدر بد هستم 

تو خوبی تو رحمان ورحیم هستی پس مرا ببخش.اما تو ای برادر عراقی اگر چه تو ماموری وقاتل جان من اما من تورا برادر خود می دانم

 از تو خواهم گذشت اگر خدا اجازه دهد اول کسی را که شفاعت می کنم تو هستی آماده باش وغمی به دل راه مده. وحشتی نداشته باش.سینه من آ ماده است.

                                                                                          

فرازهایی از مناجات نامه و وصیت نامه شهید حاج علی محمدی پور

خدایا ما ادعای یاری کردن دینت را نداریم. چرا که لیاقت آن را نداریم . ولی دلمان به این خوش است که پرچم اسلام به دست روح ا… است و ما زیر این پرچم در حرکتیم.خدایا  شهیدمان کن . رسوامان مکن . شهیدمان کن ، شرمنده و روسیاهمان مکن . خدایا به نصرت تو شکی ندارم ، ولی به اعتقاد ضعیفم شک دارم که رسوا گردم. خدایا عاشورایی سخت در پیش است . جنگی عاشقانه در پیش است. یارانی با وفا به وفای یاران حسین جان در طبق اخلاق نهاده اند. قصد سفر به سوی تو کردند. و توای دشمن خدا بدان که ما برای شهادت آمده ایم و شما ای توپها، ای تانکها ، ای موشکها ، با ریخته شدن خون ما اسلام یاری می شود ، ما برای به خاک و خون افتادن آماده ایم.

شما ای دوستان ، ای برادران ! بدانید قیامتی هست. گناه نکنید. نافرمانی نکنید . حساب و کتابی است . خدایا بخودت قسم ، به امام زمانت قسم، به علی و فاطمه، به رسولت قسم،این بار دست از دنیا شسته ام و برای دیدار تو به خوزستان می آیم. اما تو ای برادر عراقی ،اگر چه تو ماموری و قاتل جان من ،اما من تو را برادر خودم می دانم. از تو خواهم گذشت . اگر خدا اجازه بدهد اولی کسی را که شفاعت کنم تو هستی . آماده باش و غمی به دل راه مده . وحشتی نداشته باش. سینه من اماده است. تو تفنگ را آماده کن. تو خون مرا خواهی ریخت،اما من امیدوارم با ریخته شدن خونم گناهانم بخشیده شود.

خاطرات شهید حاج علی محمدی پور از زبان حمید محمدی دوست و همسنگر او

ما با هم خدمت سربازی رفته بودیم . او انسانی بسیار فعال و مقرراتی بود و به نظامی گری هم علاقه وافر داشت. با هم به استخدام شرکت مس در آمدیم و او داوطلبانه به جبهه رفت. یک روز در عملیات کربلای یک پس از نماز صبح دیدیم حاج علی نیست. او بدون سلاح و هر گونه وسایلی به شناسایی منطقه رفته بود. ساعت سه بعداز ظهر در جاده صالح آباد مهران می رفتیم که یک نفر جلو ماشین دست بلند کرد. وقتی نگه داشتیم دیدیم که این فرد لبانش از تشنگی داغ بسته و سفید شده است و اصلاً شناخته نمی شد.از صبح راه رفته بود و منطفه عملیاتی را دور زده بود و تشنه و گرسنه سر تا پا خاکی شده بود. به او گفتم اسلحه ات کجاست؟ گفت اسلحه ما همین نفس ماست . ما در ماشین مقداری آب و غذا داشتیم و او دادیم خورد و کمی خالش بهتر شد شب نیز عملیات شروع شد و  در همان عملیات شهید محمدی پور زخمی شد

نامه شهید محمدی پور به سرباز عراقی

 

نظرات و ارسال نظر

14 − 10 =