فیروزه کویرشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۹

پیش‌بینی های استاد اخلاق مرحوم ملاغلامرضا ناصری از زبان فرزندشان - فیروزه کویر رفسنجان

سخن دوست :امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

چندی پیش یکی از مخاطبان سایت فیروزه کویر نظری را در باب کرامات امامزاده سیدجلال الدین اشرف گذاشته بود از آنجایی صدق و کذب این نظر بر ما معلوم نبود ما به نزد پسرشان رفتیم و از ایشان جویای ماجرا شدیم. که ما خلاصه ای از آن نظر و مصاحبه ای با یادگار استاد اخلاق ملاغلامرضا ناصری آقای غلامحسین داشتیم گذاشتیم : شنیدن این ماجرا خالی از لطف نیست

در قسمتی از نظر آمده است: بنده یکی از شیعیان شیخی بودم که بعد از مرگ پدرم در سال۱۳۹۴ شمسی در اواخر ماه صفر به مذهب جعفری مشرف شدم. پدرم مرحومم شیخی بود .
پدرم زمانی که زنده بود تعریف میکرد من به همراه هفتمین پیشوای شیخیها مرحوم سرکار آقا حاج عبدالرضا خان ابراهیمی در سال ۱۳۳۸ شمسی از کرمان به منطقه نوق آمدیم . از مردم روستاهای بالای نوق سوال کردیم بزرگتر این روستاها چه کسی است ؟ گفتند شخصی بنام محمد سر رشته دار. (محمد ناصری ) به منزل ایشان رفتیم و خواستیم از فرقه شیخی تبلیغ کنیم او گفت ما در این منطقه ملایی دارم بنام ملاغلامرضا اگر او اجازه داد ما اینکار را میکنیم. محمد سر رشته دار دستور داد که ملاغلامرضا را به نزدش بیاورند. وقتی ملاغلامرضا را آوردند جناب سر رشته دار به احترامش بلند شدند و ملاغلامرضابیش از ۲۰ سالی از سرکار آقا بزرگتر بودند. سرکار آقا با او صحبت کرد و به او گفت ما پول برایت میفرستیم شما نماینده ما باشید و از مذهب ما تبلیغ کنید . ملاغلامرضا گفتند ما از مذهب امام جعفر صادق تبلیغ میکنیم و نیازی به پول شما نداریم. جناب سر رشته دار هم قبول نکرد .
ما به اتفاق ملاغلامرضا سری به زیارت امامزاده سیدجلال الدین رفتیم سرکارآقا به ملاغلامرضا گفتند پایگاه شیخیه کرمان است به زودی فرقه شیخیه جهانی میشود .
. ملاغلامرضا گفت در آخرالزّمان بحران اقتصادی حرام به حدّ اعلای خود می رسد، خانواده ها تقوای اقتصادی را از دست داده و در منجلاب آلودگی های اقتصادی همچون ربا، کم فروشی، رشوه خواری و گران فروشی غوطه ور می گردند: “هنگامی که ببینی اگر مردی یک روز گناه بزرگی همچون فحشا، کم فروشی، کلاه برداری و شرب خمر انجام نداده باشد، بسیار غمگین و اندوهگین می شود که گویی آن روز عمرش تباه شده است و می بینی که زندگی مردم از کم فروشی و تقلّب تأمین می شود. در آن زمان ربا شایع می شود، کارها با رشوه انجام می یابد،و….
.” ملاغلامرضا گفت: چند سال دیگر انقلابی رخ میدهد ۲۰ سال دیگر تو کشته میشوی . در دین خدا بدعت نکنید . شما گرچه از فشر سرمایه داران کرمان هستید و من بچه یتیم هستم . او به سمت امامزاده سیدجلال الدین اشرف اشاره کرد و گفت. اینجا قم ثانی میشود زمانی خواهد آمد بر همین امامزاده گنبد و بارگاه بسازند . و چون روز شهادت این امامزاده مصادف با شهادت امام جعفر صادق علیه السلام هست اینجا پایگاه امام جعفر صادق میشود .هیئات عزاداری با پای پیاده در روز شهادت امامزاده از روستاهای اطراف بیایند و مردم میهمان امامزاده بشوند و سفره های طولانی از انواع غذای نذری پهن میگردد. زمانی خواهد آمد تمام رفسنجان را خشک سالی بیایید و از این منطقه امامزاده آب تمام منطقه را تامین کنند . البته این آبها فقط به برکت امامزاده سیدجلال الدین اشرف است. سرکار آقا از روی استهزا گفتند مگر میشود توی این ماسه بادها حرکت کرد. الان یک شیر آبی اینجا نیسته به پدرم گفت بیا برویم این پیرمرد هزیان میگوید. آنها آمدند و قید منطقه نوق را زدند. گذشت . میخواستم بگویم ای مردم نوق بدانید اگر شما به مذهب تشیع باقی هستید به خاطر ارشاد عالمی چون ملاغلامرضا میباشد اگر او مثل بعضیها دین فروش بود الان شاید تمام روستاهای منطقه نوق شیخی میشدند و…..
ما برای جویای صحت این نظر به آقای غلامحسین ناصری یادگار مرحوم حاج ملاغلامرضا ناصری مراجعه گردیم که ایشان گفتند من به یاد دارم در سالهایی که آقای بروجردی به رحمت خداوند رفتند مرحوم پدرم رادیویی داشت وقتی خبر مرگ ایشان را شنید گریه کرد .زمانی یاد دارم که در همان سالها قبل و بعدش را حضور ذهن ندارم فقط میدانم که ما در روستای کمال آباد نوق زندگی میکردم من در صحرا مشغول آبیاری بودم که پدرم تعریف میکرد امروز از طرف سرکار آقا از من خواستند که همه امکانات در اختیارتان بگذارند و از مذهب شیخیه تبلیغ نمایم پدرم بر آنها غضبناک شد و گفت اگر تمام دنیا را به من بدهند من از مذهب جعفری دست بر نمیدارم .آنها را از خود راند.
غلامحسین ناصری درباره قسمتی ازپیش گوییهای مرحوم پدرش راجع به آخر زمان که به یاد داشت گفت: پدرم اکثر پیش بینیهایش به حقیقت پیوسته است او اکثر می گفت:
زمانی خواهد آمد که مردم چشم همچشمی می کنند، و مرگ و میر زیاد میشود اما مرگ را برای همسایه و انگار که خود هیچ زمانی نمی میرند .
زمانی خواهد آمد که عقوق پدر و مادر رواج دارد، و فرزندان هیچ احترامی برای آنها قائل نیستند، بلکه والدین نزد فرزند از همه بدترند.
زمانی خواهد آمد که زنها بر مردها مسلط شوند و هیچ کاری جز خواسته آنها پیش نرود،مهریه ها را به اجرا بگذارند و شوهرشان را زندانی کنند.
زمانی خواهد آمد که در بازار فروانی هست اما مردم توان خرید را ندارند و‌ به وسیله شراب بیمار را مداوا، و برای بهبودی، آن را تجویز کنند؛
زمانی خواهد آمد که مردم در امر به معروف و نهی از منکر و ترک دین بی تفاوت و یکسانند؛ زنان خود را شبیه مردان و مردان خود را شبیه زنان در می آورند.
زمانی خواهد آمد که در آن زمان ربا شایع می شود، کارها بدون رشوه انجام نمی گیرد. و مردم با قرض و وام زندگی میکنند و خیر و برکت از زندگیها گرفته میشود.
زمانی خواهد آمد که برای اذان و نماز مزد می‌گیرند؛ و مسجدها پر است از کسانی که از خدا نمی ترسند و غیبت هم می نمایند.
زمانی خواهد آمد که قناتها خشک شود و مبارزه با آفت کشاورز را پیر میکند . درآمد محصولات برای پرداخت سود و وام مصرف میگردد.
زمانی خواهد آمد که برای این امامزاده گنبد و بارگاه بسازند در روز شهادت امام صادق علیه السلام بر این امامزاده مجلس بگیرند
زمانی خواهد آمد که خیر و برکت از مردم برداشته شود و باران بلا می باشد اگر کم بیاید خشکسالی اگر زیاد بیاید سیل جاری میگردد و خسارت وارد میکند .
هر وقت اینها را دیدی آن زمان آخرالزمان است در این وقت خود را حفظ کن و از خدا بخواه که از خطرات گناه نجاتت بدهد.
غلامحسین ناصری گفت چندین سال پیش که داغ فرزندانم (دختر و پسرجوانم) را دیده بودم شب جمعه ای بر مزار دختر مرحومم گریه میکردم که شخصی به من عرض تسلیت گفت وقتی شنید که فرزند مرحوم ملاغلامرضاهستم از پدرم تعریف کرد و گفت به مذهب شیخی بودم . چون من داغدار بودم و در شرایط روحی خوبی نبودم چیزی از صحبتهایشان را حضور ذهن ندارم .ضمنا پدر مرحومم اکثر پیش بینی های که کرده بود به حقیقت پیوسته است فقط من خیلی از پیشگوی هایش به خاطر وقوع مصیبت و تالمات روحی از ذهنم رفته است. پدرم همیشه از مذهب جعفری و امام صادق علیه السلام تعریف میکرد. هیچ روزی نبود که بر پدرم بگذرد و او از امام صادق علیه السلام کلامی را بر زبان جاری نکند.
ما بنا به وظیفه این پست را گذاشتیم نظری که یکی از دوستان به سایت فیروزه راجع به پیش بینی های استاد اخلاق ملاغلامرضا ناصری فرستاده بودند ما برای صحت آن نزد پسرشان آقای غلامحسین ناصری رفتیم و حقیقت را جویا شدیم ما نقل قول ایشان را بیان کردیم این پیش بینی را را به عنوان یک پست ثابت گذاشتیم تادوستان در نظرات خود اطلاعات و خاطرات در مورد زندگانی استاد اخلاق برای ما ارسال نمایند تا ما او را بهتر معرفی نماییم و ما فقط انتشار می دهیم . ما صحت و کذب این تجربیات را تایید نمیکنیم فقط نقل قول میکنیم خواهشمندیم که فقط خدا را در نظر بگیرید و حقیقت را بیان نمایید . از حسن توجه و همکاری شما کمال تشکر را داریم .

برگرفته از : darolsadeghiyon.ir

نظرات و ارسال نظر

12 − یک =

محمود گفته :
جمعه , 28 جولای 2017

سلام بر ملاغلامرضا ناصری دامت برکاته اخلاص ملاغلامرضا کمتر از آقای بهجت نبودند.

پاسخ
م.ح گفته :
سه‌شنبه , 15 آگوست 2017

سلام بر آقای احمدی
دوست عزیز هیچ فکر کرده اید که حاج شیخ ملاغلامرضا ناصری در نوق کسی به پای او نمی رسید . او با عالم غیب و ملکوت در ارتباط بود همه چیز را در نور خدا می دید. پدرم تعریف میکرد وقتی میخواستند شناسنامه به مردم بدهند او فامیل خود را ناصری نامگذاری کرد از عنایت ناصری که ارباب و سرمایه منطقه بود گرفته تا کدخدای محل امیر ناصری حتی محمد رشته دار که سرشناس منطقه و اکثر طایفه های متفرقه شمس اباد را ناصری گذاشت تا فرقه شیخیه نتواند در این منطقه نفوذ کند حتی زمانی که سرکار آقا ابراهیمی به نوق آمد اسم و رسم محل راپرسید ترسید فکر کرد که ناصری ها همه از یک ایل و تبار هستند قید تبلیغ منطقه نوق را زد . حتی یک بهایی در منطقه تبلیغی ملا غلامرضا از فیض اباد تا کمال اباد نتوانست نفوذ کند شخصی بنام هدای بهایی به احمد اباد رسولیان آمد و باغی را خرید از ترس باغ را رها کرد نصف قیمت فروخت . خدا لعنت کنند کسانی که در حق این مرد بزرگ ظلم کردند مردی که اگر شناخته میشد قبرش زیارگاه عموم میگردید با توسل به قبر این عالم گرفتاریها برطرف میشوند . به خدا قسم همه ما در حق او کوتاهی کردیم ای کاش شما در صفحه اول سایتتان نامی از این عالم میگذاشتید. به نظر من تجلیل از این مرد بزرگ باید در روز عید باشد نه شهادت ائمه اطهار . در ایام عید در صحن امامزاده بنری از زندگی نامه ایشان باشد تا مردم به زیارت قبر این عالم بروند . تعجبم از مردم شمس اباد که از میرزاضای کرمانی دم میزند که به خدا اگر میرزا رضا بود دست ملاغلامرضا را میبوسید با جرات قسم میخورم مثل ملاغلامرضا را در منطقه نوق مادر نزائیده است. قبر ملاغلامرضا باید مثل قبر حافظ و سعدی چند ضلعی و گنبد دار باشد حدااقل در ۴ روستای که کلاس درس داشتند فیض اباد حسن اباد شمس اباد و کمال اباد تمثال این عالم در پارک هایشان نصب گردد دهیار شمس اباد باید در سه راه شمس اباد را تبدیل به میدان نماید و نام ملاغلامرضا را به آن میدان بگذارد. مدارس غیر انتفاعی باید بنام این عالم ثبت بشود و…..

پاسخ
فاطمه سادات گفته :
چهارشنبه , 16 آگوست 2017

با سلام بدون اقراق بگویم هیچگاه تا این زمان لیاقت شناخت ملا غلامرضا ناصری را نداشتم ولی تا این مطالب را در مورد زندگی ابن عالم فرزانه خواندم تحت تاثیر قرار گرفتم واز ایشان طلب یاری دارم. با وجود عدم وقت کافی مطلب را خواندم واقعا لذت بخش بود .از زحمتی که کشیدید ممنون . می خواستم پیشنهادی بدهم من شنیدم که حاج آقای بیگانی داماد بزرگوار ملاغلامرضا در شمس اباد میخواهند مسجدی بسازند خواهش میکنم شما پیام مرا برسانید که اگر این مسجد را در نزدیک امامزاده بسازند هم استفاده خوبی دارد ثوابش بیشتر است و هم از ایجاد تفرقه در شمس اباد جلوگیری میشود مطمئنم که حاج آقای بیگانی عاقلتر از اینهاست که دست رد به سینه ما بزند زیرا گرچه شمس ابادی نیستم ولی هرساله از آش های حلیم نذری حاج امیر بیگانی بهره مند میشوم مطئنم که نذر ایشان قبول شده است.

پاسخ
ترابی گفته :
پنج‌شنبه , 17 آگوست 2017

خدا رحمت کند ملاغلامرضا ناصری اگر بگویم او عارف روشن ضمیر بود بیجا نگفتم. او آن زمان امروز را می دید. حیف که قدرش را نشناختند به نظر من می بایستی از ملاغلامرضا و ملامحمد در شمس اباد حداقل یادی بکنند . متاسفانه هیچ کدام از مسولین کاری نمی کنند جز آقای کریمی آن هم دست تنها کاری نمی تواند بکند ای کاش حداقل خانواده بیگانی او را حمایت مالی میکردند

پاسخ
ح. ا گفته :
پنج‌شنبه , 17 آگوست 2017

سلام و خسته نباشید خدمت برادر بزرگوار آقای احمدی مدتی می باشد نه شما مطلب می گذارید ونه مردم نظر می گذارند.
آنچه واقعیت دارد و قدیمیها می گویند این بوده که حساب ملا غلامرضا تا آخوندهای دیگر فرق میکند ملاغلامرضا مثل آقای بهجت و آقای شیخ رجب علی خیاط بود. ایشان در هر خانه ای که می رفت و روضه ۵تن را میخواند و دعا میکرد گرفتاری آن خانه حل میشد . من به ایشان اعتماد دارم وقتی زندگی نامه ایشان در کنار مقبره اش نصب شد یک شب جمعه ای من سر قبرش رفتم و حاجت خود را بر او عرضه کردم گفتم اگر تا یکماه دیگر قرضم ادا شد و زندگیم سامان گرفت تا عمر دارم شبهای جمعه سوره واقعه برایت میخوانم. چون من مستاجر بودم و کار درست حسابی نداشتم فردای آن روز عموی پدرم به منزل ما آمد و گفت عموجان بچه های من تمامشان مطیع همسرانشان هستند و به من سر نمیزنند و خجالت میکشند مرا پدر خود حساب کنند. این ۲۰میلیون چک پسته دهن بست که کسی خبر ندارند بگیر پیش تو باشد فقط اگر ازدنیا رفتم در شب اول قبر چهل نفر را ببین برایم نماز وحشت قبر بخوانند و ۱۴ قصب زمین ملک از زمینهای الله اباد به من داد و نوشت پولش را با کمال و تمام پرداخت شده که من آن زمین را فروختم و یک خانه آماده ۷ قصبی در مومن اباد و پرایدی هم خریدم و وسیله کار گرفتم و از مستاجری نجات پیدا کردم .

پاسخ
ح. ا گفته :
جمعه , 18 آگوست 2017

سلام جناب آقای احمدی
چون مطالب این پست پرمحتواست خواهشی دارم که این پست را در صفحه اول به عنوان پست ثابت قرار دهید از بزرگواریتان متشکرم

پاسخ
حسین گفته :
جمعه , 18 آگوست 2017

بنده حقیر هم عضو کانال فیروزه بودم و هم عضو کانال استاد فیروزی چند روز پیش در کانال فیروزه و کانال استاد فیروزوی درباره دیدار ارواح مومنین با خانواده هایشان چنین پیامی آمد :
((اسحاق بن عمار می گوید : « به امام موسی کاظم (ع) عرض کردم : آیا روح مومن به دیدار خانواده اش می آید ؟ فرمودند : بله. عرض کردم : هر چند وقت یک بار به ملاقات ایشان می آید ؟ فرمودند : به اندازه فضیلت و قدر و منزلتی که هر کدام دارند . بعضی هر روز ٬ بعضی هر دو روز یک بار و بعضی هر سه روز یک بار و هرکدام که منزلتشان کم است هر جمعه. عرض کردم : در چه ساعتی می آیند ؟ فرمودند : هنگام ظهر و مانند آن. عرض کردم : در چه صورت و قیافه ای می آیند ؟ فرمودند : در شکل گنجشک یا کوچکتر از آن . خداوند فرشته ای را هم با او می فرستد تا آنچه مایه خوشحالی اوست به او نشان می دهد و آنچه مایه ناراحتی اوست از او می پوشاند . »))
حقبقت امر من این پیام را مسخره گرفتم و گفتم در دین بدعت میکنند خودم را از این دو کانال حذف کردم . من دیروز درب خانه مان به صدا آمد رفتم درب حال را باز کنم کسی نبود فکر کردم خیالاتی شده ام دیدم پرنده ای کوچکتر از گنجشک به شکل قناری در هوای گرم روی دیوار خانه نشسته و تکان نمی خورد فقط مرا نگاه میکند رفتم مقداری برنج جلویش بریزم وقتی برگشتم دیدم نیست امدم داخل خانه دیدم روی جالباسی نشسته با خودم گفتم این قناری زیبایی است رفتم او را بگیرم او از درب بسته رفت و روی دیوار نشست با خود گفتم نکند روح اموات باشد .در رابطه با این موضوع به همسرم چیزی نگفتم .بعد از صرف نهار خوابیدم . خواب دیدم این پرنده به شکل مرحوم پدربزرگم در آمد و گفت پسرم چرا پدرت به ما سر نمی زند من گرفتارم به خاطر اینکه من حجی بودم و حجم را به جا نیاوردم تا اینکه در ولادت امام رضا آن آقا همان سال فیش حج را به حضرت مهدی داد که حجم را به جا بیاورد .پسرم هرچه آقای فیروزی گذاشته صحت داره به پدرت بگو جای حج واجب را هیچ چیز نمی گیرد مبادا بترسی و حج واجبش را انجام ندهد و از ترس کشته شدن فیش حج واجبش را بفروشد . ولی فیش حج عمره بفروشد. وقتی از خواب بیدار شدم برای اینکه تابلو نشوم جواب این و آن را بدهم به کسی چیزی نگفتم حتی به خانمم نگفتم. رفتم یک پاکت شکلات گرفتم برای پدر بزرگم خیرات کردم و به پدرم موضوع را گفتم پدرم گفت من نیت داشتم فیش حج واجب را بفروشم و در امور خیریه خرج کنم که پدرم چنین پیامی برایت داد.
جناب آقای احمدی من دوباره عضو کانال فیروزه شدم بی زحمت در کانال فیروزه لینگ کانال استاد فیروزی مازندرانی را بگذار تا بتوانم عضو شوم و اگر شماره آقای فیروزی را دارید از ناحیه من از ایشان تشکر نمایدو پیام مرا به ایشان برسانید.
خداوند خیری به شما بدهد که سایت فیروزه را راه انداختید تا مردم راحتر خواب و پیامهایشان را به گوش مردم برسانند بدون اینکه شناخته بشوند .البته من اردات خاصی به ملاغلامرضا ناصری دارم و همیشه سر قبر ایشان میروم خواهشی دارم که به آقای بیگانی بگویید شبهای جمعه خانمها قبر ملا را خلوت کنند ما هر وقت میخواهم نزدیک برویم خجالت میکشیم مجبوریم از دور فاتحه بخوانیم .

پاسخ
علی گفته :
جمعه , 18 آگوست 2017

سلام بر برادران احمدی واقعا وقتی داداش مناجات حضرت علی را می خواند من لذت میبرم . خداوند جد و اجدادتان را بیامرزد آیا می دانید که مرحوم ملاغلامرضا پسر عموی پدر بزرگتان بود .شما می توانید خدمتی به استاد اخلاق ملاغلامرضا بکنید . از آنجایی که روستای کمال اباد روستایی بود که ملاغلامرضا در آنجا معمم شد و دوران جوانی ملا در این روستا سپری شد شما با دهیار روستا صحبت نمایید تا تمثال مرحوم ملاغلامرضا را در کمال اباد نصب شود بهترین مکان در وسط حیات مسجد الزهرا است طوری بسازند کهمربع باشد وچند شیر اب برای وضو درست کنند و جایگاهش پله ای باشد مثل منبر که ملاغلامرضا منبر رفته وقتی وارد صحن مسجد میشوید با تمثال ملا غلامرضا روبرو میشوید دیگر اینکه در اول روستای کمال اباد بنویسند به سرچشمه تقوی و فضلیت روستای عالم پرور کمال اباد دیار استاد اخلاق مرحوم ملاغلامرضا ناصری خوش آمدید . حداقل کاری که میشود برای این عالم انجام داد و دیگر شورای اسلامی و دهیاری شمس اباد می تواند ابتدای بلوار امامزاده نماد منبر که ملا نشسته باشد بگذارید تا زائرین و مجاورین امامزاده این استاد را بشناسند و قبرش را زیارت کنند تا شما از ثوابش بهرمندگردید.

پاسخ
حسین گفته :
جمعه , 18 آگوست 2017

سلام آقای احمدی شخصی بنام م. ح نظر داده . قبر ملاغلامرضا باید مثل قبر حافظ و سعدی چند ضلعی و گنبد دار باشد حداقل در ۴ روستای که کلاس درس داشتند فیض اباد حسن اباد شمس اباد و کمال اباد تمثال این عالم در پارک هایشان نصب گردد من میخواهم به این شخص بگویم چرا از جعفر آباد نام نبردید منبر ملاغلامرضا ناصری هنوز در جعفر اباد پابرجاست که توسط عباس کل اکبر ساخته شده است. به نظر من اگر جعفر اباد به جای تمثال اسم پارک جعفر اباد راپارک ملاغلامرضا میگذاشتند بهتر بود هم مجسمه ملا غلامرضا مشخص بود و هم یاد ملاگرفته میشد زیرا مردم جعفر اباد اگر بخواهند کاری بکنند تا اخر می ایستند جا دارد از آقای حاج عباس مومنی تشکر کنم چرا ایشان کاروان پیاده روی کربلا را راه اندازی کرد و یادواره شهدای غواص را باشکوه برگزار کرد مطمئنم که آقای ابوالحسنی هم میتواند اینکار را انجام بدهد

پاسخ
عباس گفته :
شنبه , 19 آگوست 2017

سلام اگر بنا باشد برای ملاغلامرضا تمثالی بسازند نه در مسجد کمال اباد خوبه نه در پارک جعفر آباد چون مجسمه در صحن مسجد جایز نیست اگر بخواهند نماز عید فطر بخواند مانع میشود پارک جعفر اباد هم جای مناسبی نیست فقط در حسن اباد خوب است به نظر من مجسمه جعفری را بردارند تمثال ملاغلامرضا را نصب کنند البته اول روستای نعمت اباد هم از سمت حسن اباد خوب است

پاسخ
ح. منصور ابادی گفته :
شنبه , 19 آگوست 2017

با سلام و دست مریضاد
در گوشه ای از پیش بینی های استاد اخلاق ملاغلامرضا ناصری آمده است : ((زمانی خواهد آمد که زنها بر مردها مسلط شوند و هیچ کاری جز خواسته آنها پیش نرود،مهریه ها را به اجرا بگذارند و شوهرشان را زندانی کنند.)) گرچه من ایشان را نمی شناسم و از شهر شما نیستم ولی به کلام ایشان یقین دارم .
من با یقین به این کلام ملا دست یافتم . من بدون رضایت خانواده با دختر همسایه مان ازدواج کردم و ملاک انتخاب همسر را زیبایی دانستم هرچه پدر و مادرم گفتند این خانواده پاکی نیستند قبول نکردم حتی پدر و مادرم راکتک زدم آنها از ترس موافقت کردند وقتی خانواده عروس عشق بیش از حد مرا دیدند بیشتر ایراد گرفتند و مهریه را بالا بردند من هم هیچ چیز را غیر از رسیدن به دختر نمی دانستم .حتی قید نماز خواندن را زدم و با مهریه سنگین من او را عقد کردم وقتی که ازدواج کردم دیدم که او باکره نبود بعد متوجه رفتارهای او شدم دیدم که او با باجناقم در ارتباط هست اعتراض کردم با جناقم چون از من هیکل مند تر بود دست و پای مرا بست و در جلوی چشمم آنها با همدیگر عمل منافی عفت انجام دادند یادم هست زمستون بود باجناق مرا به حمام برد و آب سردبر بدنم ریخت و با کابل به جانم افتاد و گوشی تلفنم را گرفتند و چندروزی در استر اسب زندانیم کردند من خوراکم شده بودگریه . با خودم عهد بستم که خدایا مرا از این زندگی نجات بده من هر علاوه بر خواندن نماز همیشه نماز شب هم میخوانم ولی نکشید که در تصادف باجناق و همسرش و پدر خانم و مادر خانمم از دنیا رفتند خدا را شکر کردم ۷روز بعد از مرگ آنها خانمم بر اثر فشار روحی در یک تصادف از دنیا رفت و من وارث بخشی از دارایی خانواده همسرم شدم . این بار چشم دلم را باز کردم با سالگرد همسرم با دختر دایی خودم که دختر حوزوی بود ازدواج کردم و از او یک پسر دارم . و با کمکهای مالی پدر و مادر را حمایت کردم انها را به سفر زیارتی بردم در خرید جهیزه خواهرانم کوتاهی نکردم آنها را به خانه بخت فرستادم. میخواستم بگویم عزیزان فقط خدا را در نظر بگیرید . و لقمه بزرگتر از دهانتان بر ندارید که خفه میشوید . به خدا اگر خدا دستم را نگرفته بود معلوم نبود در چه خفتی می بایستی زندگی کنم.

پاسخ
بنده ناچیز گفته :
شنبه , 19 آگوست 2017

سلام و درود بر خادمین به ساحت مقدس امام صادق و امامزاده سیدجلال الدین مخصوصا سرور بزرگوار حاج آقای احمدی
من دیروز چند تا از نظرات سایت را خواندم سایت فیروزه کویر و مردم شمس اباد را به تمسخر گرفتم با خود گفتم شمس ابادیها بیکارند و به چی دل خوش کردند پیرمردی ملا غلامرضا مرده , شیطان دست از سرش کشیده ,ولی مردم دست از سرش نمی کشند. با اینکه من ملاغلامرضا را به یاد نمی دیدم من متولد ۱۳۶۹هستم .. با خود گفتم اگر ملاغلامرضا واقعا عالم خوبی بوده می بایستی بچه هایش آیت الله می شدند و……. تا اینکه شب گذشته در عالم خواب دیدم شیخی شبیه آقای قرائتی ولی هیکلش کوچکتر بود با ماشین مهدی ضیاء الدینی دهیارقبلی اسماعیل اباد وارد قبرستان امامزاده شدند و به من اشاره کرد گفت مرا می شناسید گفتم نه گفت من غلامرضا ناصری فرزند ابوجعفر متولد روز یکشنبه ۲۹آذر ۱۲۷۶ مصادف با ۲۴ رجب ۱۳۱۵ قمری روز فتح قلعه خیبر به دست اسد الله الغالب علی بن ابیطالب امیرالمومنین علیه السلام به دنیا آمدم . جناب آقای….. مردم بیکار نیستند مردم ابراز محبت دارند ما از تمام نظرات سایت خبر داریم به عموزاده من آقای احمدی بگو اگر میخواهید روزی را بنام من بگذارند هر ساله ۲۴ رجب روز فتح قلعه خبیر بدست امیرالمومنین را گرامی بدارند . در آن روز از تمام خادمین امامزاده هم تجلیل کنند خصوصا از آقای حاج سید محمود حسینی پور و آقا سید علی پورترابی و ملامحمد حسینی و ….. از مرده و زنده خادمین امامزاده .آنروز را بزرگ بشمارند گرامیداشت آن روز بر آوازه امامزاده سیدجلال الدین اشرف در استان می افزاید در آن روز به جای روضه پنج تن حدیث کسا بخوانند از سادات بخواهید بانی ین مراسم بشوند چون جدشان امیرالمومنین در این پیروز گشتند . در هنگام رفتن من خواستم همراهشان بروم که آقای مهدی ضیاالدینی گفتند اگر او را با خود بیاورم چه کسی پیام شما را برساند او سوار ماشین شد و رفتند من از خواب بیدار شدم
آقای احمدی من همیجا میگویم غلط کردم به سایت شما و مردم شمس اباد بدبین شدم خجالت میکشم خودم را معرفی نمیکنم .بر من و پدرم لعنت اگر قصد خیانت دارم . خواهش میکنم مرا حلال کنید تو را به جان امام صادق مرا ببخشید. و نظرم را تایید کنید تا مردم غلط کردنم را ببینند. و حقیقت ملاغلامرضا را بشناسند

پاسخ
بنده ناچیز گفته :
شنبه , 19 آگوست 2017

سلام و وقت به خیر. آقای احمدی از اینکه بنده را مورد لطف قرار دادید تشکر میکنم مطمئن هستم که مرا بخشیدید که نظرم را تایید کردید . به خدا قسم وقتی تایید پیام را دیدم شرمنده شدم من حضور ذهن نداشتم مرحوم ملاغلامرضا اسم چند تا از خادمینی که میبایست تجلیل بشود گفتند ولی من فراموش کردم به جان تنها فرزندم اسم حاج احمدی ابولی را هم بردند نمیدانم حتی سید آقا و چند نفر دیگر که من انها را نمی شناسم هم گفتند ولی من فراموش کردم من همین جا از حاج احمد ابولی و دیگر خادمین معذرت میخواهم دستشان را میبوسم بی زحمت شما که زحمتش را کشیدید تایید این نظر را محبت نمایید . که شرمنده آن بزرگواران نشوم گرچه پدر و مادرم من نوقی هستند من بزرگ شده شهر هستم ولی همه نوقیها را نمی شناسم .به خدا وقتی ظهری خبر مرگ مهدی ضیاء الدینی را شنیدم خیلی ناراحت شدم من به بازماندگانش خصوصا پسرشان تسلیت میگویم و برای آن مرحوم طلب آمرزش میکنم. باز هم از شما تشکر میکنم

پاسخ
ف.ح گفته :
یکشنبه , 20 آگوست 2017

سلام خدمت مدیریت محترم سایت امامزاده مطلب خوبی را گذاشتید خصوصا این پیش بینی استاد:
زمانی خواهد آمد که کارها بدون رشوه انجام نمی گیرد. و مردم با قرض و وام زندگی میکنند و خیر و برکت از زندگیها گرفته میشود. دقیقا همین نقطه وجود دارد . من شوهری داشتم معتاد و بیمار من به خاطر داشتن دو دختر مجبور شدم با سختیهای زندگی بسازم با اینکه من سفارش قبول میکردم و از طریق کارهای دستی و کمک کمیته امداد… کمک خرج بچه ها بودم . چون دختر اولم خواستگار داشت و من لنگ جیهزیه بودم خودم را به هر دری زدم کسی کمک نکرد . به اکثر پسته دارها گفتم اکثرا از من درخواست رابطه نامشروع میکردند برای گرفتن وام ضامن نداشتم. وقتی خواستگار دخترم با بدختی ما آشنا شد به بهانه ای بد اخلاقی کرد و مجبور کرد دخترم از او طلاق بگیرد دخترم دست شسته بدون گرفتن مهریه در حالی که سرمایه وجودی خویش را هم از دست داد از او جدا شد.. حتی وقتی برای گرفتن کار به هرجا مراجعه میکرد آنها کار گر نمیخواستند میخواهند زن جوان و آرایش کرده مشتری جلب کند از بدبختی و فلاکت نمی دانستم چکار کنم ولی توکلم به خدا بود چون میدانستم خدا می بیند به رضای او راضی بوده و هستم با قناعت و آب باریک زندگی میکردم به خدا قسم خوردن گوشت بچه های من فقط در ایام قربان و عاشورا تامین میشد . مردم میگفتند می بایستی شوهرش معتاد نباشد اگر کمک کنیم مواد مصرف میکند حتی بعد از مرگ شوهر هم کسی کمک نکرد میگفتند بیا صیغه بشو. به خدا به خاطر همین کارها خیر و برکت از مردم گرفته شده است. تو هر اداره ای بروید تا پارتی نداشته باشید و رشوه ندهید کارت راه نمی افته .طرف سالی ۵۰۰۰من پسته داره تا وام نگیره خودش نمی تونه به سر سال برسونه . اتفاقا من روز ۱۳ نوروز به امامزاده شما آمدم ناخواسته وقتی که در قبرستان قدم میزدم در قبرستان قبر این عالم را زیارت کردم و از او خواستم که مشکلم حل بشود به خدا باورتون نمیشود از جایی که گمان نداشتم خدا براهم فراهم میکرد کم کم برای بچه هایم کار پیدا شد مردی زنش مرده بود با دختر اولم ازدواج کرد کمک خرج ماست حتی برای دختر دوم خواستگار آمد دامادم گفته من مثل دخترم برای او جهاز تهیه میکنم. البته از آن موقع دوبار دیگر به امامزاده هم آمدم وزیارت این عالم رفتم خیلی بهش عقیده دارم متاسقانه هیچ نام و نشانی از این عالم نیسته تا کسی به قبرستان نرود ایشان را نمی شناسد ان هم اگر شانسی به آن طرف برود. خواهشی از دهیار شمس اباد و هیت امنای امامزاده دارم اینکه حداقل کاری می تواند بکنند این عالم را به مردم معرفی کند . فقط میدانم عالم وارث پیامبر هسته . وقتی زندگینامه این عالم را خواندم مبهوت شدم قبرش رابوسیدم و افسوس میخورم در رفسنجان ما اینطور عالمی بوده که هیچ نام و نشانی از او نیسته واقعا متاسفم برای خودم و همه شما . شاید من اشتباه میکنم ولی به خدا نشناختن این عالم با اخلاص برای ما رفسنجانیها خیانت است . اتفاق من با اکثر نوقیها راجع به ملاغلامرضا صحبت میکنم میگویند ما او را نمی شناسیم. من این نظر را نوشتم تا شاید بتوانم ذره ای از محبت این عالم را جبران کنم.

پاسخ
ف.م گفته :
یکشنبه , 20 آگوست 2017

دلم خون است از دست این زمانه نمی دانم حرف دلم را کجا بگویم ولی جایی نمیتوانم حرفم را بزنم مجبور شما به سایت امامزاده بزنم . اولا امروزه نه کسی در جامعه ما را تحویل می گیرد و اگر کسی ببیند که پول ندارید رو حرفت هم حساب باز نمی کنند.
خدا پدر شما را بیامرزد لااقل به دختر بی پناه مجال صحبت را می دهید. . خدا دست تنگی را نیاورد که انسان مجبور میشود دست پیش هر کسی دراز کند . ای کاش مردم خدا را قبول داشتند من نمیدانم چرا شهوت را می پرستند من مشکلی داشتم به چند نفر رو زدم گفتم به خاطر خدا کمک کنید گفتند نداریم با شماره دیگری باآنها پیام دادم و پیامهای عاشقانه دادم همان پیرمردهایی که پایشان لب گور بود می گفتند آدرس می دهیم بیایید. .نمیدانم چرا شیعه فکر نمیکند که من هم مثل دخترش هستم اگر دوست دارد دختر در بغل اجنبی برود به دختر مردم هم پیشنهاد غیر معقول بدهد . والله دست از این کارها بردارید خدا را خوش نمی آید خشم خدا فرا می رسد آتش وقتی گرفت تر و خشک با هم میسوزند . الحمدالله خدا کمکم کرده تا به حال دامنم به گناه آلوده نشود . گرچه این مطلب جایش اینجا نیست چون دیدم این مطلب بازدیدش زیاد است اینجا گذاشتم خدا روح استاد اخلاق را شاد کند که آن روز امروز مردم را می دید به خدا قسم اگر در شهر ما زلزله ۱۰۰ رشتری هم بیاید هنوز هم کم است. من سوالی دارم یک دختر یتیم اگر بخواهد عروس شود و جیهزیه نداشته باشد آیا زشت نیست تن به هر کاری بدهد البته روی من با آنهایی که مسجد می سازند و هیئت خرج میدهند نیست بلکه روی من با انهایی که من گیر ۲۰۰ هزار تومان بودم قسم میخورد میگفت ندارم وقتی باز ناز با شماره دیگر صحبت میکردم میگفت یک شب اگر نزد من بیایید ۵میلیون تومن میدهم. آن وقت حاجی جاجی میزنند که انگاری معتمد محل هست. همین طور کارهای میکنند که ورشکست میشوند . البته هر جور بود خدا نگذاشت آبرویم برود من به خانه بخت رفتم و شوهرم خوبه ولی برای بعضیها سخته . آقای مسلمانی که سه تا بچه داشتی هر سه را سامان دادی اگر دیدی بچه یتیمی هست دستش را بگیر که خدا دستت را میگیرد.

پاسخ
زینلی گفته :
یکشنبه , 20 آگوست 2017

سایت فیروزه کویر سنگ صبور من است. . حداقل می توانید بدون اینکه کسی تو را بشناسد حرف دلت را بزنی. . در دنیای حقیقی کسی برایم ارزش قائل نیست ولی در فضای مجازی لااقل اعلام موجودیت میکنم.. خدایی من ملاغلامرضا را یاد نمی دیدم ولی تعریف خوبیهایش را از مردم شنیدم.همه میگویند . ا تو این منطقه بود ملا تک بودند. روحش شاد و یادش گرامی باد . حیف نه اداره اوقاف کاری میکند و نه هیئت امنای مساجد شمس اباد و نه شورا . اینها می بایستی دست به دست بدهد برای ملا یک یادواره بگیرند که تا به حال کسی چنین مجلسی نگرفته باشند

پاسخ
محمود گفته :
دوشنبه , 21 آگوست 2017

خداوند ما را به خاطر این استاد بزرگ بیامرزد ای کاش بزرگان و فرهیختگان رفسنجان زندگانی و کرامات این استاد را در قالب کتابچه ای می نوشتند و در امامزاده پخش میکردند تا همه مردم با معرفت قبر این عالم روشن ضمیر را زیارت نمایند و مشمول دعای خیر پیامبر گردند.

پاسخ
م گفته :
دوشنبه , 21 آگوست 2017

آقای احمدی سلام و خسته نباشید .
حالا خوب شد دست گلتان درد نکند صفحه اول عکس ملا را گذاشتید . یک پیشنهادی دارم میخواهم نه نگویید فدای مرامتان
شما این نظر را تایید و پیشنهاد را مطرح نمایید به دهیار شمس اباد و دبیر ستاد صادقیه حاجی کریمی که سایت فیروزه کویر را نامگذاری کردند بگویید . به بعضی نظرها اهمیت ندهند نمی خواهد تمثال ملا را در روستاها بسازند . از طرف دهیارهای دهستان رضوان و خانواده بیگانی یک مسابقه مقاله ای درباره زندگی استاد اخلاق را فراخوان نمایید و ۵ تا جایزه خوب در نظر بگیرند که از بین مقاله ها آنهایی که از همه بهتر و به واقعیت نزدیک باشد و از دیگران بهتر باشد انتخاب نموده و جایزه ای به ۵نفر بدهند و از این مقاله ها بروشور زندگی نامه ملاغلامرضا ناصری چاپ شود در ایام عید نوروز به مسافران نوروزی و اجتماعات مردمی توزیع شود تا ملاغلامرضا در کشور مطرح شود در ایام عید ۶ تا داربست در ورودیهای رفسنجان نصب شود هم از امامزاده و هم از ملاغلامرضا تبلیغ شود تا میهمانان نوروزی قبر این عارف بی ریا را بشناسند و به زیارت امامزاده واجب التعظیم بیایند شناختن استاد اخلاق بزرگترین سرمایه که اینده روستای شمس اباد و دهستان رضوان را تضمین میکند . به خدا قسم من از آقای کریمی بیراز بودم ولی وقتی تنها دیدم با کارگری چند روز برای امام صادق تبلیغ میکردند خیلی پیشیمان شدم و همینجا خاک پایش را می بوسم و معذرت خواهی میکنم آقای کریمی مرا حلال کنید و من احمق بودم که از شما کینه دل گرفتم . به خودم میگویم ای بیچاره و احمق . مگر کریمی چه هیزم تری به شما فروخته که چشم دیدنشان را ندارید . الان به این نتیجه رسیدم که آقای کریمی چون ظرفیت دارند شایستگی همه چیز را دارند .من یک چیز میخواهم از عمق وجود بگویم ای دهیارها و شوراهای دهستان رضوان والله بالله تالله که اسم جلاله هستند شناختن ملاغلامرضا در منطقه از بخشداری گرفتن برای منطقه بهتر هست اگر سنجیده عمل نمایید.

پاسخ
ایزدی گفته :
دوشنبه , 21 آگوست 2017

الهی خیر ببینی مرد پیش بینی های عارف بزرگ افتخار رفسنجان و زرند ملاغلامرضا را گذاشتید پدرم تعریف میکرد سال ۵تومنی مردم در نهایت قعطی بود ملا غلامرضاهر وقت ملا پیش عنایت الله می رفت مردم می توانستند یک مقدار بخور نمیری ازش از چنگش در بیاورند و خودشان را از سال در کنند. . حتی ملا غلامرضا طوری با مردم برخورد میکرد که دوست و دشمن خاطر خواهش بودند قیافه تو دل بروی داشت نمی دانم مهره مار داشت همه دوستش می داشتند رو حرفش همه حساب میکردنداز هدایت میرزا غلامحسین که خان منطقه بود گرفته تا حسن سنگی که همیشه تو کوه بود همه را مطیع خود کرده بود. . نا گفته نماند شما رفسنجانیها اینقدر به خودتان ننازید ملاغلامرضا بچه حصن بود و اصالتا زرندی بود . خدا لعنت کند دزدها آن تمام اثاث پدرش ابوجعفر را دزدیدند او وقتی آمد سکته کرد و از دنیا رفت ملا غلامرضا چون فامیل مادریش نوقی و جلال اباد بودند به کمال اباد و حسن اباد و شمس اباد مهاجرت کرد,….

پاسخ
حسین گفته :
دوشنبه , 21 آگوست 2017

سلام آقای احمدی مطلبی را شروع کردید که چند روز فکر ما را مشغول کرد من تمام پیش بینی های استاد اخلاق ملاغلامرضا رحمت الله علیه را می توانستم باور کنم ولی در مورد سرکار آقا ابراهیمی در شک بودم چند روز تحقیق کردم تا بدین نتیجه رسیدم که :سرکار آقا حاج عبدالرضا خان ابراهيمي هفتیمن مرجع مكتب شيخيه بود در سنه ١٣٤٠ قمري در كرمان متولد شده و در هفتم صفر سال ١٤٠٠ قمري(۱۳۵۸شمسی) در شهر كرمان کشته شده تأليفاتش در حدود هشتاد وشش عنوان كتاب است كه در علوم مختلفه از فقه و اصول و حكمت و ساير علوم تصنيف شده، او همواره آثار قلمي علماي شيخيه را چاپ ومنتشرنموده و در اختيار عموم گذاشت . . حالافهمیدم که ایشان در سال ۱۳۳۸ با ملاغلامرضا ملاقات داشتند و او پیش بینی کرده که ۲۰ سال دیگر به خاطر بدعت در دین کشته میشود درست در سال ۱۳۵۸ او به سزای عملش رسید . ملاغلامرضا در آن زمان شیخیه را گمرا و ضالین میدانست و اعلام برائت میکرد متاسفانه در حال حاضر شیخیه ها در احمد اباد رسولیان سرمایه گذاری و فعالیت میکنند
و منافع منطقه را با خود می برند مطمئنم که اگر این استاد بزرگوار الان بود شیخیه جق تنفس در دهستان رضوان را نداشت تاچه برسد به اینکه اکثر زمینهای احمد اباد را بخرند.و مالک نشوند .

پاسخ
محمد علی .م گفته :
سه‌شنبه , 22 آگوست 2017

با سلام خدمت آقای احمدی
ای کاش همه این آموزه های ملا را آویزه گوششان میکردند . همینکه ملا غلامرضا در آن زمان مانع نفوذ شیخیه و بهائیت شدند جای تقدیر دارد یک نفر بچه یتیمی که از با نان چوپانی و خشت مالی بزرگ شده و خرج مادر و خواهرش را بدهد و در آن هوای گرم در ماه رمضان با دهان رزه گندم بدرود و عصرها خرمن کوب و شبها روضه خوانی . به قرآن شاید در ایران چنین عالمی وجود نداشت حالا یک مداح که می آید سیستم صوتیش جدا و باند و میکروفنش جای خود تبلیغاتش جدا پاکت میلیونی ؟ به قرآن قسم ما در ماه رمضان یک روحانی به روستای ما آمد مقداری پسته دادیم و ۳میلیون تومن دادیم قهر کرد و قبول نکرد . ولی ملا غلامرضا در ایام محرم شبی ۶جا میرود و نانش را در بین راه میخرد و نای حرف زدن نداشت. اینطور بود وقتی بیماری وبا آمده بود ملا مردم را جمع کرد و یک روضه پنج تن خواند دیگریک نفر از مردم تلف نشدند . هر زنی درد زایمان سخت بود یک آبی که زیر منبری که روضه پنج تن خوانده بود به او می داد وضع حملش آسان میگشت . وقتی ملخلها و آفت داخل مزرعه می آمد یک دعای معراج میخواند بلا از این محل میرفت صد حیف که این مرد را نشناختند و قدرش را ندانستند. خدا نگذرد از آن کسانی که آنروز با او مخالت میکردند و امروز نمی خواهند نام این عارف بزرگ در بین مردم به نیکی برده شود . به جان دو تا فرزندم قسم من از آنروزی که برای ملا غلامرضا همایش گرفتند و احمد تقی نژاد جریان ملا غلامرضا و سایتش را تعریف کرد به ایشان اعتقاد آوردم گرچه شمس ابادی نیستم از زیارت قبرش نتیجه گرفتم تا زنده باشم هر وقت به قبرستان امامزاده بیایم برای این مردم فاتحه میخوانم ولی وقتی سر قبرش شلوغ باشد در دلم فاتحه ای برایش میخوانم. .جوانان شمس اباد خواهش میکنم میخواهند جام فوتبال بگذارند یک جامی بنام استاد اخلاق ملا غلامرضا ناصری بگذارند حداقل نسل جوان این مرد بزرگ و افتخار جهان اسلام را یشناسند روحشان با امیرالمومنین محشور باشد امیدواریم که این عالم دست ما را بگیرد. از همین جا که فرصتی شد از دبیر همایش استاد اخلاق ملاغلامی ناصری جناب سرور بزرگوارم حاج عباس آقای کریمی تشکر میکنم که برای معرفی این استاد از هیچ کوششی دریی نمی کند مطمئنم که ایشان از کارش نتیجه گرفته و از خدا برایش طلب خیر میکنم و از همین جا دستش را می بوسم و خاک پایش را سورمه چشمم میکنم که ثواب زیارت عالم را برای ما رزو کرد. امیدوارم به حق این عالم نورانی خداوند ایشان را با پیغمبر و آلش محشور نماید

پاسخ
طلبه گفته :
چهارشنبه , 23 آگوست 2017

سلام و ابراز اردات
بنده سوالی دارم محضر عزیزان نوقی میخواهم بدانم قدر و منزلت استاد اخلاق ما از آقای پرویز کلانتری یک استاد نقاش که بسیاری از نقاشی‌های آشنا برای کودکان دبستانی –به‌ویژه در کتاب‌های نظام قدیم آموزش و پرورش– همچون «روباه و خروس»، «چوپان دروغگو»، «حسنک کجایی؟»، «مرغابی‌ها و لاک پشت» و «روباه و زاغ» از آثار او بودند. کمتر است؟ که مردم زنجان او را تکریم میکنند و مراسم بزرگداشت برایش می گیرند ؟. مگر چقدر هزینه دارد ؟ بنا نیست از پول دهیاری کم شود چند نفر را بببیند و بانی پیدا کنند. میخواهی به آقای کریمی دبیر ستاد همایش های صادقیه و استاد اخلاق بگویم با بچه ها صحبت کنید اگر بنا باشد روز بزرگداشتی برای استاد اخلاق بگیرند روز ولادت پیامبر و امام صادق (ع)روز اخلاق و مهر ورزی هم نامیده شده انتخاب کنند.
بزرگداشت ۲۴ رجب هم عید پیروزی امیرالمومنین فاتح قلعه خبیر را گرامی بدارند چون ۲۵ رجب شهادت امام کاظم هم هست در آن شب از فضائل امیر المومنین گفته شود و در آخر روضه موسی بن جعفر خوانده شود حقیقا ضربه ان=میرالمونین در جنگ خندق که افضل تر تمام عبادت جن و جنس میباشد کمتر از پیروزی بعضی از عملیاتها نیست . ای کاش مناسبت این روز را مسئولین در تقویم می نوشتند .
روز ۲۹آذر که یک روز به شب یلدا هست مراسمی در شب یلدا یک شب بعد بگیرند هم فصل بیکاری مردم منطقه هست و هم بلند ترین شب سال هست از تمام کسانی که اولین شب یلدای که پدر از دست دادند بانی این مراسم شوندو یک مراسمی باشکوهی بگیرند که در ان شب طولانی مناجات امیرالمومنین وحدیث کسا خوانده شود که وقتی ما را درقبر گذاشتند بگوییم خدایا ما در طولانی ترین شب سال به عبادت تو مشغول بودیم مناجات امیرالمومنین را خواندیم و از طرفی هم جشن ولادت استاد اخلاق ملا غلامرضا هم بگیرند . لااقل هزینه ای می کنید ثوابی گیرتان بیاید. و در شب یلدا مردم کمتر غیبت کنند. اگر در این شب سخنران و مداح خوب دعوت کنند جمعیت زیادی هم جمع میشود و به امامزاده ادای احترام میشود. در شب یلدا همه مردم به زیارت امامزاده می آیند. البته چند تا جایزه خوب هم بدهند. به روح رسول الله سوگند وقتی شنیدم ما در رفسنجان زادگاه ما عالمی بنام ملاغلامرضا می زیسته که شبها عبادت میکرده و در ماه رمضان با دهان روزه خشت می مالید و یا گندم درو میکرد و بدون هیچ چشم داشتی تبلیغ دین میکرده و غم دین داشته و قبرش هم در قبرستان امامزاده سیدجلال الدین بوده خودم را نفرین کردم چرا حداقل کاری که از دستم بر می آمد قبرش را می توانستم زیارت کنم . به خدا قسم اگر مستاجر نبودم و بضاعت مالی داشتم تمام هزینه های بزرگداشت این عالم را میدادم حداقل شاید به شفاعت این عالم دست می یافتم. . بعضی چیزها گفتنش آسان است اگر مردم به اندازه من سرکار آقا عبدالرضا ابراهیمی را می شناختند قدر ملا را بیشتر میدانستند مگر کسی جرات روی حرف سرکار آقا حرف بزند در حالی که استاد اخلاق بر او غضب ناک شده و دست رد بر سینه اش زده است. . میخواهم بگویم همیشه علمایی که نور خدایی دارند از هیچ طاغوتی نمی ترسند حضرت امام از شاه نمی ترسید امام خامنه ای از تحریمات امریکا نمی ترسد چون نور خدا در دلشان هست و نمی گذارد که شیطان در آنها نفوذ کنند.
در پایان از شما آقای احمدی مدیریت سایت تشکر میکنم که شما توانستید که استاد اخلاق را به مردم معرفی کنید. البته معرفی این استاد شما هم در ثواب تمام زیارت و فاتحه ای که نصیب مردم شده سهیم میکند. شما با اینکارتان بزرگترین سرمایه معنوی جاری را برای خود سپرده کرده اید.

پاسخ
محمد جواد .ح گفته :
پنج‌شنبه , 24 آگوست 2017

سلام و خسته نباشید نظری که دیروز شخصی بنام طلبه فرستاد: اگر مردم به اندازه من سرکار آقا عبدالرضا ابراهیمی را می شناختند قدر ملا را بیشتر میدانستند مگر کسی جرات روی حرف سرکار آقا حرف بزند در حالی که استاد اخلاق بر او غضبناک شده و دست رد بر سینه اش زده است. .حس کنجکاوی مرا به حرکت در آوردتا راجع به سرکار آقا ابراهیمی در اینترنت سرچ کنم و تحقیقی داشته باشم بدین نتیجه رسیدم که :
شیخی ها که در زبان عربی “الحساوی” خوانده می شوند، پیرو عقاید شیعه گری “شیخ احمدبن زین الدین احسائی” معروف به “شیخ اوحد” هستند. این شیخ شیعه دوازده امامی اهل حکمت که از ساکنان منطقه شیعه نشین “احساء” در جنوب عربستان سعودی کنونی بود و صاحب تالیفات مهم و متعددی در زمینه علوم الهی می باشند، در زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار به ایران و عراق سفر نمود و با مطرح کردن عقاید خود در حوزه های علوم دینی آن مناطق از بین مدرسین و محصلین علوم دینی شیعه مریدان و مخلصانی در استان کرمان و چند استان دیگر پیدا کرد.

“سید کاظم رشتی” معروف به “سید مرحوم” که آن وقت در حوزه های علوم دینی عراق همچون کربلا و نجف تحصیل می کرد و معروف بود، مجذوب عقاید شیخ اوحد شد و پس از درگذشت او به ترویج عقاید و تدریس نظرات دینی شیخ احمد احسائی در بین شاگردان بسیار خود همت گماشت.

یکی از مهمترین شاگردان سید کاظم رشتی به نام “حاج محمد کریم خان کرمانی” فرزند ابراهیم خان ظهیر الدوله حاکم مقتدر کرمان در زمان سلسله قاجار بود. او پس از پایان تحصیلات دینی در کربلا به وصیت استاد خود و با کسب اجازه نامه از او و معلمان معروف حوزوی و با حمایت انگلیس وظیفه تدریس و ترویج نظرات شیخ احمد احسائی را به عهده گرفت.

حاج محمد کریم خان معروف به “سرکار آقای اول” سرانجام به کرمان برگشت. مدرسه علمیه ای تاسیس نمود و تمام زندگی خود را به جای وارد شدن در سیاست و حکومت صرف بدعت در دین و توسعه شیعه گری با استناد به قرائت شیخ احمد احسائی نمود. از او که ضمن عالم علوم دینی بودن از علوم طبیعی و حکمت و طب نیز بهره های فراوانی داشت آثار مکتوب بسیاری به جا مانده که بارها منتشر شده اند.

بعد از سرکار آقای اول چهار نفر از فرزندان و نوادگان او معمم شدند و راهش را ادامه دادند و شیعیان شیخی را که جمعیتی روز افزون داشتند از نظر روحانی و دینی رهبری کردند. به ترتیب “حاج محمد خان کرمانی” ،”حاج زین العابدین خان کرمانی” و “حاج ابوالقاسم خان ابراهیمی” امر هدایت معتقدان مکتب شیعه گری شیخی را پس از “آقای اول”به عهده داشتند. عبدالرضا خان ابراهیمی که با مرحوم ملاغلامرضا ناصری ملاقات کردند معروف به آقای شهید پنجمین نفر از این سلسله بود و بعد از او این رهبری به سرکار آقا علی الموسوی از طایفه بنی عامر تفویض شد. او در واقع هشتمین رهبر شیعیان شیخی جهان و پیروان مکتب “حکمت الهی شیعه” شیخ اوحد، شیخ احمد احسائی بود.

هشت رهبر شیعیان شیخی جهان از ابتدا تا کنون به ترتیب عبارت بوده اند از:

یکم – شیخ اوحد، حاج شیخ احمد احسائی معروف به “شیخ مرحوم”

دوم – حاج سید کاظم رشتی معروف به “سید مرحوم”

سوم – سرکار آقا حاج محمد کریم خان کرمانی معروف به “آقای اول”

چهارم – سرکار آقا حاج محمد خان کرمانی معروف به “آقای ثانی”

پنجم – سرکار آقا حاج زین العابدین خان کرمانی معروف به “آقای ثالث”

ششم – سرکار آقا حاج ابوالقاسم خان ابراهیمی معروف به “آقای رابع”

هفتم – سرکار آقا حاج عبدالرضا خان ابراهیمی معروف به “آقای شهید” ایشان کسی بود که در مجادله با مرحوم ملا غلامرضا شکست خورد و ملا غلامرضا به او گفت حضرت علی علیه السلام فرمود: «وَ إِنَّ شَرَّ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ جَائِرٌ ضَلَّ وَ ضُلَّ بِهِ فَأَمَاتَ سُنَّةً مَأْخُوذَةً وَ أَحْیَا بِدْعَةً مَتْرُوکَةً؛ بدترین مردم نزد خدا، رهبر ستمگری است که خود گمراه و مایه گمراهی بدعت، زیانهای فکری و روحی غیر قابل جبرانی را بر جامعه تحمیل می کند و ممکن است نسلهای بشر را برای همیشه گرفتار و بی چاره نماید. از اینرو، سکوت در مقابل بدعتها گناهی نابخشودنی است .دیگران است که سنت پذیرفته را بمیراند و بدعت ترک شده را زنده گرداند.»و همچنین فرمود: «ِ مَا هَدَمَ الدِّینَ مِثْلُ الْبِدَعِ؛ چیزی مثل بدعتها دین را منهدم نمی کند.» همانطوری که ملا غلامرضا در سال ۱۳۳۸پیش بینی کرده بود که دست از بدعت از دین بردار تا ۲۰ سال دیگر شما زنده نمی مانید او در سال ۱۳۵۸ در کرمان کشته میشود . که شیخیه هااو را شهید می دانند.

هشتم – سرکار آقا حاج سید علی الموسوی معروف به “جناب سید”

شیعیان شیخی یا عمامه های انگلیسی هرگز رهبران دینی و مراجع روحانی خود را با عناوینی چون آیت الله العظمی و نظایر آن خطاب نمی کنند، بلکه فقط از عنوان ساده “سرکار آقا” در جلوی نام آنها استفاده می کنند یا به اسمی که شهره هستند می نامند.

پاسخ
مح.الف گفته :
پنج‌شنبه , 24 آگوست 2017

سلام باتشکر از زحمات برادر بزرگوارمان آقای احمدی مدیریت محترم سایت مقدس امامزاده سیدجلال الدین اشرف ( فیروزه کویر) .
وقتی پیش بینی های استاد اخلاق از زبان فرزندش را خواندم که استاد فرموده بود: ((زمانی خواهد آمد که قناتها خشک شود و مبارزه با آفت کشاورز را پیر میکند . درآمد محصولات برای پرداخت سود و وام مصرف میگردد.))
این پیش بینی استاد در زندگی ما کاملا رخ داده است شما اگر توانستید در منطقه نوق یک قنات جاری ببیند می توانید بگویید پیش بینی او دروغ بوده است .
شما اگر توانستید هر سال زمین های پسته تان را ازشیره و آفت پاک کنید و یا دغدغه و غصه سم پاشی نداشته باشید میتوانید بگویید پیش بینی او دروغ بوده است .
اکثر کشاورزان هرچه پسته هم داشته باشند تا موقع پسته ها نمی توانند زندگی خود را اداره کنند بعد از پسته ها فقط می توانید وام خود را تمدید کنند نه تسویه کنند.
پس نتیجه میگیرم که استاد اخلاق از روی هوا و هوس مطلبی را نمی گفتند. او قلبش به نور ایمان روشن بود.
متاسفانه تمام اینها به خاطر اعمال خود ما است. من همسایه ای دارم شاید سالی حداقل ۵۰۰۰ من پسته داشته یک خانه در رفسنجان دارد و یک خانه به حساب ظرف پسته در نوق دارد. این مرد بیش از ۶۰ سال سن دارد .زن و فرزندانش در شهر زندگی میکنند و در خانه روستا دو تا اتاق به کارگرش داده کارگرش زنی میانه سال داشت من با چشم خود دیدم و نمیخواهم آدرس را دقیق بدهم که آبرویش برده شود یک شب به بهانه آبیاری از رفسنجان به نوق می اید کارگرش را به آبیاری میفرستد و خودش با زن کارگرش ارتباط نامشروع داشت البته ز ن کارگر خودش هم بی بندو بار بار بود . چند سال پیش من در ایام پسته چینی برای این مرد کار میکردم یک روز زن همین مرد به من گفت تو در این مدت اگر با من رابطه داشته باشی هرچه پسته میخواهید به من بدهید. به خدا قسم من اینکار را نکردم و خیانت نکردم و سال دیگر برایشان کار نکردم آنها شخص دیگری مثل خودشان گرفتند. من این مطلب را گذاشتم که بگویم تمام مشکلات را ما خودمان می سازیم اگر بردن آبروی کسی در اسلام جایز بود من اسم آن ارباب و کارگر را می گفتم و شما زن هر دو را ببیند زن ارباب چقدر زیباتر از زن کارگر است . این ارباب زن به این زیبایی داشته رها کرده ببینید چقدر کم عقل است که به خواسته او تن نمی دهد می روید با زن کارگرش که خیلی زیبایی هم نیسته و از زن خودش پیر تر است رابطه دارد چه طور این بنده خدا میخواهد زندگیش درست شودو خدا به او برکت بدهد. این بنده خدا سالی که پسته میشود خودش را به زور تا موقع پسته میرساند و سالی که پسته نیسته مجبوره مقداری از آب و زمینهایش را بفروشد. به خدا قسم من آدم سراغ دارم شاید ۱۰۰ قصب زمین نداشته بچه هایش را به خانه بخت فرستاده هر سال زیارت میرود و زندگیشان با برکت است ولی آن ارباب سن دختراش بالا ۲۵ ساله و پسرش بیش ۳۰ سال هستند هنوز نتوانستند بچه هایش را سامان دهد. . این بی برکتی بر اثر اینکه ما قانع نیستیم اگر مرد به همسر خودش قانع بود و او کفایت میکرد و زن مجبور نبود که از دیگران محبت گدایی کند و خدا هم به زندگی آنها برکت میداد. خواهش میکنم که نظرم را تایید کنید و اگر صلاح می دانید در کانال محبوب ما کانال فیروزه کویر هم بگذارید . شاید یک نفر از این حکایت عبرت بگیرد و گرد حرام نرود شما را به خدا می سپارم و از بزرگواریتان ممنونم

پاسخ
بنده عاصی گفته :
پنج‌شنبه , 24 آگوست 2017

سلام . اول تشکرم میکنم که نام این بزرگ مرد منطقه نوق افتخار دیار شمس اباد سادات را معرفی نمودید.
دوم پشنهادم را مطرح میکنم
سوم نظرم را می گویم
پیشنهادم اینه . عنوان روضه خوان پنج تن آل عبا مرحوم حاج شیخ ملاغلامرضا ناصری را شما و نظر دهندگان در مطالبشان عنوان کنند. زیر هیچ کس در منطقه نتوانسته مثل این ملا روضه پنج تن را بخواند و حقش را ادا کند روضه او مثل اکسیر ی که فلز را تبدیل به کیمیا میکرد.
نظرم اینه . وقتی در جمع مردم شمس اباد وارد میشوم احساس میکنم که چند نفری از روی حسادت چشم دیدن آقای کریمی خادم امام صادق و دبیر همایشهای فرهنگی امامزاده را ندارند . میخواهم به آنهابگویم مگر شما چقدر عمر میکنید شمایی که نمی توانید خدمتی به اهل بیت عصمت و طهارت نمایید لااقل بگذارید اینکار را شخص دیگری انجام بدهد به قران شما را در یک متر جا قرار میدهند و باید جواب بدهید. گناه شما و فرزندان شما بر گردن من باشد که اگر من با آقای کریمی خویشاوندی دارم و یا ایشان مرا اجیر کرده است والله من منزل او را نمیدانم کجای شمس اباد هسته وقتی به وجدانم مراجعه میکنم میبینم در تمام نوق هیچ دهیاری مثل ایشان غم دین را نمیخورد اندیشه و فکر او خدمت به خلق الله و نوکری اهل بیت است. همین سال گذشته ایشان چقدر کمک برای موکب امام علی کردو چقدر مردم حرف پشت سرش می زدند نه ایشان کربلا رفت که خودش را انجا مطرح کند و نه اسمی از او برده شد. قضیه بیمارستان و غسالخانه و….. پیش این و آن رو زده تا بانی پیداکرده برای منطقه خوب باشه به خدا من روز عید فطر دیدم نگذاشتند دو دقیقه حداقل اطلاع رسانی بکند خیلی ناراحت شدم گرچه من زادگاه ابا و اجدادیم شمس ابادی هستند من در شهر زندگی میکنم به خدا اینکارها خوبیت ندارد . دهیاری مثل آقای کریمی برای اسلام و اهل بیت تا به حال من ندیدم در همین جا از همه هم محلیهایمان میخواهم ایشان را در راه خدمت به اسلام و ابادی همراهی کنند و کاری نکنند که آیندگان ما را به خاطر کردارمان سرزنش کنند.
میخواهم اگر امکان دارد فراخوان مقاله ای تحت زندگی نامه روضه خوان پنج تن آل عبا مرحوم ملا غلامرضا شمس ابادی مطرح کنند . چون من در کتاب عبور از موانح ایت الله هاشمی رفسنجانی را خواندم که فرموده بود پدرم در تربیت من کوتاهی نکرد حتی در کودکی زمانی که به دیدار اقوامان فرحبخش به روستای فیض اباد نوق می رفتیم من نزد ملای شمس ابادی قران یاد میگرفتم و پدرم کله قندی به عنوان پاداش به او هدیه می داد. شما می توانید این کتاب بخوانید .
حدس و تحقیق من این نامگذاری روستای فیض اباد هم به خاطر همین ملا غلامرضا بوده که مرحوم فرحبخش در منزلش اتاقی داشته بچه اربابها نزد ملاغلامرضا مکتب میرفتند و کسب فیض میکردند وقتی از کسی سوال میکردند کجا میخواهی بروید می گفتند میخواهیم فیض کسب کنیم به فیض اباد میرویم کم کم آقای وزیری نام فیض اباد را مطرح کرد و به زبانها افتاده است مطمئنم تنها روستایی که در مسجدش نماز پنج گانه به جماعت خوانده میشود و تمام مراسمات اهل بیت را میگیرند و در هر ۱۰ شب محرم خرج میدهند همین روستا بوده است. متاسفانه شورا و دهیاران این روستا حداقل شناخت تاریخچه این روستا کوتاهی کردند و ای کاش در فیض اباد حداقل این پارک کوچکی در ابتدای فیض اباد بود نام پارکشان پارک ملاغلامرضا و یا پارک روضه خوان آل عبا میگذاشتند .
در پایان هم دست شما و آقای کریمی دبیر ستادهمایش های صادقیه و دیگر مراسمات امامزاده می بوسم اگر امکان دارم پیشنهادم را به دهیار فیض اباد مطرح نمایید.

پاسخ
خانم.ز گفته :
جمعه , 25 آگوست 2017

سلام امروز نظری توسط بزرگواری راجع با اسم مستعار بنده عاصی فرستاده شد که در آن نظر عنوان روضه خوان پنج تن آل عبا بنام مرحوم حاج شیخ ملاغلامرضا ناصری و تاریخچه روستای فیض اباد را مطرح کردند.
میخواستم از عزیز بزرگوار تشکر بکنم . مدتی بود که با خود درگیر بودم که روستاهایی مثل شمس اباد و حسن ابادصادقیه و اسماعیل اباد نوق تاریخچه دارند ایکاش روستای ما هم تاریخچه ای داشت تا به آن فخر می ورزیدیم خدا را شکر کردم که روستای ما تاریخچه اش پیدا شد . از دهیار محترم آقای رضایی میخواهم که با یادگار استاد اخلاق آقا غلامحسین ناصری درباره صحت این نامگذاری صحبت کنند اگر واقعیت داشته باشد تاریخچه را در سایت فیروزه کویر بگذارید و خواهشی دارم آقای رضایی با ریس شورا آی غلامرضا زاده صحبت کنند اگر امکان دارد خیابانی که میدان امام علی ازسمت اسماعیل اباد به طرف قبله محدود است نام خیابان ملاغلامرضا یا خیابان روضه خوان پنج تن آل عبا نامگذاری کنند چون این عالم فرزانه باعث خیر و برکت روستا بوده و نامش منشا خیر و برکت است . من مطمئنم که این عالم چراغی را در این روستا روشن کردند که خاموش نشدنی است .لااقل یاد این عالم در روستا باید باشد تا دعای خیر این عالم بدرقه مردم این ابادی باشد. از ریس شورا آقای غلامرضا زاده که اسم امام علی و امام حسن و امام حسین علیهم السلام را در روستا مزین کردند تشکر میکنم .و خواهشمندم نام این عالم را در این روستا احیا نمایند قبلا از همکاری آنها هم تشکر میکنم. به خدا افتخار میکنم شما آقای احمدی از روستای فیض ابادبا تاسیس سایت فیروزه کویر باعث سرافرازی و افتخار روستا شدید وقتی در نماز جمعه از شما تقدیر کردند اینقدر خوشحال شدم که در پوست خود نمی گنجیدم. . به خدا وقتی فهمیدم که شما از این روستا رفتید خیلی ناراحت شدم وقتی فهمیدم دوباره تشریف آوردید اینقدر خوشحال شدم که برای سلامتی شما ۱۰۰۰ صلوات نذر کردم . میدانم شما علاقه خاصی به امام صادق ع دارید تو را به همان آقا قسمت می دهم که تا زنده هستی از این روستا نروید و خانه تان را نفروشید

پاسخ
ع.م گفته :
جمعه , 25 آگوست 2017

سلام ازفعالیتهای فرهنگی شما تشکر میکنم و امیدوارم که خداوند به شما جزای خیر دهد .
من یکی از مخاطبان کانال فیروزه کویر و از اهالی راور هستم مدتی از طریق فرستادن عکس بچه ها با کانال شما آشنا شدم و به خاطر مطالب مذهبی کانال را ترک نکردم و تمام پیامهای آن را میخوانم. . تا اینکه از طریق کانال به سایت امامزاده آشنا شدم و دیروز به اتفاق خانواده به امامزاده سیدجلال الدین آمدیم. . من دیر شب جویای قبر ملاغلامرضا شدم بعضیها حتی اسمش را نمیشناختند شاید از ده نفر یشتر پرسیدم بلاخره مقبره را پیدا کرده .رفتم سر قبرش برایش فاتحه ای خواندم گفتم ملا گرفتارم برایم دعا کن که مشکلم حل شود اگر مشکلم حل شود تا زنده ام سالی حداقل به زیارت قبرت می آیم و هر سال در عید قربان برایت یک گوسفند قربانی میکنم.. شب در صحن امامزاده خوابیدم یک ساعت به اذان بود که خواب دیدم همان عکسی که درسایت شما هسته به دیدنم آمد و گفت محمد گرفتاری تو نه تنها در دنیا حل نمی شود حتی در آخرت هم آتشش دامانت را می گیرد .گفت اول شما نانت حلال نیست چون پول نزول میدهید دوم اینکه به حق خودت قانع نیستی در ملکی از پدرت اجاره شما هست سهم خواهر و برادرانت را کمتر می دهید و دیگر اینکه چرا با زن همسایه ات که رابطه نامشروع دارید . برای من گوسفندنمیخواهی قربانی کنید تو مال خود را پاک کن و گرد حرام نرو و خود رااصلاح کن اگر آن گرفتاریت حل نشد بیا و مرا لعنت کند . و قتی که از خواب بیدار شدم گفتم این دیگر کیه . ازکجا خبر دارد که من نزول خوار هستم چون من برای کسانی که گیر هستند چه برای تهیه جهیزیه و چه برای خرید دارو و هزینه بیمارستان محتاج هستند پول قرضی میدهم و صدتومنی ده تومن میگیرم.
ازکجا خبر دارد که آب و زمینهای پدرم اجاره من است که من باید نصف محصول را به او بدهم من هیچ چیز نمی دهم میگویم درآمدش از مخارج کمتر است من وقت ملک را تعمیر میکنم تا درختانش خشک نشود. شما باید چیزی دستی هم به من بدهید.
دیگر اینکه من همسایه ای داشتم که شوهرش چند سال پیش از دنیا رفته بود یک شب مرد غریبه ای آمد و صیغه او بود من از هر دو طرف باج میگیرم به زن میگویم اگر با من در ارتباط نباشی به پسرانت میگویم و به آن مرد میگویم اگر فلان مبلغ راندهید پیش زنت موضوع صیغه را مطرح میکنم. .
وقتی که بیدار شدم رفتم وضو گرفتم و تصمیم گرفتم خود را اصلاح کنم . قصد دارم پول نزول نگیرم و به بدهکارانم بگویم هر وقت می توانید اصل پول را حساب کنید و سود را میبخشم . و از پسته های امسال سهم خواهر و برادرانم را بدهم . دیگر کاری که به کار زن همسایه نداشته باشم و آنچه به عنوان باج از شوهر صیغه ای اش گرفتم پس بدهم و حلالیت بطلبم..
خدا قسم میدهم به حق این عالم توبه ماراقبول کند و نوفیق بندگی هم به من عطا کند ما را در این راه ثابت قدم گرداند . از شما و مخاطبین سایت میخواهم که مرا دعا کنند دامنم از گناه و معصیت پاک شود و مالم حلال گردد.

پاسخ
محمدیان گفته :
جمعه , 25 آگوست 2017

سلام
خدا را شکر میکنم که شما سایت فیروزه را راه اندازی کردید و پستی را به عنوان پیش بینی های استاد اخلاق ملا غلامرضا را گذاشتید تا مردم بتوانند از حقشان دفاع کنند .. من امروز جمعه بعد از دعای ندبه وقتی که دیدم در آشپز خانه آش نذری توزیع میکردند نا فرصت آش درست کردن بری اولین بار در قبرستان وارد شدم و پرسیدم از آقایی که آیا غیر از امامزاده در این مکان قبر عالم یا بزرگی وجود ندارد مرا به قبر ملا غلامرضا بردند وقتی زندگی نامه ایشان را خواندم بهتم زد که چنین سرمایه معنوی در این منطقه بوده و ما غفلت ورزیدم به خدا اینقدر خوشحال شدم از اینکه امروز توانستم علمی را زیارت کنم که پیامبر زیارت او را برابر با زیارت خودش دانسته میخواستم پیشنهادی بدهم نمی دانم بزرگتر و مسئول آنجا چه کسی است ولی دهیار شمس آباد می توانست دو تا سه تا تابلو در مسیر جاده بگذار که مقبره استاد اخلاق مرحوم حاج شیخ ملا غلامرضا ناصری لا اقل همه از زیارت این عالم بزرگوار بهرهمند شوند . با اینکه من اهل جوادیه فلاح هستم ولی شاید سالی چندین بار به امامزاده می ایم ولی امروز اولین باری بود موفق شدم قبر استاد اخلاق ملاغلامرضا را زیارت کردم

پاسخ
م. گفته :
شنبه , 26 آگوست 2017

سلام
وقتی پیش بینی های استاد اخلاق را خواندم که استاد چنین پیش بینی کرده بود:((زمانی خواهد آمد که برای این امامزاده گنبد و بارگاه بسازند در روز شهادت امام صادق علیه السلام بر این امامزاده مجلس بگیرند)) وقتی فکرش میکنم یک روزی اگر شبی مبلغی به عنوان شرط بندی به کسی میدادند کسی حاضر نمی شد به امامزاده سر بزند ولی الان اکثر شبها شما اگر به امامزاده بروید می بینید چقدر زائر دارد آنروز وقتی ملا این حرفها را میزدند مردم کلامش را به تمسخر می گرفتند و اهمیتی نمی دادند چون درکشان بیشتر از این نبود.امروز به خدا قسم اگر کسی فیلم یا صدایی از این استاد ضبط کرده بود و الان پخش میکردند آن وقت این عارف بزرگ شناخته میشد الان چند سالی هست که اداره اوقاف در روز شهادت امام صادق هم برای این عالم مراسم میگیرند .حقیقت امر این است که من چند سالی برای اربابی کار میکردم تمام حساب و کتابش دست من بود من از راه حرام مال و اموالی را از داراییهای او بدست آورده بود چندسال پیش که یکی از اقواممان در همان محوطه قبر ملا دفن کردند آن وقت زندگی نامه ملا را هنوز ننوشته بودند من وقتی نوشته های قبر را خواندم فاتحه ای برای ملا خواندم آن شب ملا را در خوابدیدم که مرا صدا زد و گفت فلانی تمام اموالت را ازراه حرام بدست آوردی اگر با این حال بمیری آخرتت را تباه کردی فردا برو حقیقت را به اربابت بگو و از وی حلالیت بطلب . من ترسیدم گفتم اگر بگویم شاید آبروم برود آن روز نگفتم شب بعد به خوابم آمد گفت نترس حقیقت را بگو او تو را می بخشد و خداوند کمبودهایت را جبران میکند . من فردایش به ارباب از سیر تا پیاز زندگیم را گفتم تا اینکه اربابم مرا بوسید و گفت نوش جانت . همینکه حقیقت را گفته اید من راضی هستم. یکماه بعد ارباب از دنیا رفت من با این حال۱۰ میلیون تومن از پول خودم برای او نماز و روزه قضا نیابتی برایش بجا آوردم حتی به هیچ کس نگفته بودم که ارباب به خواب زنش آمد گفته بود فلانی برای من نماز و روزه قضا برایم بجا آورده که خانمش دو برابر آن مبلغ با من حساب کرد .از آن جایی که زن من بیمار هست و به خدا حدود ۱۵ سال میباشد که من نتوانستم به او رجوع کنم و زن ارباب از زندگی من خبر داشت آن دو زن با هم صحبت کردند و زن ارباب صیغه ۹۹ ساله من شده است حتی هیچ کس غیر از من و آن دو زن و خدا کسی خبر ندارد . میخواستم بگویم من یک فاتحه ای برای این عالم خواندم زندگیم را نجات داد مالم را پاک و نیاز جنیسم رابرطرف کرد . به خدا قسم من از آن سال ملا را در گوسفند قربانی که برای پدرم دارم شریک میکنم. من اینقدر به این عالم اعتقاد دارم هر وقت گرفتاری برایم پیش می آید یک شب سر قبرش می روم و خدا را به حق این مومن قسم میدهم گرفتاریم حل میشود . با خود گفتم اگر عقیده را به شما نگویم در باره شناخت ملا کوتاهی کردم خواهشمندم که اکثر نظراتی که به واقعیت نزدیک هستند در کانال فیروزه هم بگذارید زیرا همه مردم نمی تواند مطالب سایت را دنبال گفتند ولی مطالب کانال بیشتر در دسترس مردم است. از شما و مخاطبین سایت که مطالبم را خواندند تشکر میکنم که اگر نتوانستم منظورم را درست بیان کنم. التماس دعا از شما بزرگواران

پاسخ
ز گفته :
شنبه , 26 آگوست 2017

سلام و وقت به خیر آقای احمدی مدیر محترم سایت امامزاده
در قسمتی از پیش بینی های استاد اخلاق آمده است:(هنگامی که ببینی اگر مردی یک روز گناه بزرگی همچون فحشا، کم فروشی، کلاه برداری و شرب خمر انجام نداده باشد، بسیار غمگین و اندوهگین می شود که گویی آن روز عمرش تباه شده است).
این کلام ملا را می بایستی با آب طلا بنویسند این مطلب به زندگی من مربوط است . من دختر یکی از کشاورزان منطقه نوق هستم چندسال پیش با یکی از تاکسی داران رفسنجان ازدواج کردم این شوهر تا زمانی که ما در عقد بودیم به من محبت کرد یک هفته بعد از عروسی از من کناره گیری میکرد وقتی جویای حالش شدم دیدم او واسطه زنا است با تاکسی اش زنان فاسد را برای مردان بی بند وبار جور میکنند برای اینکه مطمئن شوم یک روز گفتم من به نوق میخواهم بروم او با تلفنش به منزل زنگ زد گوشی را بر نداشتم و به موبایل زنگ زد گفتم در جاده نوق هستم وقتی مطمئن شد من در خانه نیستم دوتا خانم به منزل آورد و پیاده کرد خودش رفت دنبال چند مردهای هوس باز را بیآورد . من درب اتاق انباری را قفل کرده بودم و پرده کوچکی بر روی شیشه اتاق آویزان کردم از پشت پرده می دیدم دیدم چهار نفر را آورد . انها همه مشروب خوردند آنها متوجه حضور من نبودند من فیلم را گرفتم و معموری گوشی را برداشتم درب را باز کردم بدون اینکه حرفی بزنم از خانه بیرون رفتم نشان یکی از اقوامم که وکیل بود دادم و خواستم که با او صحبت کند او گفته بود که به من حرام می چسبد من نمی توانم بدون حرام زندگی کنم اگر روزی انجام ندهم اینقدر اعصابم خورد است که از او توافقی طلاق گرفتم او به جای مهریه خانه را به من داد و ما از هم جدا شدیم.
کار ندارم دو سال بعد از ازدواجمان که یکی از اقوامان مجرد بود با او ازدواج کردم و خدا را شکر زندگی خوبی را هم داریم شوهرم گرچه وضع مالیش خوب نبود ولی مرد زندگی هست. من میخواهم بگویم بعضی انسانها اینقدر قلبشان سیاه شده که اگر روزی گناه نکنند آرام نمی گیرند مثل اینکه گم کرده ای دارند .البته این کار فقط شامل مردها نمی شود . من از روستایمان کسی را می شناسم که شوهر خوب و زندگی و بچه خوب دارند چشمش دنبال مردهای نامحرم هسته چون با من همکلاسی بوده چند بار نصحیتش کرده میگوید قبول نمی کند به خدا قسم نگویید به خاطر پول اینکار را میکند حتی پول میدهد نوجوانهای ۱۷ ساله که جایی فرزندشان میباشد با او رابطه برقرار کنند. من میخواستم بگویم که آنچه ملا غلامرضا گفته من به آن دست یافتم . من بدین نتیجه رسیدم هیچ چیز مثل حلال نیست . آن چیزی که با ترس و لرز انسان انجام بدهد مزه ای ندارد. شما تصور کنید حتی یک زن فاسده در حین گناه اگر یکی از آشنایانش بیند او حاضر است باج بدهد که به قول خودش آبرویش نرود پس نتیجه میگیرم که حرام آرامش ندارد و چیزیکه آرامش نداشته باشد به درد نمیخورد و مزه هم ندارد .
جا دارد از شما برادر بزرگوارم که نظرات را تایید میکنید و در اختیار مخاطبین کانال فیروزه میگذارید تا درس عبرتی بگیرند تشکر نمایم و از مخاطبین فیروزه کویر را تشکر میکنم. که با دقت مطالب مرا خواندند. از شما و محاطبین فیروزه کویر میخواهم با خواندن فاتحه ای روح این عارف روشن ضمیر راشادنمایید رحم الله من قرا فاتحه مع صلوات .

پاسخ
ج.م گفته :
شنبه , 26 آگوست 2017

مرسی از این پست خوبتان خواهش میکنم از این نظرات در کانال هم بگذارید.
من تمام پیش بینی های استاد اخلاق را قبول دارم اما در مورد اینکه فرمودند :((زمانی خواهد آمد که خیر و برکت از مردم برداشته شود و باران بلا می باشد اگر کم بیاید خشکسالی اگر زیاد بیاید سیل جاری میگردد و خسارت وارد میکند .)) باید بگویم برای برای ما اتفاق افتاده است.
در سن ۱۶سالگی عروس شدم شوهر من دزد بود البته دزدیهاش مخفی بود کار او دو ماه از سال پیوند زنی بود او به بهانه پیوند زدن ترکه های مردم را به خانه می آورد و می رفت کسی هم متوجه نمی شد او باغبان صحرا بود در ایام مدتی که باغبان بود به بهانه ته باغی از اربابهایی که کارگر افغانی و بلوچ داشتند که چیزی حالیشان نبود پسته هایشان را شبها می دزدید . هیچ کس از دزدی او متوجه نمی شد زمانی که باغبان بود پسته ها را میدزدید به بعضی از زنها میدادند و با آنها در ارتباط بودند.هرچه نصیحتش کردم او به خرجش نمی رفت. با اینکه معتاد نبود خدا شاهد همیشه تو پول بنزین موتورش لنگ بود تمام پولش خرج دوا و دکتر میشد. تا اینکه او مریض شد بعد از چند سال دردمندی عمرش را به شما بخشید هنوز بیست سالم تمام نشده بود که بیوه شدم چندبار خوابش را دیدم که گرفتار بود .چند تا از دوستانش که میدانستم حلالیت طلبیدم اما اربابش قبول نکرد گفت به یک شرط که شما صیغه من شوید به خاطر رضایت شوهر مجبور شده بعد از عده وفات شوهرم صیغه او بشوم وقتی صیغه شدم گفتم فلانی تو زن زیباتر از من دارید چرا مرا صیغه کردید او گفت به خدا قسم من دیدم که شوهر شما با زنان شوهر دار در ارتباط بود گفتم فلانی اگر دنبال ناموس کسی بروید ناموس تو هم در اختیار دیگران قرار میگیرد او گفت زن من پاک هسته گفتم اگر پاک هم باشد روزی از حلال در اختیار دیگران قرار میگیرد . من هم به همین خاطر اینکار کردم که حرفم سبز شود. او آدم خوبی بود یکبار بیشتر به من رجوع نکرد و مبلغ ۱۰میلیون تومن هم مهریه من قرار داد با اینکه من راضی بودم که صیغه اوبشوم ولی او گفت به خدا قسم من فقط به خاطر ثواب یکبار صیغه کردم تو باید به فکر زندگی دائم خویش باشید . تا ایکه سه سال بعد زن مرد همسایه اربابم شدم که همسرش مرده بود ولی مرد چشم پاکی بود اهل حلال و حرام بود با اینکه ۲۰ سالی از من بزرگتر هسته خیلی آدم خوبی هسته از دو دوتا بچه دارم البته از شوهر اولم بچه ندارم . با اینکه شوهرم کارمند ساده ای بیشتر نیسته ولی به خدا در زندگی ما پر از خیر و برکت هسته . ماشین داریم مسافرت میرویم طلا برایم خریده خدا را شکر میکنم. البته من این نظر را نوشتم استاد اخلاق درس گفته ولی اگر انسان نان و در آمد زندگیش حلال باشد و به ناموس کسی چشم نداشته باشد همیشه در خانه اش خیر و برکت است. و اگر مثل شوهر قبلی من به حلال و حرام اهمیت ندهد همیشه هشتش گرو نهش است و چرخ زندگیش همیشه لنگ است. البته از شما و مخاطبین سایتتان تشکر میکنم میخواهم بگویم خدا خیرتان بدهد که چنین پست پر جاذبه ای انتخاب کردید هرکه روی عکس ملا کلیک کند با خاطرات و پندهای شیرین مواجه میگردد . به نظر من تمام نظرات را در کانال فیروزه به نوبت بگذارید تا زحمت کسی بیهوده نرود و حق کسی ضایع نشود. التماس دعا

پاسخ
ریحانه گفته :
شنبه , 26 آگوست 2017

سلام و شبتان خوش. تشکر از پست پر محتوا و جالبتان در پناه الله ماندگار باشید
حالا به حرف استاد اخلاق ملاغلامرضا رسیدیم که فرموده بودند زمانی خواهد آمد که عقوق پدر و مادر رواج دارد، و فرزندان هیچ احترامی برای آنها قائل نیستند، بلکه والدین نزد فرزند از همه بدترند.
من از همه عزیزانی که مخاطب پایگاه فیروزه کویر هستند میخواهم که احترام والدینشان را نگه دارند که عاق والدین گرفتاریهای انسان را چندین برابرمیکند زندگی ما نمونه ای از عاق والدین است که به آتش نفرین میسوزاند

دلم تشت خون است از بس که زمانه نامرد است . پدر بزرگ و مادر بزرگ من یک دختر که دخترش مادر من هست. داشتند دو سال پیش پدر بزرگم از دنیا رفت مادربزرگمم مجبور شد به خانه ما بیاید پدرم او را از خانه بیرون کرد مادرم هم به همراهش رفت از روی لجاجت پدرم رفت زن دوم گرفت . زن پدرم عصبی بود و مهریه اش بالا است پدرم به خاطر لجبازی با مادرم مهریه او ۱۰ برابرمهریه مادر قرار داد.. مادرم مهرش را بخشید و طلاق گرفت کار خدا مادرم معلم هسته میتواند خرج زنگی من و مادر بزرگم را بدهد و در خانه پدر بزرگم زندگی میکند اما زن دوم پدرم مهریه را به اجرا گذاشته و پدرم را زندان کرده و جلو خانه و زندگیش را گرفته است . حالا فهمیدم پدرم که به والدین ظلم کردند در همین دنیا به مکافات عملشان رسید. . اگر پدر من اجازه میداد مادربزرگم به خانه ما بیاید با حقوق مادرم زندگیش ادراه میشد مجبور نبود زن بگیرد و زندان برود . من هم عقد پسر یکی از همکاران مادرم هستم که سه ماه دیگر ازدواج میکنم و مادرم با پدر شوهرم که زنش دو ماه پیش از دنیا رفته و از همکاران او بوده ازدواج کرده است و با هم زندگی میکنیم و پدر ما درزندان است. آیا برای پدرم شکنجه ای از این بدتر وجود دارد وجود دارد

پاسخ
محبی گفته :
یکشنبه , 27 آگوست 2017

وجود استاد اخلاق و عارف بزرگ ملا غلامرضا شمس ابادی در منطقه دهستان رضوان بزرگترین افتخار دهستان بوده و هست ما همه بایددست به دست هم داده برای بزرگداشت و معرفی این استاد از هیچ کوششی دریغ نورزیم . زیرا این استاد نور خداوند بود. و کوتاهی درعدم معرفی ایشان گناه بزرگ و نابخشونی است امیدوارم که این توفیق خدمتگزاری به این استاد را به ما عنایت فرماید و ما را مورد شفاعت استاد بزرگ برساند . رمز توسعه و رونق اقتصادی فرهنگی این دهستان معرفی و خدمت به این استاد است. خداوند لعنت کند کسانی که از روی حسادت چشم دیدن عظمت این استاد را ندارد . پیامبر فرمودند علمای شیعه از پیغمبران بنی اسرائیل بالا ترند خدمت ملاغلامرضابه اسلام کمتر از خدمت شهدا نیست زیرا پیامبر فرموند مداد علما از خون شهدا افضل تر است. ان شاءالله روزی برسد که آوازه این استاد در کشورعزیزمان ایران به گوش همه مسئولین برسد و ۲۹آذر روز تولد این استاد روز عالم نامیده شود.

پاسخ
الف گفته :
یکشنبه , 27 آگوست 2017

سلام بنده از زمان تولد تا یک روز پیش به مذهب بهائیت بودم .مرحوم ملاغلامرضا باعث شد که شیعه شوم
علت تشرف شدن به به مذهب تشیع بدین تربیت است پدر بزرگ مادری ما در اسماعیل اباد نوق زندگی میکردند آن طوری که دائی من تعریف میکرد بچه شمس ابادیها و اسماعیل آبادیها خیلی ما را اذیت میکردند. ما از مردم نوق کینه به دل داشتم . چندی پیش در فضای مجازی زندگی نامه و پیش بینی های استاد اخلاق ملا غلامرضا ناصری منتشر گردید . دایی من گفت علت اذیت کردن ما شاید همین ملاغلامرضا باشد من غروب روز جمعه سوم شهریورماه ۱۳۹۶ به امامزاده آمدم گشتم و قبر ملا را پیدا کردم با خود نیت کردم که بلا نسبت من این قبر رابا بول شستشو میدهم دوتا هندوانه تو زرد خوردم و چادر مشکی برداشتم گفتم شب میروم قبر را نجس میکنم ساعت ۸ شب دیدم مزار خلوت است با ماشین نزدیک قبر آمدم چادر را برداشتم و به سمت قبر رفتم چادر را به سر کردم و روی قبر نشستم همینکه میخواستم ادار کنم دیدم بولم بند آمد درد شدیدی بر من عارض گردید که به غلط کردن افتادم زبانم از ترس بند امد . هرچه توبه کردم اثر نکرد گفتم اگر این درد از سر من برود من شیعه میشوم درد آرام شد شیطان مرا وسوسه کرد قصد داشتم دوباره قبر را نجس کنم این بار دردم شدیر تر است او را قسم دادم به امامزاده که درد از من بردارد و شیعه بشوم درد ساکت شد قبر را بوسیدم و به سرویس بهداشتی رفتم و خودم را تخلیه کردم وقتی به منزل برگشتم گفتم شیعه کیلوی چند است به مذهب بهایی برگشتم دوباره دردبه سراغ آمد به خدا قسم ۸ساعت درد کشیدم در دلم نیت کردم گفتم من سرمایه دارم از کرمان مهاجرت میکنم میروم در شهر دیگری زندگی میکنم و سرمایه گذاری میکنم برای همیشه با بهاییت خداحافظی میکنم . الان در حال بستن تدارک سفر هستم . میخواهم تا قبل از محرم در یکی از شهرهای مذهبی ساکن شوم و میخواهم در عید بهائیت که در اول محرم هسته برای همیشه خداحافظی کنم زیرا عیدهای مذهب بهائیت چهار عید است
۱٫ عيد ولادت باب، اول محرم ..
۲٫ عيد ولايت بهاء، دوم محرم .
۳٫عيد اعلان دعوت باب، پنجم جمادى .
۴٫ عيد نوروز
به خدا قسم اگر امنیت جانی داشتم خودم را معرفی میکنم با خود نیت کردم اگر زنده بمانم و خدا بخواهد در یکی از شهرهای مذهبی زندگیم سامان گرفت و کار و کاسبی پر رونق شد ولو بیست سال هم طول بکشد برای این عالم خدمتی میکنم که تا به حال فرزندانش نتوانستند انجام دهند.

پاسخ
کنیز رقیه گفته :
یکشنبه , 27 آگوست 2017

سلام تشکر ویژه دارم از اینکه صبوری میکنید و وقتتان را در اختیار مخاطبین سایت امامزاده قرار دادید.
وقتی پیش بینی های ملا غلامرضا را برای پدر بزرگم تعریف کردم و از او خواستم که از ملا برایم بگوید: او گفت من یادم هست در سال ۱۳۶۰ ما یک هفته به ماه رمضان هفته خوانی نذر داشتیم تابستان بود همسایه ها به منزلمان میآمدند و شبها ملاغلامرضا در حیاط خانه روضه میخواندند . آن وقتها چاههای کشاورزی را تازه حفر کرده بودند و خیار و هندوانه بیش از حدی داشتیم به میهمانان که خیلی هم نبودند شاید ده یا پانزده نفر بود میوه تعارف میکردیم . ما یک تلویزیون سیاه و سفید ۱۴ اینچ داشتیم چون اکثر مردم تلویزیون نداشتند و شبکه یک بیشتر پخش نمیشد. در اخبار گفتند امروز سیدعلی خامنه ای ترور شده است همه میگفتند خدا او را حفظ کند . ملا لبخندی زد در گوشم بدون اینکه کسی متوجه شود گفت آنها کور خواندند فکر کردند این را هم میتواند از ما بگیرند گفتم چطور گفت به کسی چیزی نگو این سید ذخیره انقلاب است او رهبر آینده ایران میشود . گفتم منتظری قائم مقام رهبری است . گفت این را داشته باش تا روزی به تو خبر بدهم من به کسی چیزی نگفتم و این موضوع را فراموش کردم.
تا اینکه در ایام نوروز ۱۳۶۸ در روز پنج شنبه نیمه شعبان که روزه بودم به عیادتش رفتم دخترش حلیمه چایی تعارف کرد گفتم روزه هستم . گفت فلانی حرفی چند سال پیش بهت زدم یادته ؟ گفتم چه حرفی شما زدید؟ گفت : اینکه که آقای خامنه ای رهبر میشوند بدان که سه روز دیگر حکم منتظری باطل میشود و روز ولادت حضرت فاطمه معصومه امسال خامنه ای رهبر میشود و امسال آخرین سال عمر من هست و یادت باشد که من هم در روز جمعه از دنیا میروم یادت باشه در مراسم من استقبالی نمیشود بعد از چند دهه آن وقت برایم مجلسها میگیرند . درست سه روز بعد منتظری عزل شد. چند ماه بعد که حضرت امام در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ رحلت فرمودند و روز ۱۵ خرداد روز تولد حضرت معصومه ایشان به مقام رهبری رسیدند و خود ایشان هم در روز جمعه ۲۴ آذرماه ۱۳۶۸ از دنیا رفتند و مراسم تدفین و ترحیم ملا شلوغ نبود تا اینکه آقای عباس کریمی برای او همایش گرفته و امسال برای اولین بار بنرهای او را در شمس اباد نصب کردند .
پدربزرگم میگفت ملاغلامرضا با خدا بیامرز اصغر عبدالله خیلی رفیق بود او هفته ای یکبار به او سر میزد او از ملا سوال کرد موتور سادات خیلی خرج داره هر حبه ای به اندازه چند موتورهای دیگر خرجش میشود به نظر شما آیا این چاه آبش خوب میشود ؟ آیا زحمتمان هدر نمی رود ؟ او گفت دنیا برای مومن در رنج و سختی میباشد . این موتور یک کشته میدهد و اگرچه به دردشما نمی خورد ولی برای بچه هایت خوب است. همانطوری که این موتور هر حبهای به اندازه چند حبه خرج دارد در آینده هم هر حبه ای به اندازه چند حبه قیمت پیدا میکند. وقتی که حاج اصغرعبدالله رفتند به من گفت : این مرد چون همیشه وضود دارد ماشین از روی تمام بدن او رد میشود و از دنیا می رود بدون اینکه یک قطره خونی از بدنش بریزد و یا خراشی بردارد. دقیقا همینطور بود من وقتی که شنیدم کمپرسی از روی او رفته است وقتی بدنش را غسالخانه عباس اباد میشستند مخصوص رفتم از نزدیک دیدم به خدا هیچ جای بدنش کبود نبود .و الان موتور سادات در منطقه حرف اول را از نظر قیمت میزند .
به پدر بزرگم گفتم اجازه میدهید خودم و شما را معرفی کنم گفت دخترم تا زنده هستم نمیخواهم خودم را معرفی کنم ولی بعد از مرگم خواستی مرا معرفی کنید اشکال ندارد .

پاسخ
حسینی گفته :
یکشنبه , 27 آگوست 2017

چند روزی ذهنم درگیر زندگی نامه ملا غلامرضا هست با خودم گفتم ملاغلامرضا چه کار کرده که بعد از ۲۵ سال یاد و خاطره او می بایستی زنده شود؟ و الان همه جا صحبت از اوست چون پدرم فوت کرده بود از مادر پرسیدم مادر گفت یک شمس اباد بود یک ملاغلامرضا . اگر کسی نذر روضه ای داشت ملا روضه میخواند اگر کسی مریضی داشت ملا دعا میکرد و نفسش دارو بود گفتم مگر ملا روضه چه کسی را میخواند؟ گفت روضه پنج تن را میخواند هر روضه ای که بهش میگفتند میخواند ولی روضه پنج تن را همیشه به صورت شعر میخواند . اگر کسی از دنیا می رفت هم ختم قرآن برایش میخواند هم نماز میت و هم روضه . تازه در محرم در سرمای زمستان با اینکه سرما خورده بود ترک موتور می نشست از سرما پاهایش را در خورجین موتور میگذاشت شبی ۶منبر میرفت . در ماه رمضان روزها درو می رفت و بعد از ظهر که باد می امد خرمن گندم را می کوبید. چه شبها که بی شام سحر کرده بود آن موقع برق نبود وقتی که به خانه می آمد زن و فرزندانشان خوابیده بود مجبور بود گرسنه بخوابد که زن و بچه اش بیدار نشود. همیشه دهان گرم بود ارباب و رعیت و کدخدا و لات طرفدارش بودند روی حرفش حرف نمیزدند . زبانش به حق گویابود در سال اصلاحات ارضی داد میزد که زارعین زمینهایی که به زور گرفته بودند پس دهند . بهایی و شیخیه جرات نمیداشتند در منطقه تبلیغی ملا غلامرضا پیدا شود اگر حکمی میداد همه مامورش میشدند . آزارش به مورچه ای نمیرسید. پیشتبان رعیت بود . اگر خودش نان نداشت گرسنه ای را میدید لقمه دهان خود را به او میداد. با جرات می توان گفت در تمام عمرش یک دروغ نگفته بود . در دوران دفاع مقدس گرچه خودش پیر بود و نمی توانست برود جوانان را تشویق به جبهه و مردمرا تشویق به کمک به جبهه میکرد. یک کلام نیتش خیر و برای رضای خدا و مرد اخلاص و عمل بود .

پاسخ
محمد گفته :
دوشنبه , 28 آگوست 2017

تازه ازدواج کرده بودم آن موقع شب ۲۷ رمضان رسم بود که عروسی بگیرند به طوری که ۲۷ عروسی میگرفتند و روز عید فطر هم عید اول عروس و داماد بود و هم مراسم پایتخی .. آن شب ملا را هم دعوت کرده بودیم وقتی که به مردم خوش آمد میگفتم و مردم رامی بوسیدم ملا به من در گوشم گفت: فلانی مبادا دو روزه آخر ماه رمضان را بخورید اگربخورید می بایستی کفاره بدهید .آن موقع حمام عمومی بود. و در زمستان بود . با خود گفتم من این دو روز را قضا میکنم ملا هرچه میخواهد بگوید . وقتی که ما در حجله رفتیم مثل اینکه دوتا زن کنار هم نشستیم هرکار کردم نتوانستم به همسرم رجوع کنم از طرفی مادر و مادرخانمم هم منتظر ما بودند چاره نداشتم به مادر زنم گفتم شما بروید تا روز عید فطر میلی به زن ندارم اگر امانت را خواستید روز عید فطر به شما تحویل میدهم . شما برای من سحری بیاورید آنها رفتند ما هم خوابیدیم. روز عید فطر ملا را دیدم به من گفت میخواستید کفاره را بر گردن خود و زنت بیافتد اما من نجاتتان دادم و دعای خواندم که کفاره به گردنتان نیافتد . امشب با خیال راحت به هم رجوع کنید .آن شب ما به مقصود خود رسیدیم . میخواستم بگویم این عارف از باطن و درون ما خبر داشت .

پاسخ
ایزدی گفته :
دوشنبه , 28 آگوست 2017

سلام بی نهایت از شما و آقای عباس آقای کریمی تشکر میکنم شماها بزرگترین سرمایه معنوی در دهستان رضوان ایجاد کرده اید.
بزرگداشت استاد اخلاق به نظر من چون ولادت ایشان ۲۹ آذز و رحلت ایشان ۲۴ آذر میباشد در آذز ماه این مراسم را بگیرند اگر حد نصاب را در نظر بگیریم ۲۷ آذر میشود . تشکر از اطلاع رسانی تان

پاسخ
محمد گفته :
چهارشنبه , 30 آگوست 2017

سلام دو سه روز میخواستم یک نظر بگذارم که شانس ما اینترنت قطع شد
مادرم میگفت خاله ات سالی چند من منبر روضه پنج تن در روستایشان داشتند و ملا غلامرضا روضه میخواند آن موقع ما تازه ازدواج کرده بودیم و حامله بودم و نگران وضع حمل بودم وقتی که روضه تمام شد و مردم رفتند آن شب ملا هم خانه خاله ات شام خورد به ملا گفتم التماس دعا او گفت محتاجیم به دعا دخترم نگران نباش اسم دخترت را فاطمه بگذار به آسانی وضع حمل میکنی . آن موقع ها سنو گرافی نبود گفتم چشم اگر دختر باشد ملا گفت شک نکن فرزندت اولت دختر است مابقی بچه هایت پسر می باشد . نمیدانم زبانش قلم خدا شد. همین جور هم شد بچه اول دختر بود و بعد چند تا پسر خدا به ما داد. آن موقعها برای ما عادی بود ولی صد حیف ایشان را در زمان حیاتش نشناختیم.

پاسخ
حسین گفته :
چهارشنبه , 30 آگوست 2017

سلام و شب به خیر
پدربزرگم تعریف میکرد در سال ۵تومنی ((سالی که یک من گندم از دو ریال در کمتر یکماه به ۵تومان رسید یعنی قیمت گندم ۲۵برابر شد )) همان سال ما دو جوال گندم در خانه داشتیم شخصی که نمیخواهم اسمش را ببرم گندمهای مرادزدیده بود اینقدر ناراحت بودم که مرگ خودم را از خدا طلب میکردم با وجود داشتن چند سر عائله زندگیم به سختی سپری میشد تا اینکه یک روز کنار پایه شمس ابادملاغلامرضا را دیدم او از اندوه من سوال کرد .حکایت را برایش گفتم گفت گندم تو برگشت میشود گفتم اگر آب ریخته جمع شد . گندم من هم پیدا میشود . گفت اگر گندم هایت پیدا شد چکار میکنی گفتم یک من برای حلیم امام حسین نذر میکنم. گفت فردا قبل از طلوع خورشید گندم ها بر میگردند. فردا صبح دیدم فلان شخص دو جوال گندم بار الاغش کرده و بر در خانه ما آورد گفت دیروز غروب ملاغلامرضا به من گفته فلانی اینها خوردن ندارد گندمهایش راپس بده گفت آبرویم میرود . گفت وقتی که گندمها بهش بر گرداندی بگو ملاغلامرضا گفته نباید آبروی مرا ببرید. گفتم چشم به خدا قسم حتی خانمم نفهمید که چه کسی گندمها را برده بود و آن بنده خدا توبه کرد و دیگر سراغ دزدی نرفت. ملاغلامرضا همه چیز را از نور خدا میدید و حتی چشم برزخی شد . چون خالصانه خدا را عبادت کرد و به خلق خدا هم خدمت میکرد روحش شاد

پاسخ
علیرضا گفته :
پنج‌شنبه , 31 آگوست 2017

مادر بزرگم به من گفتم مراسم هفته خوانی در روستا در بعضی از ایام سال بوده است یک شب نوبت ماشد ملا در مسجد روضه میخواند و شب قبل از نماز به خانه ما می آمد آن شب ما چیزی نداشتیم دوتا تخم مرغ نگه داشتیم گفتیم آنها به ملا میدهیم و شوهرم میگوید تخم مرغ خوبش نیسته . ملا به شوهرم گفت به خدا من تخم مرغ نمیخورم در حالی که بچه های شما با نان مندو شبی را سحر میکنم به خدا ملا چند لقمه نان کنار اجاق داغ کرد و خورد و هر شبی که نوبت ما میشد پول به ما میداد میگفت شما عیالوار هستید و از من هیچ هدیه ای قبول نمیکرد میگفت با امام حسین حساب میکنم . مطمئن هستم روضه امثال شما دست مرا میگیرد.

پاسخ
علی گفته :
جمعه , 1 سپتامبر 2017

سلام و خداقوت با تشکر از آقایان بزرگوار احمدی و کریمی
چند وقتی می باشد که در فضای مجازی نام ملاغلامرضا پیچیده است.من در تایید نظرات تردید داشتم ولی امروز تمام نظرات را تایید میکنم. چون من هرسال برای پدر مرحومم گوسفندی را قربانی میکردم ولی امسال پول نداشتم که گوسفند قربانی کنم دیروز که برای قرائت دعای عرفه به نوق و امامزاده آمده بودم سر قبر ملا رفتم و گفتم ملا آگر تو واقعا بر حق هستی یک گوسفند خوب برای من پیدا کن که صاحب آن پولش را بعد از پرداشت پسته ها قبول نماید و شما را هم شریک میکنم. دیر شب در عالم خواب دیدم که پدر مرحومم و ملا گوسفندی را ذبح کردند و هر کدام نصف لاشه گوسفندی در دستشان بود به من گفت علی این گوسفند را از فلانی بگیر و بگو ملا سفارش کرده است من امروز زنگ زدم گفتم گوسفندی برای قربانی نداری که پول آن را بعد از پسته ها بگیرید . او گفت شما از طرف ملا آمده اید حکایت را گفتم . او اشک در چشمش جاری شد و گفت یکسری به خانه ما بیا وقتی که رفتم درست همان گوسفندی در خواب دیدم از او خریدم. او گفت من ۲۰۰ هزارتومان از شما کم میکنم و مابقی اش را هروقت داشتی بده . ولی اسم مرا را نبر . گفتم چشم. و او خوابی دیده بود و مرا سوگند داد به کسی نگویم او ملاغلامرضا را یکی از اولیا خدا می دانست.

پاسخ
ع گفته :
جمعه , 1 سپتامبر 2017

سلام بر خادمین امام زاده آقای کریمی و آقای احمدی درفضای مجازی
چندی پیش مشکلی برایم پیش امد چون شنیده بودم زیارت قبر عالم به منزلت زیارت قبر پیامبر میباشد به زیارت قبر ملاغلامرضا آمدم و نذر کردم ا”گر حاجت روابشوم گوسفندی در روز عید قربان برای ملا قربانی کنم . خدا شاهد است که برایم مقدور نشد امروز صبح سر قبر ملا آمدم و گفتم ملا من شرمنده تو نذر کردم برایت قربانی کنم ولی برای مقدور نیسته . بعد از نماز ظهر که به خانه آمدم در منزل خوابیدم در عالم رویا دیدم که ملا به من گفت همین که امروز کنارم آمدی و دلت میخواست گوسفندی بخری و پول نداشتی من از توقبول کردم ناراحت نباش.خدایا بر درجات این عالم جلیل القدر بیفزاید.

پاسخ
محمد گفته :
شنبه , 2 سپتامبر 2017

با سلام و تشکر از آقایان کریمی و احمدی
نمیدانم این ملاغلامرضا تا حالا کجا بوده که پس از ۲۵ سال پیدا شده ولی هرچه هسته آدم خوبی بوده است. خدا بیامرزد اورا
من خوابی در مورد ایشان ندیدم پدرم تعریف میکرد ملاغلامرضا از من سوال کرد تو چطور کیسه ای برای خودت دوخته اید .؟ من گفتم من کیسه ندوختم پیراهن های من کیسه دارند خیاط دوخته است. او گفت منظورم کیسه ثواب و گناه است شما در کیسه تان چه چیزی اندوخته اید. گفتم متوجه نمی شوم.گفت هر انسان دو کیسه دارد یکی برای ثواب و یکی برای گناه . فلانی شما اول زندگیتان است و آبیار هستید آب فلان ارباب را نفروشید کیسه حرام برای خودتان نیاندوزید . گفتم چکار کنم خرج زندگی دارم گفت کارت را ادامه بده ولی آب او رانفروشید هر وقت ارباب را دیدید حقیقت را به او بگویید و حلالیت بطلبید او شما را می بخشد و مزدشما را زیاد میکند . فردا وقتی ارباب آمد گفتم ارباب حقوق شما مخارج زندگیم را تامین نمی کرد مجبوربودم که آب شما رابفروشم . شما مرا حلال نماید. ولی ازاین به بعد آبتان را نمی فروشم .وقتی چنین حرفی زدم گفت من تابحال ماهی ۱۵۰۰ تومن میدادم از این طرف ۲۰۰۰ تومن میدهم و موقع پسته ته باغی هم به شما میدهم . خدا رحمت کند او را حقوقم را زیاد کرد و موقع پسته ها و موقع عید نوروز یک ماه اضافه میداد..نصیحت او باعث شد که دیگر در زندگیم حرام نکنم . من هر وقت یادم می آید میگویم خدا ملا را بیامرزد که مرا نصیحت کرد.

پاسخ
بنده روسیا گفته :
شنبه , 2 سپتامبر 2017

سلام و شب به خیر
میخواستم تشکری داشته باشم از آقای حاج عباس کریمی دهیار که خاطره این عالم روشن ضمیر را در دلها زنده کرد. و باب صحبت و درد دلی را برای مردم منطقه نوق باز نمودند. امیدوارم که خواند قلب او را به نور ایمان برای همیشه منور گرداند. البته بعضی از مخاطبان سایت بیش از حد غلو میکنند و بعضی از مردم که چشم دیدن ایشان را ندارند منکر میشود . من میگویم انسان باید خدا در نظر بگیرد . مرحوم ملاغلامرضا تا تاب و توان داشت غصه دین داشت و در راه نشر اسلام کوشید بعضی از نظر دهندگان طوری نظر میدهند که هرکس هر حاجتی داشته باشد یکبار برای ملا فاتحه ای بخواند گرفتاریش برای همیشه حل میشود و صاحب همه چیز میشود . اینطور نیست شاید این گرفتاری به نفع ما باشد ما خبر نداریم . حتی مردم به زیارت معصومین هم میروند و حاجتی را طلب میکنند که به صلاحش نیست و برآورده نمیگردد. ما نباید انتظار داشته باشیم که هر که یکبار قبر این عالم را زیارت کنند یک شبه راه صد ساله را طی میکند. به خدا وند در حال حاضر در منطقه نوق ما علمایی هستند چون آشیخ حسین رمضانی نیا امام جمعه موقت فردوسیه در قلب مردم جا گرفته است . روحانی مصلحت اندیش و روشنفکر است تا به حال آزارش به مورچه ای نرسیده است. اصلا دنبال اسم و راسم نیسته به خاطر همین است که هر وقت او خطبه های نماز جمعه را میخواند همه خوشحال میشوند ایشان فهمیده هستند در کمتر نیم ساعت خطبه ها را تمام میکند مختصر و مفید مغز کلام را به مردم میرساند ایشان میداند که مردم روستاها کشاورز و کارگر هستند وقت مردم را نمی گیرد تا بحال ایشان یک مرتبه هم برای منبرش نرخ تعین نکرده است مثل بعضی روحانیها نیسته اگر در دهه اول محرم ۵میلیون بهش بدهید قهر بکندو آبروی روستا را ببرد. من با جرات قسم میخورم اگر در حال حاضر ایشان با عقیده خالص برای کسی دعا کند دعایشان رد نمیشود . خیلی دلم میخواست ایشان را از نزدیک زیارت کنم و دستشان را ببوسم ولی من انسان خجالتی هستم. خداوند پدرشان را بیامرزد و او را عاقبت به خیر کند من نمی دانم که پیام من به دستش می رسد یا نه اگر روزی پیام من بدستشان رسید بداند من همیشه در نمازهایم از خداوند میخواهم در بهشت خادم ایشان باشم. و او را به پیامبر قسم میدهم که این بنده روسیاه را هم دعا کند . من پیشنهادی دارم شما یک مصاحبه ای با این عالم دینی داشته باشید و موعظه های این عالم دینی را منتشر نمایید . . متاسفانه ما مردم نوق مرده پرست هستیم علما تا زنده هستند بی نام و نشان و غریبانه می ماند وقتی که به رحمت خدا رفتند آن وقت قدرشان را میشناسند که دیر شده است. بیایید تا فرصت باقی و وقت داریم ار موعظه های عالمی که عمر خویش را برای خدمت به اسلام وقف کرده و جز گمنامی و خدمتگزاری هیچ پست و مقامی راقبول نکرده او را بیشتر بشناسیم و از رهنمودهای ایشان بهره مند گردیم. من از آقایان احمدی مدیر سایت فیروزه و تقی نژاد سایت دارالصادقیون حداقل ماهی یک مصاحبه با ایشان داشته باشد. نصایح ایشان را در اختیار مردم بگذارند.

پاسخ
محمد گفته :
دوشنبه , 4 سپتامبر 2017

خدا رحمت کند مرحوم ملاغلامرضا انسان خوبی بود گرچه من یکبار بیشتر او را ندیدم زندگی ما را نجات داد در سال ۱۳۶۶ بود که به قصد زیارت امامزاده سیدجلال الدین به منطقه نوق آمدم در سیدجلال الدین او را زیارت کردم او را نمیشناختم پیرمردی در کنار مسجد قدیمی مشغول تلاوت قرآن بود از ایشان استخاره ای خواستم بگیرد بدون اینکه قرآن را باز کند مرا صدا زد و گفت محمد دختر دایی ات بر تو حرام ابد است با او نمی توانی ازدواج کنید زیرا هنوز عده او تمام نشده بود شما او را صیغه کرده اید و به او رجوع کردید او بر شما حرام ابد است. به دختر دایتان بگویید نگران نباشد بعد از سالگرد شوهرش برادرشوهرش به خواستگاریش می آید . ولی در مورد شما باید بگویم شما توبه کنید و صبر کن دوماه دیگر از جای خبر ندارید دختر خوبی قسمتتان میشود . اتفاقا من به مشهد رفتیم با خانوادهای از سادات کرمان آشنا شدیم و همان آشنایی باعث شد که با دخترشان ازدواج کنیم. خیلی از زندگیم راضی هستم به نظر من آن عالم همه چیز را در نور خدا میدید . باز خدا خیری به شما بدهد که یاد این عارف بزرگ رفسنجان را زنده کردید.

پاسخ
انجم شعاع گفته :
دوشنبه , 4 سپتامبر 2017

سلام تشکر میکنم از اینکه از زندگی ملاغلامرضا ناصری گزارش تهیه میکنید چرا گزارشان ناقص است . اگر میخواهی ملاغلامرضا را بشناسی اول باید میرزا محمدرضا مجتهد را بشناسید بعد ملاغلامرضارا معرفی کنید . لطفا تمام ماجرا را بخوانید .
خاندان حاج میرزا محمدرضا مجتهد، در کرمان به خاندان احمدی شهرت دارند. حاج احمد فرزند آقا علی بازرگان خوش نام کرمانی و نوه حاج غلامرضا سرچشمه این طایفه است.
حاج غلامرضا در سال ۱۱۸۴هـ. ش در کرمان به دنیا آمد. وی اولین فرد از این خاندان بود که به فراگیری علوم دینی روی آورد. وی از کودکی به پرهیزگاری علاقه نشان می‌داد، پدر با مشاهده تمایل فرزند به یاد گرفتن کمالات اسلامی، وی را به مکتب فرستاد.
احمد مقدمات علوم را در مدتی اندک با موفقیت گذرانید و به تحصیل فقه و اصول پرداخت و در این رشته هم مهارت کامل را به دست آورد. آنگاه به عتبات عراق رفت و هشت سال در نجف نزد شیخ محمد حسن نجفی ، صاحب جواهر، زانو بر زمین زد. چندی هم تدریس کرد و سرانجام از مرحوم نجفی اجازه اجتهاد دریافت کرد. او در سال ۱۲۲۰هـ. ش به کرمان بازگشت و مشغول افاضه علمی در عرصه فقه و اصول شد و بر ترویج احکام شرعی اهتمام ورزید. می‌توان گفت این شاخه از علوم اسلامی به برکت وجود او در کرمان رواج یافت.
آن فقیه فرزانه در حجره محقر خود بر روی گلیم پاره‌ای می‌نشست و به قضاوت می‌پرداخت، هنوز زنان کرمانی چادر و چادر شب‌های پاره را به فرش زیر پای این عالم تشبیه می‌نمایند.وی در زمان حیاتش، یک سوم املاک خود را صرف امور خیریه کرد.
آیت الله احمد آقا، خط نیکویی داشت و خط شکسته را نیکو می‌نوشت.
وی در سن ۷۵ سالگی و د (۱۲۵۶هـ. ش) به دار بقا شتافت. پیکرش را به عتبات عراق انتقال دادند و در نجف دفن کردند.
از آیت‌الله حاج احمد آقا ده فرزند باقی ماند که همگی به فضل و فضیلت روی آوردند.که یکی از آنها حاج میرزا محمدرضا مجتهد کرمانی میباشد .از طرف دیگر فرقه شیخیه در کرمان اسباب زحمت برای افراد متشرع و شیعیان این سامان را فراهم می‌کردند.زیرا شیخیه علاوه بر انحراف در عقاید و باورها و تبلیغات مسموم و آزار شیعیان، با خان‌ها و حکام ستمگر همراه بودند و از آنان حمایت می‌کردند، افراد این فرقه از رکن الدوله که به سبک شاهزادگان قدیم با مردم رفتار می‌کرد و مامورانش با قساوت و شقاوت از مردم مالیات سنگین می‌گرفتند، پشتیبانی می‌نمودند. برای خنثی سازی برنامه‌های شیخیه، واعظی یزدی به نام سید یحیی به کرمان فراخوانده شد و او با بیانات شیوای خود حرکات این فرقه را افشا و مردم را متوجه افکار انحرافی آنان کرد. سران فرقه که تبلیغات واعظ را برای آینده خویش خطرناک دیدند، تصمیم گرفتند وی را بکشند. آنان از وی خواستند برای اجرای خطا به منزلی برود و او را به باغی بردند. سید وقتی احساس خطر کرد به حضرت فاطمه زهرا علیهاالسّلام توسل جست و نماز استغاثه به آن بانوی دو سرا را خواند. هنگامی که مشغول گفتن عبارت «یا مولاتی یا فاطمة اغیثینی» بود و دشمن می‌خواست قطعه قطعه اش کند، فریاد تکبیر و خروش الله اکبر مردم کرمان در قلب توطئه کنندگان رعب افکند. اهالی خشمگین پس از محاصره باغ از دیوار به داخل پریدند و پس از رها ساختن سید و مجازات شیخی‌ها، وی را با احترام خاصی همراه با آیت‌الله حاج محمدرضا کرمانی که رهبری آنان را عهده دار بود، به شهر آوردند. وقتی از آیت‌الله محمدرضا کرمانی پرسیدند چگونه متوجه شدید سید یحیی در معرض خطر است، پاسخ داد: خوابیده بودم که در عالم رویای راستین حضرت صدیقه طاهره علیهاالسّلام به من فرمود: حاج محمدرضا! فورا خودت را به سید یحیی برسان که اگر دیر بروی، کشته خواهد شد.مقاومت در برابر شیخیه به رهبری آیت‌الله محمدرضا مجتهد کرمانی بر روابط اجتماعی کرمان اثر نهاد و کار به جایی رسید که در اطراف خانه این روحانی والامقام بیرق گذاشتند و آن را به محل امن و امان تبدیل کردند. مردم بر اساس توصیه‌های وی، ارتباط اجتماعی و اقتصادی خود با فرقه مزبور قطع و حتی سقاها از بردن مشک آب به منازل آنان اجتناب می‌کردند. این حوادث در وهله اول نفوذ اجتماعی و معنوی این مجتهد بزرگ را نشان می‌دهد و در درجه دوم میزان غیرت دینی مردم را به اثبات می‌رساند و سومین نکته اینکه با تدبیر وی بین مسایل مذهبی و سیاسی و نیز اقتصادی مردم یک نوع ارتباط برقرار شد و اهالی به همان میزان که در برابر انحراف اعتقادی مقاومت می‌کردند، با خانها و حکام محل در ستیز بودند. این رخدادها به تدریج به حکومت مرکزی قاجار سرایت یافت. به گونه‌ای که مردم این حاکمان را با بنی‌امیه مقایسه می‌کردند و بر آنان لعنت می‌فرستادند.سربازان در اطراف خانه حاج محمدرضا سنگر گرفتند و خبر به مردم رسید که حاکم کرمان خانه مجتهد بزرگ را محاصره کرده است. وقتی به ظفرالسلطنه خبر دادند که هزاران نفر به حمایت از عالم کرمانی اجتماع کرده‌اند، اسفندیار بچاقچی را احضار کرد و از وی خواست نیروهایش را آماده کند از محمدخان سرتیپهم چنین تقاضایی کرد، ولی مردم ناگهان با سربازان درگیر شدند. اعدل الدوله و شاهزاده عین الملک و اعظم الدوله و سایر وابستگان حکومتی جمع شدند و به حاکم کرمان قول دادند که مردم را تنبیه کنند، اما قرار شد قبل از هر گونه مجازات، یکی از میرزاهای دیوان به نام میرزا محمدخان عراقی اطرافیان حاج محمدرضا را به آرامش دعوت کند، ولی آنان گفتند می‌خواهیم جلو فتنه را بگیریم. حاج میرزا محمدرضا هم به یکی از فرستادگان ظفرالسلطنه گفت: به حاکم بگو اگر می‌خواهی شهر آرامش خود را به دست آورد و جمعیت پراکنده شود، افرادی را که دستگیر و مجازات کرده‌ای و اکنون در زندان هستند، آزاد و اطرافیان فتنه گر را خاموش کن! اما ظفرالسلطنه به این مطالب توجهی نکرد. هرچه می‌گذشت ازدحام مردم افزایش می‌یافت. جمعیت معترض در اطراف خانه حاج میرزا محمدرضا به سه هزار نفر مرد و زن رسیده بود که سینه می‌زدند و شعارهایی می‌دادند. در این گیرودار محمد خان سرتیپ، شاهزاده حسین و اسفندیارخان خود را به دور بام خانه حاج میرزا محمدرضا رسانیدند و به سوی مردم آتش گشودند و عده‌ای را کشتند و چون اهالی پراکنده شدند، خود را به پشت درب اتاق محل اقامت مجتهد کرمان رسانیدند. حاج میرزا محمدرضابا ملاصادق و شریعتمدار و چند نفر دیگر در کمال اقتدار و صلابت معنوی مشغول صحبت بودند. پسر اسفندیارخان خود را بالای سر حاج میرزا محمدرضا رسانید و عمامه ایشان را بر گردنش انداخت و با پای برهنه به سوی محل اقامت ظفرالسلطنه برد، در حالی که اطرافیان حاکم در مسیر طبل و موزیک پیروزی می‌نواختند.
وقتی حاج میرزا محمدرضا را به تالار ظفرالسلطنه بردند، وی دستور داد او را بخوابانند و فلک کنند، اما فراشها به احترام آن عالم مبارز هر کدام به گوشه‌ای گریختند و از چوب زدن ایشان سرباز زدند. هرچه شاهزاده‌ها فریاد می‌زدند کجایید، کسی جواب نمی‌داد. ناگزیر به نصیرخان و مهدیقلی خان اشاره کردند که آنان بزنند. این افراد مشغول چوب زدن شدند که نیروهای اسفندیارخان هم از راه رسیدند. مجتهد کرمانی در همان حال که در محاصره این ستمگران بود، فریاد زد: من از کسی پروا ندارم نه از حاکم کرمان، نه از شاه قاجار. من به کار خود ادامه می‌دهم.
محمدخان سرتیپ خود را روی پای حاج محمدرضا انداخت و گفت: مجازات کافی است.سرانجام روز جمعه ۲۸ اول آبان ۱۲۸۴ دو ساعت به غروب مانده حاج میرزا محمدرضا و آقا شیخ محمدصادق را به حالت تبعید ، روانه بم کردند تا در قلعه نصرت آباد اجبارا بمانند. گروهی از معتمدان محلی از ظفرالسلطنه خواستند ایشان را به جلال آباد رفسنجان بفرستد. او در آغاز نمی‌پذیرفت و گفت می‌ترسم در آنجا هم مردم با وی رفت و آمد نمایند و دوباره بساط حکومت تهدید شود. وقتی آقایان تعهد کتبی دادند مقرر گردید سوارهای اسفندیارخان آیت‌الله میرزا محمد رضا را به جلال آباد رفسنجان انتقال دهند.ده روز بعد میرزا محمدرضا را به جلال آباد (چاه دریا رفسنجان ) تبعید کردند . مردم جلال آباد احترام خاصی می گذاشتند با ورود میرزا به جلال آباد آب کشاورزیش دوبرابر شد و جلال آباد به عنوان پردرآمد ترین منطقه کشاورزی رفسنجان شناخته شد که بر اثر کفران نعمت و ناشکری آب این آبادی خشک گردید و مردم این آبادی به نقاط استان مهاجرت کردند. از طرفی مرحوم ملاغلامرضا در کودکی زمانی که میرزا در جلال آباد بود بعضی اوقات به جلال اباد برای دیدار اقوام مادریشان می رفت این مجتهد وقتی ملاغلامرضا را شناخت. واز رابطه خویشاوندیش اطلاع پیداکرد چون ابوجعفر پدر مرحوم ملاغلامرضا از خاندان احمدی و با میرزا محمد رضا نسبت خویشاوندی داشتند دست نوازش بر سر این کودک یتیم کشید و او را دعای خیر کرد حتی به مادرشان گفته بود این پسر آینده درخشانی دارد حیف است که پسر شما به چوپانی مشغول شود مادرشان گفتند چاره نیست و به حرف میرزا اهمیت ندادند و از ترس اینکه غلامرضا دل به کاری ندهد و وسوسه گردد تا زمانی که میرزا در جلال آباد بودند مسافرت نکردند و مانع ورود پسرش به جلال آباد شدند. ولی ملاغلامرضا عشق به علوم دینی و مبارزه با شیخیه در کودکی بسر میپروانید . ملا اطاعت امر مادر میکند و به نوق می آید و برای گذران زندگی به چوپانی گوسفندانشان مشغول می شود ودر یکی از شبها در امامزاده سیدجلال الدین اشرف خواب سیدی نورانی را می بیند که به او دستور میدهد برود علوم دینی و قرآن را یاد بگیرد به آن خواب اهمیتی نمی دهد تا سه شب این خواب تکرار میشود . ملاغلامرضا ضمن اینکه به چوپانی مشغول بوده قرآن را در نزد خاله ربابه اش یاد می گیرد و تحت حمایت آقای ثقة السلام که از علمای دینی شهر کرمان عمامه گذاری میکند رسما به نشر معارف دینی می پردازد. بقیه داستان را پسرشان غلامحسین ان تعریف کردند.

پاسخ
محمدی نسب گفته :
دوشنبه , 4 سپتامبر 2017

خدا رحمت کند ملا غلامرضا نام نیکش مدتی زبانزد خاص و عام شده تا زمانی زنده بود مردم شمس اباد قدرش را نمی دانستند اکثرا فیض اباد و حسن اباد دعوتش میکردند فقط شمس ابادی برای نماز میت و تلقین از او استفاده میکردند. الان سنگ او را به سینه میزنند. به خدا قسم من در منطقه نوق عارفی بر حق تر از ملاغلامرضا سراغ ندارم و در اخلاص و بزرگی او شک ندارم . اگر خدایش بخواهیم بگوییم ملاغلامرضا اصلش اهل زرند بود و جوانی خود را در کمال اباد گذرانده چهار سال هم حسن اباد بود فقط ایشان چند سال آخر عمرش در شمس اباد بوده اگر بخواهیم او معرفی کنیم باید بگوییم ملاغلامرضا ناصری رضوانی چون ایشان در دهستان رضوان تبلیغ میکرده و افتخاری برای دهستان رضوان بوده و می باشد

پاسخ
شمس ابادی گفته :
سه‌شنبه , 5 سپتامبر 2017

سلام تشکر میکنم از برادر بزرگوارمان جناب انجم شعاع واقعا اطلاعات خوبی را در اختیار ما گذاشتید و تشکر میکنم از آقای احمدی مدیر سایت و آقای کریمی احیاگر نام و یاد ملاغلامرضا ناصری در دلها
مطلبی هسته که چند وقت میخواهم بگویم وقتی در درون مردم شمس آباد میرویم می بینیم بعضی از شمس آبادیها از روی حسادت چشم دیدن آقای کریمی دهیار را ندارد و قضیه ملاغلامرضا را به تمسخر میگیرند و میگویند کریمی به خاطر مطرح کردن خودش نام ملاغلامرضا را بر زبانها انداخته است. . به خدا قسم اگر کسی قصد جسارت به استاد اخلاق داشته باشد ضربه میخورد ولو فرزندان او باشند . من در دهه ۶۰ بود که به نوق آمدم غروب پنج شنبه ای بود که به زیارت امامزاده سید جلال الدین آمده بودم آن موقع جاده امامزاده ماسه بادی داشت در هنگام برگشتن به رفسنجان در بین راه ملاغلامرضا را سوار ماشین کردم گرچه ما اصالتا شمس ابادی هستیم ولی در شمس اباد خانه و منزلی نداریم . ملا را به درب منزلشان رساندم . خوشحال شدم که نوه ایشان محمود در استانداری کار میکرد این موفقیت را تبریک گفتم . ملا گفت من راضی ندارم که نوه هایم با بیت المال سرکار داشته باشم وحساب بیت المال سخت است به نظر من اگر انسان بی شام بخوابد بهتر است این است که مال بیت المال در دست و بالش باشد چون دنیا میگذرد چه در سختی باشید و چه در خوشی دنیا پایدار نیست دنیا جای گذر است. ببین چند وقت دیگر به خاطر عدم رضایت من محمود زندگیش از هم می پاشد و همسرش طلاق میگیرد و از کار دولتی دستش کنده میشود. گفتم چرا گفت من مال دنیا نمی خواهم یادت باشد تنهاپسرم غلامحسین که الان صاحب مغازه و آب و زمین و سرمایه هست طولی نمی کشد انچه دارد از دستش میرود و در حد بخور و نمیری گیرش می آید گفتم گناه غلامحسین چیست گفت اگر غلامحسین من سرمایه دار باشد باعث میشود در آینده پولهایش در بانک سود بدهد و ربا بخورد ولی غلامحسین از گرسنگی نمی میرد. طولی نکشید اصلا معلوم نشد که تمام این اتفاقها چطوری پشت سر هم اتفاق افتاد . این موضوع در ذهنم بود تا چند سال پیش یکی از نوه های ایشان بیمار شد و از دنیا رفت چندی بعد نوه اش در جهاد کشاورزی کار میکرد بعدی چندی بیمار شدند هرچه پول گرفته بود پولش خرج دوا و درمان کرد بعدش هم به رحمت خدا رفت. خدا همه اموات را رحمت کند نوه ایشان واقعا دختر پاک و با حجاب و مسولیت پذیر بود منظور من این است چون راضی نبود بچه هایش با بیت المال سرکار نداشته باشند و فرزندش سرمایه دار نشود که پولش را سپرده کند. آنچه راضی نبود جور نشد .
ملاغلامرضا را هیچ کس جز خدا او نشناخت . اکثر بزرگانی که به جایی رسیدند یتیم بودند ولی غیر از خدا از هیچ طاغوتی نمیترسید. خدایی زندگی میکردند. خدا آنها را کفالت کرد . زندگانی پیامبر اکرم زندگانی حضرت امام خمینی زندگانی ملاغلامرضا ناصری . ببینید چون خدایی بود خداوند مهرشان را در دل بندگان خودش انداخته بود .و از طاغوت نمی ترسیدند یک تنه در مقابل ظلم می ایستاد حضرت امام در برابر شاه و استکبار ایستاد ملاغلامرضا در برابر سرکار آقا مرجع شیخیه ایستاد من راجع به ملاغلامرضا از چند نفر اسماعیل آبادیها پرسیدند همه ذکر خیرش را کردند. به نظر من اگر یاد ملاغلامرضا را زنده می کنیم باید گفتار ایشان را قبول کنیم . مسولین باید مراقب بیت المال باشند کشاورزان نباید پولهایشان را سپرده کنند و از سود سپرده استفاده کنند. و……

پاسخ
حدادی گفته :
سه‌شنبه , 5 سپتامبر 2017

سلام و تحیت فرواوان خدمت مدیر محترم سایت
با تشکر از برادر جناب انجم شعاع . ایشان در نظرشان ذکر کرده بودند آیت‌الله میرزا محمدرضا مجتهد کرمانی فرزند حاج احمد آقا هستند در حالی که ایشان نوه شان میباشد و فرزند حاج ابوجعفر میباشد
ابوجعفر مجتهد کرمانی که به فقیه خاندان احمدی معروف است، در سال (۱۲۴۳هـ. ش) صاحب فرزندی گردید و او را محمدرضا نامید. همسر وی که دختر میرزا محمد از سادات اصیل و نجیب کرمان بود، به تربیت و پرورش کودک همت گمارد. مدتی بعد محمدرضا مقدمات و اصول اولیه را نزد پدر و شیخ عبدالله رائینی آموخت و به فرمان پدر همراه پسرعمه اش سید علی موسوی به اصفهان مهاجرت کرد و در این شهر از محضر علمای بزرگی چون آخوند ملامحمد باقر فشارکی وآقا محمد تقی نجفی اصفهانی و آقا سید محمدباقر درچه‌ای و آخوند ملامحمد کاشی استفاده کرد. نخستین کرمانی عالم دینی و دست آموخته مکتب امام صادق(ع)، حاج احمد آقا، سر سلسله خاندان احمدی است که محور مسئل دینی، سیاسی و اجتماعی مردم کرمان شد. آیت‌الله میرزا محمدرضا مجتهد کرمانی، نوه حاج‌احمد آقا شخصیتی است که علاوه بر علوم دینی، تبحر و اجازه اجتهاد دارد و در مسائل سیاسی و اجتماعی بسیار فعال است.شایسته نیست زمانی که ابنیه تاریخی را غبارزدایی می‌کنیم، از مشاهیر خود نامی نبریم و غبارزدایی نکنیم.
زمانی که میرزا محمدرضا در سال ۱۲۸۴ شمسی به جلال آباد (چاه دریا رفسنجان ) تبعید کردند . مردم جلال آباد احترام خاصی می گذاشتند او گفته بود که با ورود میرزا به جلال آباد آب کشاورزیش دوبرابر شد و جلال آباد به عنوان پردرآمد ترین منطقه کشاورزی رفسنجان شناخته شد که بر اثر کفران نعمت و ناشکری آب این آبادی خشک گردید و مردم این آبادی به نقاط استان مهاجرت کردند. از طرفی مرحوم ملاغلامرضا در کودکی زمانی که میرزا در جلال آباد بود بعضی اوقات به جلال اباد برای دیدار اقوام مادریشان می رفت این مجتهد وقتی ملاغلامرضا را شناخت. در صورتی که کامل بیان نکردند. آبادی جلال آباد تحت مالکیت زرتشتی های یزدی بود که مالکین آب و زمین را به زارعین جلال اباد اجاره داده بودند و قنات ۶ دانگ بود وقتی آقا میرزا بزرگ به جلا ل آباد آمدند با زرتشتیها صحبت کرد گفت من کاری میکنم که آب این آبادی بیشتر شود ولی شما باید یک دانگ اضافه کنید و درآمد آن را برای امام حسین علیه السلام خرج کنید زرتشتیها گفتند اگر آب زیاد شد ما یک دانگ و نیم آب میدهیم وقتی میرزای بزرگ و مالکین فردا به قنات رفتند میرزا دعایی خواند که آب جلال آباد دوبرابر شد قرار شد که این یکدانگ و نیم را برای امام حسین علیه السلام و نشر فرهنگ خرج نمایند که زارعین جلال آباد از پول آن برای روضه خوانی امام حسین و پخت حلیم امام حسینی که میرزا این آش را برای اولین بار در جلال اباد پخت کرد و تعلیم داد. . و هیئت سیدشهدا جلال اباد وقتی که به امامزاده می آمد بزرگترین هیئت به شمار می آمد و قنات جلال آباد هفت دانگ و نیم شد .این که گفته بودند ملاغلامرضا از خاندان احمدی میباشد از خاندان احمدی کمال اباد هستند نه از خاندان احمدی کرمانی . میرزا وقتی این کودک ( ملاغلامرضا) را دید و آینده اش را دید او را احترام کرد میخواست اعلام کند که ایشان از اقوام ماهستند که مردم هوایشان را داشته باشد و اگر روزی عالم شد به احترام میرزا از او حمایت کنند. شما می توانید برای صحت نظر بنده از بزرگان جلال آباد و یا کمال آباد و شمس اباد سوال نماید . و یکی از علتهای خشک شدن جلال اباد هجوم هدایت میرزا غلامحسین نوقی و دار و دسته اش به جلال آباد و غارت انبار جلال اباد و ضرب و شتم انبارداران . که مردم احساس امنیت نکردند و به آبادیهایی به نام عظیم آباد و چاه جعفر و اکبرآباد و … پناه بردند کم کم آبش کم میشود کسی باقی نماند . در صورتی مردم جلال آباد مردمان سخت کوش و زحمت کشی بودند که منت بازو را میکشیدند و دستشان را پیش کس و ناکس دراز نمی کردند.. البته ملاغلامرضا با پای پیاده یک آبادی بود بنام برج احمداباد میرفتند روضه میخواند و شب پیاده بر میگشتند . آن زمانها از چاه جعفر تا فیض آباد حوزه تبلیغی ملاغلامرضا بودند ایشان کاری کردند که فرقه های شیخیه و بهاییت نتواند در این منطقه نفوذ کنند.

پاسخ
م گفته :
چهارشنبه , 6 سپتامبر 2017

سلام صبحتان به خیر
بنده اهل یکی از آبادیهای اطراف رفسنجان هستم . قریب سی و پنج سال پیش من برای اولین بار ملاغلامرضا را دیدم به خدا او چشم برزخی داشت. من آن موقع ازدواج نکرده بودم هفده هیجده سال داشتم که از روستایمان به زیارت سیدجلال الدین اشرف نوق آمدم آن موقع صحن امامزاده پایین بود دورش دیوار چینه ای داشت از بالا چند پله به طرف پایین میخورد تا به صحن میرسیدم در وسط صحن چاهی بود با دلو آب می کشیدم و وضو میگرفتیم. . من در حالی که وضو میگرفتم پیرمری نورانی را مشاهده کردم به من گفت خجالت بکش با بدن نجس میخواهی وارد صحن بشوید. گفت چرا نمک نشناسی میکنید و به داییت خیانت میکنید. گفتم چی میگویید. گفت تو چون پدرت را از دست داده اید و دایی ات شما را بزرگ کرده چند وقتی میباشد که با زن دایئت رابطه نامشروع دارید و الان هم میخواهی با بدن نجس داخل حرم بروید. گفتم الله اکبر این دیگر چه کسی است . گفت امروز وقتی منزل دایی ات میروید دسته کتری از کتری جداشده و آبش بر روی بدن زن داییت می ریزد و بدنش میسوزد و در بین راه موتور شما پنجر میگردد . اگر به حقیقت پی بردید توبه کند و به زن داییت بگو دیگر با هیچ کس رابطه نامشروع نداشته باش . ملا به من گفت تو جنب شده اید باید غسل کنید و غسل را یاد من داد . درست همین اتفاق افتاد. هم موتورم پنجر شد و هم زن دایی ام سوخت وقتی که زن دای ام تنها بود حکایت ملاغلامرضا ناصری را گفتم او هم توبه کرد و خواهر خود را برای من خواستگاری کرد بادایی ام باجناق شدم . خدا شاهد هر وقت که به امامزاده میروم قبر این عالم را زیارت میکنم حتی دو سال پیش طلایی از زنم گم شده بود به چند نفر شک میکردم یک شب خواب ملا را دیدم که به من گفت طلا پیش پسرت هسته او میخواهد موتورش را عوض کنداین را برداشته پول به پسرت بده و پسرت طلا را در فلانجا پنهان کرده وقتی که از خواب بیدار شدم به آن جایی که گفته بود سرزدم دیدم درست بود . به پسرم گفتم موتورش را عوض کردم . از پسر خواستم واقغیت را بگوید او واقعیت را گفت به خدا بچه های من از ترس خوابیدن ملا جرات نمی کنند چیزی را بردارند هرچه میخواهند به خودم میگویند. روحش شاد و یادش گرامی

پاسخ
محمود گفته :
چهارشنبه , 6 سپتامبر 2017

پدرم میگفت آن زمانها برنج را یک شب به عید نوروز (شب علفه )می پختند و میخوردند . ما یک گونی برنجی گرفته بودیم که شب علفه بپذیم و به نیت مرده هایمان در بدهیم سه چهار روز به شب علفه دیدیم که گونی برنج غیبش زد هرچه جست و جو کردیم پیدا نشد اتفاقا روز بعدش کنار پایو شمس اباد رفته بودیم آب بیاوریم ملاغلامرضا را دیدم آن وقت آب لوله کشی نبود. ملا گفت فلانی گمشده شما میدانم کجاست به شرطی که آبروی او را نبرید و مقدار برنج پخته برایش ببرید. پیش فلانی هست شما به کسی چیزی نگو الان برو خانه همان کس وقتی رفتی او در خانه نیسته به همسرش بگو گونی برنجی که دیروز دادم به شوهرتان به خانه ما بیاورد به من بده خودم ببرم . من همینکار را کردم وقتی به همسرش گفتم او هم رفت گونی را آوردو به من داد. من به کسی چیزی نگفتم حتی به همسرم گفتم گونی برنج را عوض کردم فقط به تعداد خانوار آنها برنج در قابلمه ای ریختم و به خانه اش فرستادم بدون اینکه به کسی بگویم هر وقت آن شخص مرا میدید خجالت خودش را میکشید. و هرساله در شب علفه مقداری برنج پخته شده برایش میگرفتم

پاسخ
احمد تقی نژاد گفته :
چهارشنبه , 6 سپتامبر 2017

قابل توجه مخاطبین سایت فیروزه کویر در مورد پیش بینی های استاداخلاق ملاغلامرضاناصری
سلام و برکات خداوند شامل حال همه شماباد.
مدتی می باشد که دوستان در سایت فیروزه کویر درباره پیش بینی های استاد اخلاق ملاغلامرضا ناصری نظرات زیادی را گذاشتند ما از آنها تشکر میکنیم من به این عالم دینی ارادت خاصی داشته و دارم و تا زنده هستم برای معرفی و تجلیل از ایشان کوتاهی نخواهم کرد.
عزیزان چون یکی از نظرات درباره پیش بینی های ملاغلامرضا به یک شیخی مذهب که گفته بود زمانی خواهد آمد که برای این امامزاده گنبد و بارگاه بسازند در روز شهادت امام صادق علیه السلام بر این امامزاده مجلس بگیرند و روز شهادت امام صادق علیه السلام با روز شهادت امامزاده برابر است ما برای صحت این نظر به فرزندشان مراجع کردیم گفتار ایشان را نقل کردیم قصد داشتیم که اگر کسی خاطره و داستانی که شاهد آن بوده و یا از بزرگانش شنیده است با سند بیان نموده تا استاد اخلاق شناخته شود تا بتوانیم بهترین همایش را برای ایشان بگیریم خواهشمندیم که اگر دوستان ندانسته به دروغ و یا به شوخی خواب و داستانی نقل و به صورت نظر گذاشته اند برای ما اعلام کنند تا آن را حذف نماییم مطمئن هستم که اگر کوتاهی کنند در پیش خداوند سبحان در روزی که اعضا و جوارح انسان برگناه ما گواهی میدهند و دستش از چاره کوتاه است.باید جوابگو باشند .از حسن توجه همه عزیزان تشکر میکنیم و خواهش میکنم که دوستان اول تعریف رویا به دروغ بشناسند و بدانند .یکی از دروغها، رؤیای جعلی است، یعنی کسی بگوید در خواب چنین و چنان دیدم در حالیکه ندیده باشد یا اینکه خوابی را به شخص دیگری نسبت دهد در صورتی که واقعیت نداشته باشد. حضرت رسول (ص) فرموده اند: «بزرگترین دروغها سه دروغ است: ۱- دروغ بستن به من به اینکه چیزی را که من نگفته ام به من نسبت دهد. ۲- دروغ در رؤیا به اینکه خوابی را که ندیده نقل کند. ۳- مردی را به غیر پدرش نسبت دهد.(بحارالانوار، ج ۱۵ ، ص ۴۲ )
حضرت رسول (ص) فرموده اند: «مؤمن هرگاه بدون عذر، دروغی بگوید هفتاد ملک او را لعنت می کنند و بوی گندی از قلبش بیرون می آید که تا به عرش می رسد و خداوند به سبب این دروغ، گناه هفتاد زنا که کمترین آن زنای با مادر است برای او می نویسد.(مستدرک الوسائل، به نقل از کتاب گناهان کبیره دستغیب)
از جمله عادت های روزمره جامعه ما این است که انسان بگوید: خدا شاهد است، در جایی که خدا چنین چیزی را شاهد نبوده اصلا واقعیت نداشته. عیسی علیه السلام گوید: «از بزرگ ترین گناهان در پیشگاه خداست که بنده بگوید: خدا می داند در حالی که خود نمی داند.» و بسا که در نقل کردن خواب دروغ بگوید که گناهش بزرگ است، زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «از بزرگ ترین دروغ هاست که شخصی به کسی غیر از پدرش نسبت داده شود، یا آن چه در خواب ندیده ادعا کند که دیده است یا سخنی را که من نگفته ام به من نسبت دهد».
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «هر که در نقل خواب خود دروغ بگوید، روز قیامت مجبور می شود که میان دو دانه جو گره بزند»
من آنچه شرط بلاغت است گفتم تو خواه از سخنم پندگیر و خواه ملال
با تشکر احمد تقی نژاد

پاسخ
ترابی گفته :
چهارشنبه , 6 سپتامبر 2017

سلام وقتی که نظر تقی نژاد را خواندم با خود گفتم نظرش خوبه . همه ما میدانیم که ملا غلامرضا آدم خوبی بوده و حق بر گردن همه ما داشته است و هر احترام و کاری که برای ایشان انجام دهیم ثوابش برای خودمان است. پس نیاز نیست بعضی از خوابها را بدون سند بگویم طرف هرچه تو خاطرش آمد و بنویسد چون پولی نمیخواهد بدهد و زحمتی بکشد دو دقیقه نظری را مینویسد از نظر من نظری مورد تاییداست که با سند خودش را معرفی نماید مثل نظر آقای تقی نژاد و آقاییِ که راجع به مرگ مهدی ضیاالدینی گفته در حالی که مهدی زنده بوده است چند ساعت بعد از دنیا می رود و یانظر آقای انجم شعاع من وقتی در اینترنت سرچ کردم با تاریخ و واقعیت مطابقت دارد. مگر کسی که نظرش با عقل جور در بیآید و طرف میخواهد خودش را بشناسند . من تمام نظرات را خواندم اکثر آنها را قبول میکنم من میگویم به علاوه بر تبلیغات در فضای مجازی در بین مردم و بچه هایمان خاطراتشان را نقل کنیم. تا این عالم بزرگ از گمنامی بیرون آید و خوشنام شود التماس دعا از همگی

پاسخ
علیرضا گفته :
پنج‌شنبه , 7 سپتامبر 2017

مرحوم ملاغلامرضا ناصری شمس آبادی رحمت الله علیه حجت باطنی این منطقه بود و بعد از مرگشان قبرش توسل خانه ای است که تشنگان راه عشق با زیارت قبرشان خود را از آب معرفتش سیراب میکنندوروحش شاد.

پاسخ
س ا گفته :
پنج‌شنبه , 7 سپتامبر 2017

سلام.از مطلب فیض بردم.لطفا در دعاهای خیرتون ما رو هم برای رسیدن به خداو دوری از گناه دعا بفرمایید.
خوش به حالشون زمان اونا .الان اگه شما از یک گناه گذشتی تظمینی نیست که از کنار گناه دیگر به آسانی بگذری.جامعه غرق در گناه است کسی نیست به داد ما برسد شکایتمان رو کجا ببریم اگه بخواهیم از این آشفته بازار خودمان را رها کنیم چه کسی را باید ببینیم؟دردمان را به که بگوییم؟ در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند … گرتو نمی پسندی تغییر ده قضا را
من فقط ميگم بايد از خدا بخوايم که ما را به شفاعت ملاغلامرضا ناصری برساند. ملاغلامرضا شدن مشکل است اما بردن نامش آسان است. شخصیت ملاغلامرضا را به این زودی ها کسی نمی تونه بشناسه وشناخته نمیشه*والله العالم*

پاسخ
نجمه سادات گفته :
جمعه , 8 سپتامبر 2017

سلام و تشکر وضمن تبریک عید سعید غدیر خم خدمت تمامی مخاطبین سایت فیروزه کویر
عدم شناخت ملاغلامرضای ناصری و استفاده نکردن از تجربیات ایشان یعنی اوج حماقت
در زمانه اگر امروز ما بتوانیم از رهمنودهای ایشان استفاده نمایم و از تجربیاتشان استفاده کنیم میتوانیم خودمان را از فتنه های آخرالزمان نجات دهیم.

پاسخ
خانم م گفته :
شنبه , 9 سپتامبر 2017

خدا رحمت کند ملای بزرگ را تا زنده بود کسی یادش نمیکرد و الان همه جا صحبت از اوست اینکار خدایه چون ملا کارش خدایی بود حقیقتا من مادر شوهری داشتم که سختگیر بود ودر کار من دخالت میکرد یک شب نیت کردم گفتم اگر ملا بتواند احلاقش را تغییر بدهد ممنونش هستم. چندروز پیشآمد و ز من حلالیت طلبید و گفت جبران میکنم و انگشترش را به من داد. نه من از او چیزی پرسیدم نه او ازمن . اینکه که گفتند علمای شیعه از پیغمبران بنی اسرائیل بالاترند درسته ملا را همه میشناسند

پاسخ
عاشق گفته :
یکشنبه , 10 سپتامبر 2017

خدا خیرتان بدهد ملاغلامرضا قاصدی از غیب الهی بود. خدا پدر دهیار و مدیر سایت فیروزه کویر را بیامرزد که این عارف را به مردم معرفی کردند من عضو یکی از کانالهای رفسنجان بودم که از کرامات ملاغلامرضا ناصری گذاشتند روز جمعه با خانواده به امامزاده امدیم تنهایی حوصله ام سر می رفت ناگهان یادم آمد که میگفتند قبر ملا در قبرستان است از یک نفر پرسیدم و قبر ملا را زیارت کردند وقتی رفتم دیدم مرد میانسالی سر قبر ملا بود با هم صحبت کردیم و کم کم به منزلگاهش در سایه درختان رفتم دیدم او دختر با حیایی دارد به مادرم گفتم همان روز مادرم به همسرش گفت روز عید غدیر به ما خبر دادند اگر خدا بخواهد تا دو سه روز دیگر او را عقد میبندم . به خدا قسم اگر این وصلت جور بشود نذر میکنم که تا عمر دارم هر وقت که امامزاده بیایم قبر ملا را هم زیارت کنم و اگر وصلت هم جور نشود باز هم قبر این عالم را زیارت میکنم . ای کاش اداره اوقاف کنار قبر ملا صندوقی قرار میداد تا اگر کسی نذری داشته باشد به داخل آن بریزد و یا شماره حسابی برای نذورات ملا غلامرضا باز کنند شاید امثال ما نتوانیم ۱۰۰ هزار تومن کمک کنیم ولی ده هزار تومان میتوانیم کمک کنیم.

پاسخ
فاطمه گفته :
دوشنبه , 11 سپتامبر 2017

خواهشی دارم از شما برادران شمس ابادی. یا شما می بایستی ملا غلامرضا را به مردم معرفی نکنید و یا دوسه تا تابلو راهنما در قبرستان نصب میکردید مثل اینکه در قبرستان وادی السلام برای قبر آقای قاضی گذاشته بود از هر طرف قبرستان می رفتی به راحتی قبر عالم را پیدا میکردی.

پاسخ
ح گفته :
دوشنبه , 11 سپتامبر 2017

در آرزوی زیارت سیدجلال الدین اشرف به سر میبردم .وقتی که سایه پدر بر سرمان بود حداقل سالی دوبار به زیارت امامزاده سیدجلال الدین می آمدم در شهری زندگی میکنم که آوازه پسته آن در دنیا پیچیده است در حالی که من هنوز یک پسته تر وتازه نخورده ام . اگر عید قربان نبود شاید ما مزه گوشت را نمی توانستیم بچشیم .از آنجایی که معلول جسمی هستم و در خانه تنها بودم چند ماهی است که برادر کوچکه ام یک گوشی لمسی برایم خریده و با اینترنت آشنا شدم خجالت میکشم از خانه بیرون بیایم چون احساس میکنم اگر بیرون بیایم تنها داداشم خجالت بکشد. چون به هیچ طریقی نمی توانستم به امامزاده بیایم از طریق فضایی مجازی زائر امامزاده میشدم از شما تشکر میکنم. وقتی در سایت شما دیدم اکثر نظرات راجع به ملاغلامرضا رقم خورده است . خدا را قسم دادم که به حق این عالم روشن ضمیر زیارت این قبر که برابر با زیارت پیامبر است نصیب من نماید . چند روز پیش یکی از اقوامان که ساکن یکی از شهرهای جنوب استان بود با خانواده شان به منزلمان آمدند و ما توانستیم یکشنبه ۱۹شهریور به پابوس امامزاده سیدجلال الدین اشرف بیایم و قبر این عالم را زیارت کنم اصلا قبرش خیلی ساده نوشته شده آرامگاه مرحوم حاج غلامرضا ناصری فرزند ابوجعفر . به روح پدرم اگر من بضاعت مالی داشتم و در توانم بود حداقل یک سنگ قبر ساده ای که نوشته های آن بتواند ملا را معرفی کند نصب میکردم . خواهشی دارم که یا در فضای مجازی هم نظر دهی را غیر فعال کنید که کسی نتواند تبلیغ نماید و یا یک علائمی بگذارید که مردم راحت قبر ملا را پیدا کند . اگر بخواهیم سوال کنیم خجالت میکشیم میگویند شایداین هم شوهر میخواهد آدرس قبر را سوال میکند این کار سختی نیست حاج آقای کریمی که امین و معتمد روستای شمس اباد هسته فقط سه تا تابلو کوچک که نوشته شده به طرف مقبره استاداخلاق ملاغلامرضا ناصری یکی کنار سقاخانه مزار یکی نزدیک قبر ملا و یکی هم کنار اتاق نگهبانی که به سمت مزار علامت گذاشته شود فلش دار باشد. و از شما مدیر سایت و هم هم از حاجی کریمی تشکر میکنم خواهش میکنم که زیارتنامه امامزاده سیدجلال الدین اشرف را هم بگذارید تا بتوانم از راه دور هر روز آقا را زیارت کنم. و شما هم در ثوابش شریک شوید. از همه مخاطبین سایت و زائرین امامزاده خواهش میکنم هر وقت به زیارت رفتید این بنده روسیاه را هم فراموش نکنید.

پاسخ
محمدی گفته :
سه‌شنبه , 12 سپتامبر 2017

زمانی که بچه بودم فقط ملا را دیده بودم چیزی از صحبتهایش یادم نیست همینکه احمد تقی نژاد در روز همایش lملاغلامرضا کرامت ایشان را تعریف کرد هر وقتی به مزار رفتم فاتحه ای را برایش هدیه کردم. میخواستم به آقای کریمی که معتمد منطقه میباشد و حرفشان خریدار دارد و دهیار شمس اباد هسته با خانوده بیگانی صحبت نماید پول ۵تا تابلو بگیرند یکی قبل از کمال اباد یکی قبل از امامزاده از جاده زرند زرند یکی قبل از امام زاده جاده اسماعیل اباد و یکی جاده شمس اباد و یکی کنار آب انبار قدیم به سمت مزار و دیگر دربی از سمت مزار باز میشود کنار درب کوچه زنجیر دار را باب العالم بگذارند . کاری کنید که این عالم روشن ضمیر را در دنیا معرفی نمایید.

پاسخ
حسین گفته :
سه‌شنبه , 12 سپتامبر 2017

ملا اینقدر دل رحم و دوست داشتنی بود که بیشمار بود . چون ملا شبها مشغول مطالعه کتابهای دینی و تبلیغ دین بود و روزها دنبال کسب معاش بود به خاطر مشغله کاری همسرش عذرا از او خواست که او را طلاق بدهد . ملا با درخواستش موافقت کرد و او را طلاق داد . و همسرش پس از اتمام عده عروس میشود . وقتی که به خانه جدید میرود و چند سالی زندگی میکند آن وقت قدر زندگی قبلی را میداند بعد از جدایی از همسر دومش از ملا میخواهد که که دوباره او رابه همسری قبول نماید با این حال ملا درخواست او را قبول میکند و بعد اتمام عده با او ازدواج میکند در ازدواج بعدی عذرا همسر طلا تا آخر مرگش همدم او بود و احترام زیادی به او میگذاشت. اگر ملا چند روز برای تبلیغ به سفر میرفت هیچ اعتراضی نمیکرد . خداوند هر دو آنها را بیامرزد.

پاسخ
زرندی گفته :
سه‌شنبه , 12 سپتامبر 2017

شما رفسنجانیها دنیا را فتح کردید هنوز سیر نشدید خجالت هم خوب چیزی هست. دست از سر این مرده ما نمی کشید والله بلله ملا مال حصن بوده
ملاغلامرضا ناصری اهل زرند بود . اگر استاد اخلاق مهمان شما بوده است جد و نسبش زرندی بوده

پاسخ
ع.ح گفته :
سه‌شنبه , 12 سپتامبر 2017

نمیدانم حرفم را به چه کسی بگویم . دلم عقده کرده همین پارسال بود که زنم به رحمت خدا رفت. خیلی مشکله برابر چشم مردم بخواهید زن بگیرید . خدا روح ملا را شاد کند چند روز پیش سر قبر ملا رفتم و گفتم ملا تو که پیش خدا آبرو دارید نیازهای من را برطرف کن. کار خدا بود همان روز با یکی از خانمهای فامیل عقد موقت بستیم بناشد بعد از محرم ازدواج کنیم گرچه الان درزیر یک سقف زندگی میکنیم خدایی این ملا دیگر کیه . سریع کار مردم را راه میاندازه

پاسخ
احمد گفته :
چهارشنبه , 13 سپتامبر 2017

استاد اخلاق ملا غلامرضا ناصری شمس آباد در زهد و پارسایی و تقوا و امانتداری زبانزد خاص و عام بود. وی از چنان محبوبیت واعتباری نزد مردم دهستان رضوان برخوردار بود که عموم مردم آن خطه به عنوان یک مرجع رسیدگی به حل مشکلات و شکایات خود، به ایشان مراجعت می کردند و ایشان هم با دقت بسیار در احقاق حق اقشار تلاش می نمود.

ملاغلامرضا احساس می کرد دنیا به این سادگی که همه می بینند،نیست؛متولد بشوی،ازدواج بکنی،صاحب فرزند بشوی،نماز بخوانی، روزه بگیری و بعد پیر شوی و مرگ…؛همیشه آرزو داشت راه انسان شدن برایش روشن و وسیع شود.
او از یک چیز مطمئن بود:راحتی و آسایش در زندگی،با انسان کامل شدن جور در نمی آید.
او از طریق مناجات درس اخلاق به ما میداد.و می گفت:
پروردگارا کاش،به همان اندازه ای که از حرف مردم می ترسیم از تو می ترسیدیم،که اگر این گونه بود دنیای ما دنیای دیگری بود و آخرت ما آخرت دیگری.

پاسخ
ابوالهادی گفته :
جمعه , 15 سپتامبر 2017

با سلام و تشکر از دهیار خدوم روستا آقای کریمی و مدیر سایت فیروز کویر آقای احمدی
به نظر من بزرگداشت ملاغلامرضا و بازسازی خانه ملا باعث میشود شمس اباد در استان کرمان مطرح گردد. همانطوری که شیخ رجب علی نکویان باعث افتخار قبرستان ابن بابویه گردیده زندگی نامه ملاغلامرضا ناصری را بخوانید با زندگی نامه رجبعلی مقایسه کنید خواهید دید که استاد اخلاق ما عالم گمنامی بوده که اگر معرفی شود شمس اباد به عنوان قطب فرهنگی استان کرمان خواهد بود تاریخ در استان کرمان مانند ملاغلامرضا ناصری را از نظر عرفان سراغ ندارد . خدا لعنت کند کسانی که در شناخت ملا کوتاهی میکنند. و خدا لعنت کند کسانی که چشم دیدن اوصاف ملا را ندارند.

پاسخ
عسکری گفته :
شنبه , 16 سپتامبر 2017

ملا غلامرضا ناصری عارف به حق بود هر هزینه ای که برای این عالم پرداخت گردد ذخیره ای برای عالم قبر و قیامت خواهد بود.گره ای در کارم افتادم بود با خودم نیت کردم اگر واقعا عارف باشد تا قبل از موعد مقرر حاجتم را برطرف میکند یک شب در خانه نیت کردم و او را صدا زدم و حاجتم را بر ایش عرضه کردم . حاجتم روا شدم . . مطمئنم اگر ایشان را در فضای مجازی تبلیغ کنیم و برایشان هرساله همایش و کنگره بگیریم درآینده نزدیک نام شمس اباد نوق به عنوان روستای مذهبی شناخته میشود . مثل همانطوری که به روستای حسن اباد نوق را بنام امام صادق میشناسند اگر هر هیئت و بنای به نام امام صادق در منطقه باشد به اسم حسن اباد تمام میشود خواهش میکنم از این تاریخ هر خبری راجع به شمس اباد خواستید بگذارید عنوان کنید روستای مذهبی شمس آباد نوق . عنوان مذهبی همیشه برشمس اباد مقدم باشد.

پاسخ
شمس ابادی گفته :
شنبه , 16 سپتامبر 2017

چند شب پیش من در صحرا حمید آباد آبیاری میکردم. یک مرتبه یادم از ملاغلامرضا افتاد. از آنجایی که صحرای حمید اباد نزدیک امامزاده و قبرستان بود ترسیدم با خود گفتم نکند شبی مرده به سراغم بیایید. . من ضمن ابیاری دقایقی هم میخوابیدم چون هر جو ۲۰ دقیقه آب می برد از ساعت زنگدار موبایل استفادهمیکردم و میخوابیدم.. در عالم خواب ملا را دیدم . چیزی چند سال پیش گم کرده بودم و نمی دانستم به چه کسی داده بودم . در عالم خواب ملا به من گفت امانتی شما دست فلانی است و اوآن را فلان جا مخفی کرده فردا برو ازش بگیر . فردا وقتی بهش گفتم او امانتی مرا دید. . واقعا ملا بعد از مرگش حاجت من را برآورده کرد

پاسخ
سید جلیل موسوی گفته :
یکشنبه , 17 سپتامبر 2017

امروز ازطریق سایت کاروان صادقیه با ملاغلامرضا ناصری آشنا شدم وقتی در اینترنت اسم ملاغلامرضا ناصری را سرچ کردم و زندگی نامه اش را خواندم ناراحت شدم که چرا سال گذشته از اصفهان در ایام عید به کرمان آمدم اکثر جاهای دیدنی کرمان حتی مجموعه گنجعلی خان را دیدم ولی اطلاع نداشتم که چنین عالمی در رفسنجان بوده شما اطلاع رسانی کنید در ایام عید دربروشورهای گردشگردی رفسنجان معرفی عارف روشن ضمیر ملاغلامرضا در اختیار مسافران نوروزی قرار گیرد تا از زیارت این عالم همه بهرمند گردند .

پاسخ
قلی نژاد گفته :
یکشنبه , 17 سپتامبر 2017

باسلام و ادب
من به عنوان یک رفسنجانی برای خودم تاسف میخورم که چرا چنین عارف روشن ضمیری را دیر شناختم. نمیدانم کوتاهی از من بوده و یااز خادمین امامزاده و یا اداره اوقاف. من عقیده و ارادت خاصی به عرفا دارم من چندین بار به زیارت آقای بهجت درقم رفتم به زیارت آقای قاضی در وادی السلام رفتم به زیارت شیخ رجبعلی خیاط در قبرستان ابن بابویه رفتم به زیارت پیر پالان دوز در مشهد رفتم ولی در شهرستان خودمان چنین عارفی داشته ایم و ما خبر نداشتیم. به خدای بزرگ قسم شما مسئولین و بزرگان شمس اباد در نزد خدا مسئول هستید چنین عارفی در منطقه بود و چیزی نگفتید. اگر مردم به زیارت این عالم بیایند چیزی از شما که کم نمیشود غذا و جایزه ای نیسته که اگر بگویید جمعیت زیاد باشد چیزی گیر ما نمی آید اگر شما این عالم را بشناسانید بزرگترین پس انداز و سپرده معنوی برای خودتان اندوخته اید هرکسی که به زیارت این عالم بیاید ثواب قبر پیامبر را دارد و شما هم در ثوابش شریک هستید. من چند سال پیش که به زیارت آقای قاضی رفتم با خودم گفتم که اینکه پیامبر فرموده هرکس قبر عالمی را زیارت کند به مانند اینکه مرا زیارت نموده است. ایا صحت دارد؟ شب خواب دیدم به زیارت پیامبر رفتم و پیامبر سلام مرا جواب داد. من ارادت خاصی به علمای دینی دارم . خواهش میکنم پیام مرا به مسئولین برسانید و بگویید اگر در مورد معرفی ملاغلامرضا کوتاهی کنید پیش خدا مسئول هستید . مثلا شورای شمس اباد با شهردار رفسنجان صحبت کنید اسم یک اثر و یا خیابان در رفسنجان بنام آ شیخ ملاغلامرضا ناصری عارف روشن ضمیر رفسنجان بگذارید . در ابتدای حوزه استحفاظی نوق از سمتهای چاه جعفر و جوادیه و از سمت زرند تابلوی استاد اخلاق ملاغلامرضا با فاصله و تعیین کیلومتر نصب گردد . به خدا هرکار ازدستتان بر می آید اگر کوتاهی کنید پیش خدا مسئول هستید. به خدا قسم من در عمرم سید جلال لدین اشرف نیامدم ولی به خاطر اینعالم در ظرف ۳ماه دوبار آمده ام و امامزاده را زیارت کرده ام. شما امتحانی در تقویمهای که هرسال چاپ میکنید امسال عکس ملاغلامرضا را بگذارید. فقط ببینید درایام عید چقدر پول بیشتر توی ضریح انداخته میشود. این از این نظر هم به نفع شماست. من از چند نفر شمس ابادی راجع به ملا پرسیدم . همه از او تعریف و تمجید میکردند. ولی حیف شما شمس ابادیها نقد را رها کرده اید و دنبال نسیه میگردید ملاغلامرضایی که هنوز موعظه های او از خاطر من نوق نرفته است او را رها کردیم و به میرزا رضای کرمانی که در عمرش یک شب برای دیدار آقا میرزای محمدرضا کرمانی به جلال اباد رفسنجان می آید به او افتخار میکنیم از هر شمس ابادی راجع به میرزا رضاا کرمانی می پرسیم میگویند ما او را نمیشناسیم فقط یک مدرسه بنام او داریم. من برای خودم متاسفم.

پاسخ
محمدی گفته :
یکشنبه , 17 سپتامبر 2017

خدمت جناب اقای کریمی دهیار فعال شمس اباد سلام عرض میکنم. شما را به امام حسین قسم میدهم تا فرصت باقی هسته فقط۲ تا تابلو در قبرستان نصب شود مقبره عارف روشن ضمیر آشیخ ملاغلامرضا ناصری و فلش دار باشد طوری نصب کند یکی کنار قبر بزرگ نوشته شده باشد ولی متن آن شلوغ نباشه و دیگری کنار سقاخانه که فلش دار باشد به سمت قبر ملا اشاره کند. که به درد تاسوا و عاشورا بخورد. خودش نمیخواهد از هزینه دهیاری خرج کند دوتا نوه دختری ملا داشته از آنها کمک بگیرد. یک تابلو از حاج رضا بیگانی و یکی هم از حاج احمد بیگانی و شما هم آقای احمدی این پیام را به گوش آقان کریمی و بیگانی برسانید.

پاسخ
محمد گفته :
دوشنبه , 18 سپتامبر 2017

سلام و تشکر آقای احمدی شما زحمت خودتان را میکشید
به نظر بنده نظراتی که در این سایت گذاشته میشود هیچ فایده ای ندارد فقط نظر دهندگان وقت خود را هدر می دهند. من تمام نظرات را خواندم چقدر مردم وقت گذاشتند.چقدر تشکر از دهیار شمس اباد شده درحالی هیچ کدام از شمس ابادیهای حاضر نیستند دوتا تابلو که قبر ملا را به مردم معرفی کنند درست کنند. میتواند یک تابلو بزرگ زیر همان سایبان مقبره ملا جوش بدهند و محمود نوه ملاغلامرضا که خطاط هسته درشت بنویسد مقبره عارف روشن ضمیر حاج شیخ ملا غلامرضا ناصری . رحمت الله علیه

پاسخ
محمود گفته :
جمعه , 22 سپتامبر 2017

سلام و آرزوی خیر از مدیر سایت و مخاطبین عزیز ضمن عرض تسلیت به مناسبت ماه محرم
اگر از کرامات ملا نگویم خیانت کرده ام و اگر شما هم تایید نکنی خیانت کرده اید
به گمانم سال ۶۳ بود که از رفسنجان برای اولین بار به نوق و به امام زاده آمده بودم آن موقع صحن امامزاده پایین بود من وضو گرفتم و نمازم را خواندم داشتم تسبیح میگرداندم ملا غلامرضا به کنارم آمد و آهسته گفت محمود خیانت نکن گفتم چه خیانتی ؟ گفت به داماد خاله ات . رنگم زرد شد او به من گفت شوهر دختر خاله ات سربازه تو با او در خانه مادربزرگتان خیانت میکنید آیا میدانی که حد شما سنگسار است. وقتی چیزهایی گفت غیر من و خدا و دختر خاله کسی خبر نداشت همانجا توبه کردم و دیگر گرد زنا نرفتم . من نجات خودم را از گناه مدیون ایشان میدانم به این مرد میشود گفت روحانی یعنی دکتر روح .من هرساله روزعاشورا به امامزاده می آیم ولی تا بحال قبر ملا را نمیدانم کجا دفن است از امسال وقتی نام ایشان را در فضای مجازی دیدم عهد کردم هر وقت به امامزاده امدم قبر بزرگترین عارف دیار کریمان را زیارت کنم.

پاسخ
عسکری گفته :
جمعه , 22 سپتامبر 2017

سلام آقای احمدی از شما گله مندم شما از روزی که کانال را راه انداختید سایت را رها کرده اید کانال مثل آب سیلابه ولی سایت مثل دریا هسته. همین مراسم شیرخوارگان مراسم هیئت علمدار در سایت نگذاشتید و دیگر از دست خانواده ناصری و بیگانی گله دارم اینها نتوانستند سنگ قبر این عالم را عوض کند و نظرات مخاطبین سایت را نادیده گرفته بودند

پاسخ
کمال ابادی گفته :
شنبه , 23 سپتامبر 2017

سلام آقای احمدی خواهشمندم شما یا این پست را حذف کنید یا نظردهی را غیر فعال کنید. وقتی حرف مردم را به اندازه یک دانه جو ارزش قائل نیستند مردم اشتباه میکنند که نظر میگذارند. سه تا بنر یک در یک متری ۵۰۰۰ تومن میشود با لیفه اش میشود ۷۰۰۰ تومن پول ۳تا ۲۱هزارتومن نمیشه عالمی که نمیشه . به نظر شما دهیار شمس اباد و یا خانواده ملاغلامرضا نمی تواند ۲۰هزار تومن پول جور کنند ۳تا بنر بزنند تا مردم راحتر قبر ملا را پیدا کنند . یا شما خودتان پول از آنها بگیر و پایین آن از تبلیغ سایت فیروزه باشه مثل زندگی نامه ملا را تبلیغ از دارالصادقیون کردند. تا یادم نرفته میخواستم بگویم در زندگی نامه ملاغلامرضا ناصری نام شیخ ثقة السلام را اصلاح کنید . شیخ محمد تقی ثقة الاسلامی بنویسید . شما برای مثال به کمال آباد نوق بیایید بعد از مدسه تابلویی نوشته عمارت شیخ محمدتقی ثقة الاسلامی .

پاسخ
ف گفته :
یکشنبه , 24 سپتامبر 2017

خدایا به حق آشیخ ملاغلامرضا تمام جوانان را به خانه بخت بفرست اگر صلاح میدانی یک خواستگار خوبی برای آبجی من هم بفرست اینقدر جوان مجرد هست یکیشان را برای خواهرم بفرست. من خواستگار خوبی دارم مادرم قبول نمی کنند میگویند تا خواهر بزرگه ات عروس نشه زشت است که تو را عقد کنیم.. خایا یا مرگ مرا بفرست یا شوهری برای خواهرم.. ولو شوهری بیاید یکماه عقد کنند بعد از ازدواج ما خواهرم را طلاق بدهد.

پاسخ
ایزدی گفته :
یکشنبه , 24 سپتامبر 2017

خدایا به حق آشیخ ملاغلامرضا عاقبت مارا به خیر ختم کن

پاسخ
حسین گفته :
دوشنبه , 25 سپتامبر 2017

خداوند بیامرزد آشیخ ملاغلامرضا . در دوران مجردی سال شصت بود که کم شانسی آوردم حدود ۱۸۰۰۰۰۰ بدهی داشتم یک روز به امامزاده آمدم اکثرا مخفی بودم خیلی ناراحت بودم حتی به خاطر بدهی میخواستم خودکشی کنم . آشیخ ملاغلامرضا گفت فلانی چرا اینقدر ناراحت هستی من مشکلت را حل میکنم اصلا باورش نمیکردم . او گفت من یک زن اربابی سراغ دارم که شوهرش تصادف کرده و مرده چند وقت پیش به نزد من آمده و گفته بود دعا کن که یک شوهر صیغه ای برایم پیدا شود . شما نمیخواهید خودت را بکشید یکسال به نزد او بروید او بدهی شما را میدهد آدرس را به من داد و گفت بگو که از طرف ملاغلامرضا آمده ام. او خودش میفهمد. یکسال به عنوان خدمتگزار پیش او باشید با اینکه این زن در رفسنجان زندگی میکرد من یکسال در منزلشان که ساختمان کوچک سرایداری برای کارگرشان داشتند بیرون نیامدم او صیغه من شد . فقط نیاز جنسی او را تامین میکردم . در این یکسال غیر از خدا کسی خبردار نبود چندتا دختر و پسر داشت . هیچکدام متوجه نمی شدند چون ساختمان کامل بود بعضی اوقات شاید ۲۰ روزدرب من از بیرون قفل بود ولی از نظر خورد و خوراک تامین میشدم. بعد از ۱۴ ماه تمام بدهی مرا داد و ماهی ۶۰۰۰ تومن حقوق مرا میداد. خدا این زن را بیامرزد خیلی با خدا و دل رحم بودند

پاسخ
ملکی گفته :
دوشنبه , 25 سپتامبر 2017

سلام
آشیخ ملاغلامرضا خیلی کارش درست بود. یک نفر چشم چران بود زن خوب و با خدایی داشت ولی چشمش دنبال زنان شوهر دار بود شیخ او را نصیحت کرده بود گفت اینکاری که تو میکنی عمرت را کوتاه میکند و حتی زن باتقوایت نصیب دیگران میشود . طولی نکشید او تصادف میکند و از دنیا میرود چند سال بعد همسر او ازدواج میکند و از راه حلال نصیب دیگران میشود. . و پیش بینی او به حقیقت پیوسته است . او نور خدا بود

پاسخ
خانم ع گفته :
دوشنبه , 25 سپتامبر 2017

اگر من شب و روز من برای آشیخ ملاغلامرضا خیرات بکنم نمی توانم لطفی که ایشان به حق ما کردند جبران نمایم . من سه سال ازدواج کرده بودم بچه دار نمیشدم خواهر شوهر و مادرشوهرم میخواستند برای من هوو بگیرند و مرا مقصر میدانستند. در ایام عید نوروز یک روز من به اتفاق خانواده شوهرم امامزاده سید جلال الدین رفتیم بدون اینکه آشیخ ملاغلامرضا را بشناسم او را برای اولین بار دیدم بدون اینکه چیزی بگویم به من گفت دخترم اسم فرزندت را زهرا بگذار .. مادر شوهرم گفت شیخ عروس من بچه دار نمیشه. آشیخ ملاغلامرضا گفت درهمین سال خداوند فرزندی به عروستان میدهد . حدس آشیخ ملاغلامرضا درست درآمد ما در بهمن ماه همان سال فرزند اول زهرا به دنیا آمد

پاسخ
حسین زاده گفته :
سه‌شنبه , 26 سپتامبر 2017

هرچه درباره ملاغلامرضا بگوییم به حق او جفا کرده ایم غیر از خدا و اهل بیت هیچ کس این عارف بزرگ را نشناختند و آنهایی که میخواهند برایش کاری کنند دستشان بسته است و آنهایی که دستشان باز است قدرشناس نیستند.

پاسخ
ح گفته :
سه‌شنبه , 26 سپتامبر 2017

با جرات میتوان گفت حاج شیخ ملاغلامرضا ناصری از کسانی که هنگام ظهور رجعت میکنند. به این ماه محرم امام حسین علیه السلام اگر مردم شمس اباد لقمه دهانشان را خرج معرفی این عارف میکردند اگر مقامش رامیشناختند باز راضی نمیشدند. عارفی که حاج شیخ محمدتقی ثقة الاسلامی به حال او غبطه میخورد . حاج شیخ محمد تقی از هم بحثان آقای برجرودی بودند. بسوزد پدر اعتیاد . اعتیاد فرزند این عالم را از جایگاه خود دور کرد. چون وارث پدر پسر میباشد. عقل مردم در چشمشان قرار دارد وقتی اعتیاد فرزندرا میبینند خدمات ملا رافراموش میکرد. مردم به امام حسین علیه السلام شهید این ماه من با جرات میتوان بگویم در استان کرمان اگر تاریخش را بخوانیم و تحقیق کنیم میبینیم هنوزدر این استان عارفی رو دست آسیخ ملاغلامرضا بلند نشده.

پاسخ
ا.ق گفته :
چهارشنبه , 27 سپتامبر 2017

آشیخ ملا غلامرضا اول زندگی ما بهترین الگو و استاد ما بود. من درسال ۱۳۵۹ زن عقد کرده بودم آن موقع مثل حالا نبود که جوانان هرجا با نامزدشان بخواهند راحت بروند. پدر خانمها سخت گیر بودند. یکروزدر مجلس ختم یکی نفر ملا روضه میخواند آن وقتها بعد از نماز جماعت در مجالس ختم نهار میدادند. من موقع نهار کنار ملا بودم. به من گفت من با تو کار دارم امروز مرا تا شمس آباد ببر . بعد از نهار او را سوار موتور کردم . او به من گفت شما چرا کاری میکنید که عقدتان اشکال داشته باشد گفتم مگرچکار کردم . گفت شما خواهر زنی بیوه دارید و با او رابطه پنهانی نامشروع دارید کسی هم غیر از خدا خبر ندارد در اسلام دو خواهر همزمان نمی تواند در عقد یک نفر باشد . من توبه کردم و برای خواهر زنم شوهری که زنش مرده بود موقت پیدا کردم. به خداقسم او چشم برزخی داشت.

پاسخ
رضایی گفته :
چهارشنبه , 27 سپتامبر 2017

امروز معرفی عارف بی ریا آشیخ ملاغلامرضا وظیفه مردم دهستان رضوان است هرکس کوتاهی کند در قیامت شرمنده حضرت رسول میگردد.

پاسخ
حمید گفته :
چهارشنبه , 27 سپتامبر 2017

خداوند رحمت کند مرحوم حاج شیخ ملاغلامرضا ناصری که با خدمات خود در جهت نشر فرهنگ اسلام ناب سنگ تمام گذاشت . دین اسلام ارزش بالایی برای عالم در نظر گرفته است چرا که ارزش انسان به علم اوست و از نظر قرآن ملاک برتری انسان علم است و با ارزش ترین مردم کسی ست که علمش بیشتر باشد و در مکتب اسلام و قرآن علم جایگاه بسیار بالایی دارد.انبیاء و پیامبران الهی بعد از خداوند در جایگاه دوم معلم عالم قرار می‌گیرند چرا که به گفته پیامبر اسلام، وی در مقام یک معلم مبعوث شده است.

پاسخ
ج.م گفته :
پنج‌شنبه , 28 سپتامبر 2017

قال الامام علی – علیه السّلام – : ‌مَنْ وَقَّرَ عالِماً فَقَد وَقَّرَ رَبَّهُ.

«شرح غررالحكم، ج ۵، ص ۳۵۱»

امام علی – علیه السّلام – فرمود: كسی كه به عالمی احترام گذارد، همانا به خداوند احترام گذارده است.
منظور امام علی علیه السلام عالمی چون آقا ملاغلامرضا بوده که خودش دستش را گرفتند و بالا بردند. از چوپانی به عارف برایشان رقم زدند.

پاسخ
محمودی گفته :
پنج‌شنبه , 28 سپتامبر 2017

حدیثی از پیامبر اکرم (ص) میباشد که فرمودند: در روز قیامت بین عالم ربانی و انبیا تنها یک درجه فاصله وجود دارد پس قطعاً برگزار کنندگان مراسم تجلیل از شیخ ملاغلامرضا ناصری نیز ثواب این کار را می‌برند.
حضرت علی (ع) میفرماید: کسی که جامعه را با علم و اندیشه خود در مسیر حیات قرار دهد او هرگز نمی‌میرد و ما نیز تأثیر این سخن را در طول ۲۸ سال پس از رحلت امام خمینی (ره) مشاهده می‌کنیم.
ما در جامعه نیازمند الگوسازی هستیم و شهدا و علما الگوهایی هستند که برای شناساندن باید آن‌ها انتخاب کنیم و باید بازشناسی این چهره ها را برای جوانان به بهترین شکل انجام دهیم. به نظر بنده حقیر معرفی و شناسنان عارف حقشناس آقا شیخ ملاغلامرضا بهترین انتخاب هستند

پاسخ
طالبی گفته :
پنج‌شنبه , 28 سپتامبر 2017

امروز تجلیل از شخصیتی چون آشیخ ملاغلامرضا ناصری (ره)، در رفسنجان و استان کرمان این چهره به عنوان الگوی زندگی همگان در تمامی ابعاد باید معرفی شوند.
عالی ترین امتیاز آشیخ ملاغلامرضا ناصری (ره) پرواز با دو بال علم وعمل بود که با این دوبال به بالاترین مدارج علمی ومعنوی نیز دست یافت.
آشیخ ملاغلامرضا ناصری (ره) سال ها در منزل فرسوده ای سکونت داشتند که در پاسخ به تأکیدات دوستان جهت بازسازی این منزل و علی رغم بروز مشکلات فراوان به دلیل کهولت سن، ایشان عنوان داشتندکه خداوند متعال دنیا را محل راحت طلبی انسان قرار نداده واینجا مکانی برای جمع آوری ابزار برای دنیای باقی خواهد بود.
دوری از تکلّف ومنیّت، عبودیت محض، پرهیز از مقامات دنیوی وبرخورداری از دیگر مراتب والای عرفان واخلاق شاخصه ارزشمند این الگوی بی نظیر استان کرمان است.

پاسخ
میرازیی گفته :
پنج‌شنبه , 28 سپتامبر 2017

از خداوند سبحان برای این عالم پارسا و بی ریا آشیخ ملاغلامرضا ناصری که طول عمر با برکت خویش را جهت نشاط روزافزون در خدمت به اسلام و نشر معارف اهل بیت وقف کرد و از همۀ متصدّیان معرفی و شناخت این عالم ، خصوصاً حاج عباس آقای کریمی و آقا رضا احمدی و شیخ احمدتقی نژاد و نیز از تمامی مخاطبین و میهمانان عزیز فیروزه کویر تشکّر و قدردانی می‌نمایم

پاسخ
امیرحسینی گفته :
جمعه , 29 سپتامبر 2017

سلام بنده چند سالی عضو چند کانال گمراه بودم و مدتی از خدا و دین زده شدم و از آخوندجماعت بدم میآمد تا اینکه با سایت فیروزه آشنا شدم وقتیکه زندگی این عالم دینی و تمام نظرات مخاطبین سایت را خواندم خصوصا نظری که پیش بینی رهبر را کرده بودم . از گمراهی خود پشیمان شدم و تمام کانالهای گمراه و تلگرام ام را حذف کرد و از مخاطبین سایت فیروزه گردیدم خدا را قسم میدهم به حق ملاغلامرضا گناهان مرا بخشد و میخواهم از این به بعد جبران نمایم. ولی شما را به خدا این عالم را در شهرستان معرفی کنید مطمئن هستم اگر این عالم مطرح گردد خیلی جوانها از گمراهی نجات پیدا میکنند.

پاسخ
خادم حسین گفته :
شنبه , 30 سپتامبر 2017

خدا رحمت کند مرحومین ملاغلامرضا ناصری و حاج منوچهر توکلی
انگاری دیروز بود از آنجایی که مرحوم توکلی داماد مرحوم محمد سر رشته دار بود منوچهر توکلی به احمد اباد و شوراب شمس اباد زیاد میرفت. ملاغلامرضا به منوچهر گفت بیا یک حسینیه ای بساز و روز تاسوعا او قبول کرد و تصمیم گرفت قبری برایش داخل حسینیه حفر نماید . ملا گفت خاک این قبر قسمت شما نمیشود . همین جور شد. او در مکه ار دنیا رفت و خاک انجا

پاسخ
کمال ابادی گفته :
یکشنبه , 1 اکتبر 2017

سلام آقای احمدی خدا خیرتان بدهد که مقبره ملا غلامرضا را با بنر را معرفی کردید مطمئن هستم در آینده نزدیک کانال فیروزه کویر پرجاذبه ترین کانال استان کرمان خواهد شد . خدمات مرحوم ملاغلامرضا در تاریخ کرمان بی نظیر است چون ملا حمایت خدایی داشت با توکل به خدا و ایمان توانست کاری بکند که بی نظیر باشد .

پاسخ
محمدی گفته :
دوشنبه , 2 اکتبر 2017

سلام و درود خداوند بر آقای احمدی به خاطر نصب تابلو راهنمای استاد اخلاق ملاغلامرضا ناصری رحمت الله علیه
اگر این عارف کاملا معرفی گردد رفسنجان به عنوان قطب عرفان استان شناخته میشود

پاسخ
نعیمی گفته :
دوشنبه , 2 اکتبر 2017

سلام بر آقای احمدی
روز عاشورا وقتی وارد مزار شدم کنار سقاخانه تابوی معرف ملاغلامرضا به چشمم خورد حس کنجکاوی من به حرکت در امد و سر قبرش رفتم خیلی ناراحت شدم ما چنین عارفی در رفسنجان داشتیم که از او غافل بودیم و سنگ عرفایی چون شیخ رجبعلی خیاط به سر میزدیم. وقتی نظرات سایت فیروزه را خواندم گفتم اگر حقیقت داشته باشد با جرات میتوان بگویم که مقام ملاغلامرضا از تمام عرفای استان کرمان بالاتر است ایشان از سربازان امام صادق هستند.

پاسخ
پورغلامعلی گفته :
سه‌شنبه , 3 اکتبر 2017

بزرگترین خیانت در تاریخ کرمان معرفی شاه نعمت الله ولی به عنوان بزرگترین عارف استان و عارف شیعه دانستن است در حالی از نظر عرفان شیعه مثل آشیخ ملاغلامرضا ناصری را در استان کرمان هنوز مادر نزاییده . ملاغلامرضا اهل دل بود.
گرچه شاه نعمت الله ولی معروف به سید نور الدین نعمت الله بن عبدالله بن محمد موسس فرقه نعمت اللهیه از سادات حسینی بوده نسبش با نوزده واسطه به پیامبر عظیم الشان (ص)می رسید.و از جانب مادر به کردهای شبانکاره منسوب بود .پدرش میر عبدالله از علما ودانشمندان شهر حلب به شمار میرفت .سید نعمت الله ولی در دوشنبه چهاردهم ربیع الاول سال ۷۳۱ هجری قمری در شهر حلب متولد شد. گرچه سید بود و قبرش در کرمان بود ولی صوفی بود شیعه نبود .در حالی که صوفیها مشرک هستند

پاسخ
خانم ج گفته :
سه‌شنبه , 3 اکتبر 2017

سلام و ممنون از پست جالبتان
با جرات میتوان گفت ملاغلامرضا ناصری شمس اباد چشم برزخی داشتند چرا چون از اسرار درون ما خبر داشتند. زمانی که من ازدواج کردم شوهرم بعد از دوماه بر اثر تصادف به رحمت خدا میرود. دو سال بعد از مرگ شوهرم بدون اینکه کسی بفهمد صیغه مرد همسایه مان شدم هنوز به او رجوع نکرده بودم او زن داشت ولی زنش از خودش بزرگتر بود پسندش نبود بهخاطر خواهرش بده بستانی کرده بودند. یک روز من جهت زیارت به امامزاده رفتم داخل مسجدئ پیرمردی قرآن میخواند من نصف خربزه ای را برای او بردم او به من گفت مرد همسایه بر شما حرام ابد هست چون ۵ سال پیش او مادر شما را صیغه کرده بود شما به منزله دختر او حساب میشوید. شما عفت پیشه کن و صبر کن ۶ماه دیگر یکی از اقوامتان که زنش میمیرد با شما عقد دائم میبندد . با مرد همسایه صحبت کردم و او را قسم دادم که آیا مادرم را صیغه کرده بود او گفت بعد از مرگ پدرتان مادرتان ۴ سال صیغه من بود غیر از خدا کسی خبردار نبود همان طوری که او پیش بینی کرده بود به حقیقت پیوست پسر دختر عمویمان زنش می میرد اوبا من ازدواج دائم کرد خداوند فرزندی به من داد نامش را غلامرضا گذاشتم.

پاسخ
محمد گفته :
چهارشنبه , 4 اکتبر 2017

سلام ضمن عرض تسلییت به مناسب شهادت امام سجاد علیه السلام

آشیخ ملاغلامرضا (ره) گرچه مجتهد و اهل ذکر و ریاضت نبود اما چشم برزخی داشت و اهل تشرف بود و مکاشفاتی هم داشت.
در زمان جنگ همه مردم نفرین صدام میکردند او میگفت صدام باید مثل جانور جنگلی بمیرد من زنده نیستم شما خواهید دید صدام به دست امریکایها کشته میشود ولی آن روز من ملا را دچار فراموشی حساب میکردم میگفتم پیرمرد هزیان میگوید ای کاش صدای او را ضبط کرده بودیم
عزیزان ملا فقط به خاطر اخلاصش به چنین مقاماتی دست یافت توجه داشته باشید
* در آخرت فقط عمل صالح خریدار دارد
حقیقت بندگی، اخلاص است. یعنی اگر همه چیز و همه کار را برای خدا انجام دادید و بقیه را پوچ بدانید، این اخلاص و بندگی است.
اخلاص همان توحید عملی است؛ یعنی در اعمال که برای عبودیت حق انجام می‌دهد، غیر از خدای تعالی کسی در آنها سهمی ندارد. عبادت‌های اسلام هم سازنده‌ نفوس انسانی و الهی است. نماز و روزه و حج و جهاد، …، همه سازنده‌اند؛ یعنی نهاد انسان را می‌سازند و باطن او را اصلاح می‌کنند. در نفوس الهی، شرور و فساد نیست، ولی عباداتی سازنده است که اخلاص در آن‌ها باشد. اگر بشر در عمل خود، غیر خدا را شرکت ندهد، عبادات، او را از مرحله‌ حیوانیت به مرحله انسانیت می‌رسد.
شریک عمل ممکن است مخلوق حق باشد، ممکن است اقتصاد باشد، ممکن است مقام باشد، که اگر در کارهای خدا شرکت کند، عمل را از اخلاص خارج می‌کند. مقدار کمی از نماز با اخلاص، بشر را از محرمات الهی نهی کند، از غیبت و تهمت نهی کند، باید با آن تقوا و ایمان پیدا کند. اگر کسی نماز خوانده است و دید سازنده نیست، بداند نمازش معیوب است. قبولی اعمال از همین جا تجربه می‌شود اگر ظواهر و منویات او مورد رضای حق است، این نماز، نماز پاکی است. عبادات اسلام برای این است که انسان بسازد.
در آخرت، اعمال بازارشان کساد است و خریدار ندارد مگر عمل خالص.
شیطان به خاطر ما از درگاه خدا رانده شد. وقتی خداوند حضرت آدم (ع) را خلق کرد و فرمود: سجده کنید، همه ملائکه سجده کردند مگر ابلیس که تکبر کرد و سجده نکرد. گفت: خدایا من بهتر از او هستم من از آتش خلق شده‌ام و او از خاک. آنگاه رانده شد حالا که رانده شد کینه ما را به دل گرفت چون به خاطر ما از درگاه خدا رانده شد گفت: «فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ إِلَّا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ»؛ خدایا! به عزتت قسم، همه بنی‌آدم را گمراه می‌کنم مگر آن عده که عبادتشان خالص باشد.
خالص آن است که به طمع بهشت نباشد، از ترس جهنم هم نباشد، خدا را دوست داشته باشد و برای خدا کار بکند. همان طور که حضرت امیر(ع) برای خدا اطعام کرد، نه توقع مزد دارند نه توقع اینکه مردم تعریفشان را بکنند.
* «معصیت» انسان را به شیطان نزدیک می‌کند
انسان از یک طرف به جایی می‌رسد که جبرئیل هم نمی‌تواند همراه او برود و از یک طرف مسیری را طی می‌کند که گرگ‌ها هم از پشت سرش بر می‌گردند و می‌گویند ما تا این اندازه حاضر نیستیم؛ این هر دو اختیارش دست خود بشر است: «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا».
خیال نکنید که انسان از روز اول، معصیت کار بوده است اشتباهات، تو را بیچاره کرده است همچنان که بشر از اول معتاد نیست. کج‌سلیقگی مبتلایش کرده و الان دیگر نمی‌تواند کاری بکند. کج سلیقگی در اسلام و در راه حق و باطل از همه بدتر است.
ما هنوز خدا را نمی‌شناسیم منشأ آن این است که آلوده هستیم اگر می‌خواهی خدای تعالی به تو کمک کند و از برکات خدا کمال استفاده را بکنی با حرف نمی‌شود. در خلوت و جلوت باید محرمات الهی را ترک کرد، باید توطئه‌ها، دروغگویی‌ها، تهمت‌ها، کم‌فروشی‌ها، کلاه گذاری‌ها و شیطنت‌ها را که اسمش را عقل گذاشته‌ایم کنار بگذاریم.
منشأ همه اشتباهات، خود انسان است ما به آن انسان کامل کاری نداریم چون به آن نمی‌رسیم. باید همت ما این باشد که کسی را آزرده نکنیم، مال کسی را نبریم، غیبت کسی را نکنیم و برای نجات از رذایل اخلاقی تلاش کنیم. «عمل صالح» انجام واجبات الهی و ترک محرمات است اینها ایمان را تقویت می‌کند، معصیت و نافرمانی خدا کار را به جایی می‌رساند که ایمان را از انسان سلب می‌کند اینگونه نیست که بگویید ما ایمان داشتیم و الان هم داریم.
اگر در مسیر شیطان قرار گرفتی و حرکت شما حرکت شیطانی بود این ایمان هم از شما گرفته می‌شود؛ «ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوءَى أَنْ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُون» عاقبت امر مردم معصیت کار این است که دیگر ایمان هم ندارند.
معصیت، انسان را به شیطان نزدیک می‌کند و بندگی خدا، انسان را به خدا.
ملاغلامرضا

پاسخ
ف.ح گفته :
پنج‌شنبه , 5 اکتبر 2017

چند سال قبل از پیروزی انقلاب من مجرد بودم و معلم و عضو سپاه دانش بودم با دوتا از دوستانم به یکی از روستاهای نوق رفتیم آن موقع زیاد به حجاب اهمیت نمی دادیم مجبور بودیم کت و دامن بپوشیم و بدون رو سری سر کلاس درس برویم. به علت اینکه وسیله نقلیه فروان نبود مجبور بودیم در روستا یک هفته بمانیم . من با پسر عمویم تازه عقد کرده بودیم بعضی اوقات پسرعمویم به دیدن ما با موتور به روستا می آمد یک روز با پسرعمویم تا امامزاده سیدجلال الدین اشرف رفتیم و برای اولین بار ملاغلامرضا را دیدم بدون اینکه از ایشان سوال کنم مرا به اسم صدا زد و گفت ف….خانم گرچه کار شما حلال است ولی تو از همسرت باردار هستید تا قبل از اینکه کسی متوجه شود مقدمات ازدواج را فراهم نمایید وقتی کلام این عارف را شنییدیم که آدرس را دقیق داد کمتر از ۲۰ روز عروسی گرفتیم حدس او درست بود مناز شوهرم حامله شده بودم. روز عاشورا وقتیکه عکس این عارف را دیدم خیلی خوشحال شذم و سر قبر ایشان فاتحه ای خواندم از شما تشکر میکنم که از این عارف تبلیغ مینمایید.

پاسخ
حمید گفته :
شنبه , 7 اکتبر 2017

خدا بیامرز ملاغلامرضا زبانش قلم خدا بود زمانی که آقای دهخدا امام جمعه فردوسیه در روز عاشورا هیئتات مذهبی رابه فردوسیه دعوت میکرد و اعتقادی به امامزاده نداشت ملاغلامرضا به او گفت بردن هیئت به فردوسیه خوبه ولی سنت شکنی نکن بعد از ظهر عاشورا دعوت کن او قبول نکرد ملا گفت روزی خواهد آمد که همین مردمی که برایشان کار میکنی تو را از شهر بیرون بکند انسان باید خدا را در نظر بگیرد و برای او کار کند طولی نکشید که در فردوسیه درگیری رخ داد و یک نفر کشته شد و دهخدا هم از اینجا رفتند .

پاسخ
نرجس گفته :
یکشنبه , 8 اکتبر 2017

ای کاش ملاغلامرضا امروز زنده بود و مشکل ما را حل میکرد به خدا اگر شوهر با خدا و سیدی قسمت من میکرد تا عمر داشتم خادم قبرش میشدم .

پاسخ
امیر حسین گفته :
دوشنبه , 9 اکتبر 2017

نمیدانم ملا چطوری یک مرتبه پیدا شده که اسمش توی فضای مجازی پیچیده .
خدا رحمتش کند من او را به یاد ندارم از پدر بزرگم پرسیدم او گفت او مثل یک آچار فرانسه بود تمام مشکلات مردم را حل میکرد از اختلافات خانوادگی گرفته تا درمان بیماریهای بوسیله دعای خیرشان . با مرگ او نوق یتیم شد .

پاسخ
شمس ابادی گفته :
چهارشنبه , 11 اکتبر 2017

پدرم میگفت در محضر ملا بودیم صحبت از آخوندها شد او گفت بعضی از آخوندها هستند که کمر دین را خورد میکنند و بیشتر از یهود و اهل سنت خون در دل امام زمان میکنند گفتم میشود نام ببری او گفت نوه های میرزای شیرازی که از سادات هستند او میگفت آنها اجیر بریتانیا هستند او حتی اسم سید صادق شیرازی و برادرانش را برد

پاسخ
فاطمه گفته :
پنج‌شنبه , 12 اکتبر 2017

چند تا خواستگار برایم پیدا شده بود پدرم میخواست زودتر مرا از سر خودش باز کند به یکی از آنان قول داده بود تا اینکه یک روز به پدرم منزل آمد دیدم بر خلاف همیشه مرا بوسید و عذر خواهی کرد و گفت دخترم من دیگر به شما زور نمی گویم . او می گفت ملاغلامرضا امروز به من گفته عجله مکن صبر کن چند روز دیگر خواستگار خوبی برای دختر پیدا میشود حیف نیست دخترت را به این خانواده نالایق بدهید. ۲۰ روز بعد شوهرم که کارمند سرچشمه بود برایم پیدا شد و از او چهار فرزند دارم من خوشبختی خویش را مدیون ملاغلامرضا میدانم . در صورتی خواستگار قبلی گرچه آن روز وضع مالیش خوب بود ولی الان معتاد شده و زن و بچه اش در فلاکت بسر می برند و همسرش در آستانه طلاق هستند

پاسخ
حمید گفته :
جمعه , 13 اکتبر 2017

پدرم تعریف میکرد یکی از بچه اربابها داماد شده بود با اینکه زن خوب و نجیبی و زیبایی داشت چشمش دنبال ناموس کارگرانش بود . روزی ملا به او گوشزد کرد ولی او یک سیلی هم به گوش ملا زد ملا به پدرم گفت این شخص به یکماه نمی رسد در حادثه تصادف جان میدهد . درست همین جور شد او در راه تهران تصادف میکند و می میرد

پاسخ
زینلی گفته :
شنبه , 14 اکتبر 2017

سال ۱۳۵۸ وقتی بنی صدر ریئس جمهور شد همه مردم او را تعریف و تمجید میکردند ولی آشیخ ملا غلامرضا میگفت به دو سال طول نمی کشد که طبل رسوایش زده میشود و با چادر زنانه از کشور خارج میشود . ما اول فکر میکردیم که خرفت شده و هزیان میگوید ولی در سال شصت فهمیدم آنچه عارف گفته حقیقت داشته است

پاسخ
آبیار گفته :
یکشنبه , 15 اکتبر 2017

سلام آقای احمدی صبحبه خیر
من در زمان حیات آشیخ ملاغلامرضا تازه از سربازی آمده بودم و برای اربابی کار میکردم و آبیاری میکردم من در ایام پسته چینی در باغهایی که خودم آبیار بودم چند تا سبد پسته داخل زویی و یا زیر بوته های شور پنهان میکردم و بعد از تمام شدن باغ به عنوان کشکالو انها را بر میداشتم . یک روز یکی از فامیلهای ما از دنیا رفت من را فرستادند که ملا غلامرضا را برای خواندن نماز میت تلقین بیاورم. او بعد از نماز و تلقین وقتی سوار موتور من شد در بین راه به من گفت فلانی تو هم باید روزی از این دنیا برویی و و در این قبر جواب بدهی اول زندگیت هسته هرچه پسته از این ارباب بردی برو بده در غیر این صورت هم برکت زندگیت میرود و هم در عالم قیامت جوابگویی.. من هم جا خوردم و توبه کردم دیگراینکار را انجام ندادم و بعد از تمام شدن پسته ها آنها را وزن کردم و قرآن را برداشتم به نزد ارباب رفتم و گفتم به این قرآن آبرویم را نریزد و حقیقت را گفتم که من اینقدر پسته از تو دزدیدم و الان توبه کردم شما هر چقد پسته هایت را فروختی از حساب من کم کن . به خدا آن ارباب پسته ها را بخشید و آبرویم را نبرد و پنجاه قصب زمین پسته ای به من داد و گفت بگو من این زمین را از ارباب خریدم و من هم کارهای او را انجام میدادم تا اینکه ارباب مرد همیشه در روز قربان گوسفندی را قربانی میکنم که ثوابش برای پدر و مادرم و ملاغلامرضا و ارباب هدیه میکنم.

پاسخ
حسین .ح گفته :
یکشنبه , 15 اکتبر 2017

سلام بر سرداران جنگ نرم آقایان کریمی و احمدی
یادش به خیر چه روزگاری بود قدرش را نشناختم به درد کمر مبتلا بودم روزی نزد عارف بزرگ مرحوم آشیخ ملاغلامرضا رفتم و از درد خود شکایت کردم او به من گفت شما به زنت محبت کن کمر درت خوب میشود. گفتم ملا هزیان میگویید درد کمر من چه ربطی به محبت به زن دارد گفت ربط دارد شما اینکار را بکن اگر درد کمرت خوب نشد مرا لعن کند . چندتا کیک و نوشابه گرفتم به خانه آمدم با زنم مهربانی کردم و او رابه خانه پدرش بردم فردا که از خواب بیدار شدم درد کمرم خوب شد. نزد ملا رفتم او گفت شما چند روز بود به زنت سخت میگرفتی به خاطر اینکه برای خواهر زنت شوهر خوبی بهتر از شما پیدا شده به بهانه مختلف نمی گذاشتی که خانمت به خانه پدرش برود خداوند مجازت ظلم به همسر را برایت در نظر گرفته . دقیق هرچه ملا گفته بود راست بود. ای کاش یکبار حداقل خواب این عارف بزرگ را میدیدم.

پاسخ
فاطمه گفته :
پنج‌شنبه , 19 اکتبر 2017

دلم میخواست کربلا بروم حتی در خواب هم تصورش را نمی کردم آن هم با شوهرم .
من فاطمه اهل یکی از محله های زرندهستم روز عاشورا به امامزاده آمدم وقتی وارد قبرستان شدم تابلوی مقبره استاد اخلاق را دیدم و به سمت قبرش رفتم و زندگی نامه اش را خواندم گفتم اگر ای عالم اگر بتوانی برای خانواده ما یک برات کربلا بگیری تا عمر دارم هر شب جمعه فاتحه ای برایت میخوانم و هر وقت نوق بیایم به زیارت قبرتان می آیم . سه روز بعد یکی از اقوامام مبلغ۵میلیون به ما داد و گفت امسال میخواستم کربلا بروم امام حسین به خوابم آمد و گفت اگر امسال میخواهی بیایی اول بایدخانواده فلانی را روانه کنی بعد خودت . من هم این مبلغ ناقابل را برایت میدهم که هوایی بروید و مخارج سفر و دید و بازدیدت را بعدا میدهم.

پاسخ
ترابی گفته :
شنبه , 21 اکتبر 2017

پست ملاغلامرضا پست جالب و پر محتوایی است ای کاش از این نظرات این پست کتابچه ای با آرم و هزینه فرهنگی دهیاری شمس اباد درست میشد و در اختیار عموم میگذاشتند

پاسخ
حسین گفته :
شنبه , 21 اکتبر 2017

جناب آقای احمدی باور کنید ملا زندگی من را نجات داد . درر یکی از سالهای دهه شصت یکسال بارندگی زیاد شد و اکثر خانه ها خراب شد از آنسال خانه های خشت و گل از مد رفت و دیگر کسی درست نکرد. زمستان بود به روستاها از طرف هلال احمر چندتا چادر دادند که چند خانواری از آن استفاده کنند. پدر من آدم یک دنده و یک کلام بود قبول نمی کرد که به چادر برود . مرحوم ملا به پدرم گفت شما فقط شبی در خانه خود نروید به خانه برادرتان برود ما رفتیم فردا که بر گشتیم خانه ما خراب شده بود

پاسخ
ح گفته :
یکشنبه , 22 اکتبر 2017

ملا را در بهترین حالات روحی در خواب دیدم به من گفت من آرزوی کربلا دردل داشتم توسط یکی از خواهرزادگانم برآورده شد. یکی از خواهرزادگانم چندنفر را روانه کربلا میکند که یکی از آنها نذرکرد اگر من موفق به زیارت امام حسین بشوم هر زیارتی که نصیبم شد ملا را در ثوابش شریک کنم.

پاسخ
م.ح گفته :
دوشنبه , 23 اکتبر 2017

سلام آقای احمدی وقتی شنیدم که شما میخواهید کربلا بروید خوشحال شدم از شما ما را دعا کنید. ما راهم دعا بفرمایید. دیگر اینکه هرجا زیارت رفتی یادی از این عارف مخلص مرحوم حاج ملا غلامرضا هم بنمایید. تا یادمان نرفته بگذار بگویم که دیشب در کانال فیروزه دیدم توصیه آقای بهجت به سید موسوی در رابطه با توسل به امامزاده سیدجلال الدین اشرف را دیدم خیلی خوشحال شدم اگر امکان دارد این مطلب را را درسایت خودمان سایت فیروزه کویر بگذارید. . الته سیدموسوی یزدی از خادمین حرم امام علی هم میباشد چون وقتی تصویرشان را دیدم به یاد پارسال در حرم امام علی افتادم وقتی با ایشان صحبت کردم لذت بردم ای کاش مصاحبه ای با ایشان میگرفتی و در کانال فیروزه هم می گذاشتی . حرف ایشان سند است

پاسخ
س گفته :
دوشنبه , 27 نوامبر 2017

سلام آقای احمدی تشکر از لطفتون.. به خاطر دو وموضوع من بدهکار شمایم. یکی تاسیس کانال فیروزه کویر و دیگری تبلیغ ملاغلامرضا ناصری. گرچه اوائل جای تمسخر داشت الان متوجه میشوم خدمات بزرگی را انجام دادید.پیشنهادی دارم اگر بتوانید عکسی که درکانال راجع به آقای بهجت گذاشتید با اقای بخشی صحبت نمایید در ایام عید به صورت بنر در ورودهای رفسنجان نصب شود زائر بیشتری به این منطقه خواهد امد.

پاسخ
ا گفته :
پنج‌شنبه , 30 نوامبر 2017

سلام و تشکر و ابراز ارادت و دعای خیر
برای استاد اخلاق باید مراسمات بیشتری بگیرید این قابل قبول و در شان این استاد نیست.

پاسخ
. گفته :
شنبه , 9 دسامبر 2017

سلام جناب آقای احمدی دیروز با پدرم رفتم سر قبر ملا .پدرم تعریف میکردقبل از سال ۱۳۷۰بود در محرم ملا غلامرضا در امامزاده قرآن میخواهند . مرحوم حاج اکبر اکبری که در حسن اباد زندگی میکرد و از همکاران قدیمی من در احمد اباد بود به نزد ملا آمد و گفت فرزند آخریم که علی نام دارد بیمار است او را به بیمارستان بردیم گفتند میمیرد برایش دعا کن . ملا گفت: این فرزند سلامت میماند طولی نمی کشد فرزند سالمت را خدا میگیرد ولی باید صبر کنید . در فرودین ۷۰ بود که پسر اولش بنام جواد بر اثر تصادف از دنیا رفت . ولی با چشمان خودم دیدم حاج اکبر اشکش هم در نیامد. هنوز حاج اکبر زنده از او سوال کردم حاجی یادت هسته که که نشانهای ملا درست بود. حاج اکبربه من گفت نشانی مرگ مرا هم داده گفتم در راجع به تو چه گفته او گفت به من گفته هر وقت در یکسال دو بار به زیارت کربلارفتی بعد از سفر دوم طولی نمیکشد که از دنیا میروید. .گرچه پدرم شمس ابادی و خودم در رفسنجان زندگی میکنم دوست ندارم خودم را معرفی کنم شما قبل از تایید می توانید از جواد اکبری داماد حاج اکبر و یا پسرش علی اکبری سوال کنید اگر حقیقت داشته باشد نظرم را تایید کن اگر حقیت نداشته باشد حذفش کنید . اگر بیخیال باشید مدیون من هستید. این را میخواستم بگویم اگر حرف پدرم درست بوده و این عکسی که شما از ملاغلامرضا راجع زمانی خواهد آمد که برای این امامزاده گنبد و بارگاه بسازند در روز شهادت امام صادق علیه السلام بر این امامزاده مجلس بگیرند با آرم فیروزه کویر بر روی شیشه های امامزاده نصب کردیدهم صحت دارد.

پاسخ
تقی حسینی گفته :
دوشنبه , 11 دسامبر 2017

سلام جناب آقای احمدی درود برشما از اینکه نظرات را تایید میکنید و حرف دل مردم را بیان میکنی سپاسگزارم . الهی عاقبت به خیر شوید. شما یک کاری بکنید یک سالن یا مسجد و یا حسینیه ای امامزاده بسازند. ما مردم رفسنجان امواتمان را در جوار امامزاده دفن میکنیم اگر این جور باشد ما مجلس را در جوار امامزاده میگیریم مان پولی که به مسجد میدهیم به آنجا میدهیم اینکار باعث میشود هم پولی به امامزاده جمع بشود و هم زائر بیشتری به امامزاده بیاید و مکانی برای نماز جمعه و مراسم عاشورا و صادقیه دارید . شنیدم که داماد ملاغلامرضا شخصی بنام حاج امیر بیگانی هست میگویند آدم خوبی هسته تو را به خدا با آقای کریمی و تقی نژاد پیش ایشان بروید و بخواهید که آن مسجدی که در شمس اباد میخواهد بسازد در امامزاده آن مسجد را بسازد.

پاسخ
. گفته :
سه‌شنبه , 12 دسامبر 2017

سلام آقای احمدی صبحتان به خیر . جا دارد از برادر گرامی جناب حاج عباس آقای کریمی دبیر صادقیه تشکر نمایم به خاطر راه اندازی پنج شنبه بازار و رونق مراسم صادقیه و معرفی استاد اخلاق . از ایشان خواهش میکنم بزرگواری کنند و راهیزنی کنند یک سالنی برای امامزاده درست کنند هم به درد ورزش میخورد هم به درد زائرین ایام عید میخورد و هم برای محرم و فاطمیه و صادقیه و هم برای نماز جمعه و هم مایه خدا بیامرزی برای والدین ایشان می باشد . مخصوصا این پیام را به ایشان بدهید تا فرصت دارد حاج امیر داماد استاد اخلاق را رها نکند

پاسخ
ح.م گفته :
جمعه , 15 دسامبر 2017

سلام صبحتان به خیر
نمیدانم چهطور سخن بگویم از مردی که بعد از مرگش شناخته شد. چند روزی هسته که زلزله میشود من دیروز برای تشیع جنازه حاج سیدحجت و زیارت به به امامزاده سیدجلال الدین اشرف آمدم از انجایی که مدتی از تعریف از این عارف شنیده بودم با خودم گفتم سر قبرملاغلامرضا میروم و سوالی میپرسم.چرا خدا بلا می فرستد؟ آیا جوابم را میدهد. دیشب خواب ملا را دیدم که به من گفتند:در جوامع مسلمان يكي از اسباب نزول بركات الهي رعايت حدود الهي مي باشد و يا رواج برخي گناهان و يا تكذيب آيات الهي مي تواند سبب نزول برخي بلايا گردد اما اين سنتها و قوانين الهي معدود و اندك نيست كه بتوان به راحتي آنها را تحليل نمود و يا در مورد حوادث پيشبيني نمود بخصوص اينكه انسان حتي نسبت به همان سنتهاي قطعي الهي كه مي شناسد نيز احاطه و اشرافي در مورد وضعيت حقيقي جامعه ندارد. لذا گاهي تصور مي شود كه در فلان كشور گناه زياد است و طبيعتا بايد اسباب نزول بلا بوجود آيد ولي از وجود افراد صالح در بين آن جامعه و يا حتي وجود يك خصلت خوب در بين همان افراد گنه كار كه مانع بلا مي شود غفلت شده و در تحليل ها دچار افراط و تفريط مي شويم، لذا در مجموع اگر يك فرد عادي بگويد رواج گناه يكي از اسباب نزول بلاياي طبيعي است درست گفته، اما اگر بخواهد ادعا نمايد كه در فلان منطقه نزول بلا به همين علت بود و يا در فلان منطقه بلا نازل خواهد شد ادعائي گزاف كرده است.
امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «من يموت بالذنوب اكثر ممن يموت بالآجال» يعني كساني كه بر اثر گناهان مي‌ميرند، بيشتر از كساني هستند كه بر اثر فرا رسيدن اجل مي‌ميرند.
خداوند در آيه ۴۱ سوره مباركه روم مي‌فرمايد: فساد در خشكي و دريا به خاطر كارهايي كه مردم انجام داده‏اند، آشكار شده است، خدا مي‌خواهد نتيجه بعضي از اعمالشان را به آنان بچشاند. البته اين موضوع با قيامت هيچ تناقضي ندارد و رسيدگي كامل به اعمال انسان در قيامت انجام مي‌شود و جزا و پاداش كامل نيز در آخرت اعطا مي‌شود. به گناهاني همچون قطع رحم، زورگويي، آزردن پدر و مادر و ناسپاسي نسبت به خوبي‌هاي ديگران، در همين دنيا رسيدگي مي‌شود و عقوبت آن نيز دامن شخص را مي‌گيرد. * «قضاوت ظالمانه» و «ايراد شهادت دروغ» نزول باران را به تأخير مي‌اندازد
فكر كردن به گناه، همچون روشن كردن آتش در اتاق بيان شده است كه اگرچه خانه را نمي‌سوزاند، اما ديوارهاي آن را سياه مي‌كند. بنابراين فكر كردن به انجام گناه، ذهن آدمي و لوح وجودي او را تيره و تار مي‌كند.
روح این عارف شاد من از امروز عهد بستم هر وقت به امامزاده بیایم قبر این عارف را زیارت نمایم.

پاسخ
مهندس گفته :
شنبه , 16 دسامبر 2017

باسلام خدمت مدیریت محترم سایت آقای احمدی
بنده کارشناس زمین شناسی هستم دیروز در مراسم ختم آقای حاج سید حجت ترابی آمدم و مخصوصا بر مزار ملا غلامرضا رفتم چون نظر قبلی ملاغلامرضا را خواندم بودم با ملا درد دل کردم و گفتم جناب ملا من موهایم را در تخصصم سفید کردم و میدانم که زلزله از حرکت خاک، سنگ و واریزه‌ها که برروى شیب‌ها صورت مى‌گیرد. این حرکت در هر منطقه‌اى مى‌تواند در صورت مساعد بودن شرایط بوقوع بپیوندد. چنین حرکات دامنه‌اى بطور عمده به سه صورت جریانى، سقوطى، لغزشى ویا ترکیبى از این سه حالت رخ مى‌دهند. بطور معمول در وقوع یک زمین‌لغزه مجموعه‌اى از عوامل و شرایط شامل وضعیت شیب، طول شیب، بارندگى، خصوصیت زمین‌شناختى، عوامل انسانى، جنگلها زدایى، وضعیت توپوگرافى و عوامل مشابه دیگر تاثیرگذار مى‌باشند. کشور ما به علت توپوگرافى عمدتا کوهستانى، فعالیتهاى نئوتکتونیکى، زلزله‌خیزى، شرایط جغرافیایى و سازندهاى متنوع زمین‌شناختى، شریط مساعدى را براى وقوع پدیده زمین‌لغزش بطور بالقوه دارا مى‌باشد. این پدیده هر ساله به خسارتهاى مالى و جانى، تخریب راهها، خطوط لوله، خطوط انتقال نیرو، تاسیسات معدنى، تونل‌ها، نقاط مسکونى شهرى و روستایى و منابع طبیعى در کشور منجر مى‌شود.منظور از پیش بینی زلزله یعنی اینکه زلزله در کجا و چه زمانی و با چه قدرتی ممکن است اتفاق بیافتد . اینکه زلزله ها در کجا رخ میدهند امروز کما بیش قابل پیش بینی است . اما اینکه کی و با چه قدرتی هنوز در پرده ابهام است . با اینکه انسان در صدد پیش بینی حوادث طبیعی از جمله زلزله با توجه به قرائن هست و از آروزهای بشر محسوب می شود اما هنوز دانشمندان نا امیدانه در تلاشند تا راهی برای پیش بینی حوادث کنترل نشدنی چون زلزله بیابند.
و در نظزی ح.م گفته شده که(:رواج گناه یکی از اسباب نزول بلایای طبیعی است) من قانع نشدم تا حدودی اعتقاد دارم که گناه بی تاثیر نیسته ولی یا آن بنده خدا دروغ گفته نسبت به شما داده و یا شما دروغ میگوید اگر جواب سوالم را دادید تا عمر دارم نوکریت را میکنم. ملا بگو ببنم من چکار کنم از زلزله نجات پیدا کنم.
دیشب جناب ملا را دیدم که به من گفت پاسخ سوالات را خودم نمی دهم با حدیثی از پیغمبر بهت میگویم که پیغمبر (صلی الله علیه و آله )فرمودند: هر آینه بلا به بنده نزدیک می گردد، آن گاه بنده از خدا عافیت می خواهد و خدا را یاد می کند و عافیت را حفظ می کند. و دعا و بلا تا روز رستاخیز با هم توافق دارندو بلا همانند قندیل ها بین آسمان و زمین آویزان است، هرگاه بنده عافیت را از پروردگارش بخواهد، خدای متعال بلا را از او برگرداند، [حتی] در حالی که برای او قطعی شده باشد.
واقعا پاسخم را دادند به خدا قسم تا عمرداشته باشم اگر به امامزاده بیایم به زیارت این عارف می آیم.

پاسخ
ف.م گفته :
یکشنبه , 17 دسامبر 2017

سلام با تشکر از حاج آقای احمدی .
اتفاقا من چند روزی هسته که آرام و قرار نداشتم به خاطر وقوع زلزله هایی پیاپی. البته یکسالی هسته وقتی از طریق سایت شما که ملاغلامرضا را معرفی کردید هر پنج شنبه به زیارت قبر این عارف میروم . اصلا هیچ وقت از این عارف هیچ آرزویی نکردم جز اینکه خدا عاقبت ما را به خیر ختم کنه و فرج امام زمان را برسانه تا طعم خوشبختی را بچشیم. من دیشب خواب ملا را دیدم که به من گفت فاطمه چرا بیخودی از زلزله میترسی . زلزله یک حادثه طبیعی هسته توباید خودت را عادت بدهی ولی اگر قبل از خواب وضو بگیری و آیه ۴۱ سوره فاطر و سوره زلزال را بخوانی و در هرروز همیشه با وضو باشی ۱۱ مرتبه قل الله احد را بخوانی به درت میخورد. ترس از زلزله را با یاد خدا از بین ببر . من امروز قرآن را باز کردم این آیه در قرآن عثمان طه صفحه ۴۳۹ میباشد شما هم میتوانید این را کپی کنید إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَنْ تَزُولَا ۚ وَلَئِنْ زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ ۚ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا.
از شما برادر بزرگوار و همه مخاطبین سایت مقدس امامزاده سیدجلال الدین فیروزه کویر هم تشکر میکنم.

پاسخ
حسین گفته :
سه‌شنبه , 19 دسامبر 2017

سلام و عرض ادب و صحبتان به خیر
مردم اینقدر تعریف از ملا می کنند فقط ملا آدم خوبی بود و درستکار و خداترس. من هیچ کرامتی از ملا ندیدم و هیچ وقت هم دروغ و یا کاری بدی از ایشان ندیدم به غیر از خوبی چیزی از ایشان ندیدم. خاطره ای که من دارم این بود که یک روز به من گفت من را جعفر آباد نمی برید چون هفته خوانی هسته . گفتم چشم ولی ملا مگر جعفرآبادیها پولت می دهند آن سال اول انقلاب که پسته را چهلم سرما زده بود . . ملا گفت من به خاطر پول روضه نمیخوانم . من به خاطر خدا روضه میخوانم او هم خودش از جایی که خبر ندارم برایم روزی می رساند.

پاسخ
محمد گفته :
چهارشنبه , 20 دسامبر 2017

سلام. آن شب ملا در خانه ما خوابید . ملا برای هفته خوانی به منزل ما آمد چون زمستان بود و هوا سرد بود ملا مجبور شد همان جا بماند آن شبی بهترین شب زندگی ما بود ملا آن شب در اتاق من خوابید چون چشم برزخی داشت از عیبهایم گفت و من اصلاح شدم و چندی بعد ازدواج کردم در یک کلام او مرا از گناه نجات داد. روحشان شاد

پاسخ
م گفته :
پنج‌شنبه , 21 دسامبر 2017

سلام و وقتتان به خیر
از ملا چی بگویم و چطور بگویم. من دختری از اقوامان میخواستم به خاطر اینکه وضع مالی خوبی نداشتیم آنها به ما جواب رد میدادند من چند روز پیش نزد قبر عارف رفتم و از او خواستم که موانع این وصلت را بردارد و ازدواج ما را صورت گیرد دو روز پیش واسطه ای از طرف دختر آمد و تا اینکه دیشب ما به عقد یکدیگر در آمدیم. به نظر من زیارت قبر این عارف کلید خوشبختی است و میانه بر ترین راه زندگی است

پاسخ
ز گفته :
یکشنبه , 24 دسامبر 2017

سلام بر حاج آقای احمدیان مدیر پایگاه اطلاع رسانی فیروزه کویر
چند ماهی بود که در فضای مجازی تعریف از ملاغلامرضا عارف رفسنجانی شنیدم . دو سالی بود که از رفسنجان به امامزاده سیدجلال الدین نیامده بودیم شب جمعه آمدیم امامزاده خیلی شلوغ بود به خصوص ماشین های فروشنده سیار مثل جمعه بازار رفسنجان به هر حال بعد از زیارت امامزاده رفتم قبرستان بر اثر تابلوهایی که نصب شده بود مقبره استاد را زیارت کردم. گفتم استاد من شما را نمی شناسم برای اولین بار به زیارتتان آمدم من نزدیک سی سالم سنم هسته میخواهم تا هفته دیگری بختم باز شود و خواستگاری برایم پیدا شود. روز جمعه اقوام زن دایی ام از پدرخواستند که برای امر خیر شب شنبه بیایند . دیشب آمدند و امروز هم میخواهیم برای آزمایش برویم. من همین جا میگویم الهی ملا از قبرت نور ببارد من تا عمر دارم شرمنده شمایم. فقط ناراحتیم این بود که چرا دیرتر ملا را شناختم . اگر من ده سال پیش به زیارت ملارفته بودم الان بچه های من میبایستی مدرسه می رفتند. توصیه من اینه هرچه میخواهید توامامزاده سیدجلال الدین است.

پاسخ
خانم گفته :
دوشنبه , 25 دسامبر 2017

سلام و صبح به خیر .خدا پدر و مادرتان را بیامرزد. از آنروزی که همایش برای ملا گرفتند و پنج شنبه بازار را راه انداختند . باعث شد که امامزاده سیدجلال الدین اشرف بیشتر معرفی شود. بعد از مرگ شوهرم مدارک و اسناد داشتم که نمی دانستم که شوهرم آنها را کجا گذاشته و می ترسیدم از خانواده شوهر و خانواده پدرم سوال کنم تا اینکه در شب جمعه از رفسنجان به امامزاده آمدم. با اینکه اهل رفسنجان هستم خرید هفتگیم را از امامزاده سیدجلال الدین در پنج شنبه بازار میکنم . این پنج شنبه ای سر قبر ملا آمدم دیدم که خلوت بود. چند اقوام ملا برای هفته اول حاج سیدحجت کنار مقبره او رفته بودند از فرصت استفاده کردم و آمدم قبر ملا را زیارت کردم وقتی زندگی نامه اش را خواندم و اوللش دیدم که پیامبر فرموده اگر کسی قبر عالمی را زیارت کرده به مانند اینکه مرا زیارت کرده به یاد گمشده ام افتادم با خود گفتم اگر گمشده ام پیدا شود برای ملا خیرات میکنم. . همان شب خواب عالم را دیدم که به من گفت شوهرت مدارک را در داخل سوراخ بخاری که در اتاق پذیرایی که در لای دیوار بوده مخفی کرده است .. و برای من نمی خواهید خیرات کنید من نیاز ندارم فرزند همسایه ات جوان پاکی هسته چون شرایط ازدواج دائم راندارد و در معرض گناه است و چون خودت هم به خاطر دخترانت نمی توانی ازدواج کنید . با ازدواج موقت مشکل هر دوی شما حل میشود و مورد رضایت خداست. او به من گفت اگر سنت ازدواج موقت جا می افتاد زلزله کاری نمی توانست بکند . زلزله از بلاهای طبیعی هسته و راه آن مقاوم سازی منازل هسته متاسفانه اکثر مردم خانه هایشان بافت قدیم و فرسوده دارد و برایشان امکان ساخت و ساز را ندارند میتوانند با دعا و نیایش و صدقه و کار خیر بلا را دفع کرد. اگر امروز در جامعه ما مردان تنوع طلبی نمیکردند و زنان بیوه صیغه انسانهای مجرد میشدند دیگر گناه کمتر میشد و بلا دور میشد.
من وقتی که از خواب بیدار شدم درب بخاری اتاق پذیرایی را باز کردم و به خدا تمام مدارک در آنجا بود. حرف ملا برایم حجت شدم و خودم را صیغه پسر همسایه کردم و مهریه اش را آیه ۴۱ سوره فاطر إنَّ اللَّهَ یُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِیمًا غَفُورًا که هر شب بخواند قرار دادم و شرط کردم به کسی موضوع صیغه مرا مطرح نکند چون فرزند دارم. چون کارمند هستم و نیاز مالی ندارم و مکان دارم اینکار از دستم بر می آید. هم خدا راضی است و هم بنده خدا . ای کاش به جای بعضی از سنت های غلط سنت ازدواج موقت راه می افتد و جامعه اصلاح میشد. به نظر من اگر خانمهای مطلقه و بیوه که وضع مالیشان خوب بود سختگیری نمیکردند و نیاز خود و جوانان تامین میشد گناه هم کمتر میشد . زیرا اگر یک زن فاسد باشد میتواند چندین مرد را منحرف کند.

پاسخ
شمس ابادی گفته :
سه‌شنبه , 26 دسامبر 2017

سلام آقای احمدی صبح شما به خیر و خوشی تشکر به خاطر معرفی استاد اخلاق .من وقتی از خدمت سربازی آمده بودم کنار شرکت سیدمحمود شمس اباد نشسته بودم حسین رضا خود بیامرز به من گفت ملا را حسن اباد برای روضه خوانی نمی برید . گفتم چشم ملا را بردم آن موقع تازه حسن حاج حسین فوت کرده بود زمستان هم بود . ملا در منزلش قران هم میخواند . همان سال هم آشیخ محمد هاشمیان کنلگ مسجد حسن اباد را زده بود . ملا به من گفت هیچ وقت در این زمین مسجد ساخته نمیشود گفتم چرا . این بماند این یک راز است. این مسجدرا تغییر می دهند . به خدا تو دلم گفت این پیرمرد خرفت شده و هزیان میگوید . گفت فکر بد مکن اگر دیدی این مسجد ساخته شد بگو ملا بر اصلت لعنت . اگر دیدی این جا را رقاصخانه نکردند بگو ملا خدا از شما نگذرد. زمانی که با تلاش و تغییر دادن سوال مسجد را رقاصخانه کنند در این ابادی خیری دیده نمیشود کشاورزی این روستا بی برکت میشود درختهای پسته خشک میشود و از آب می اندازنند. . هرچه چاه بزنند به اب دسترسی ندارند . بلا در این محل نازل میشود .مردم روستاهای اطراف به خاطر نفرتی که از خان این روستا دارند از مردم این روستاها کینه دارند و دشمنی می ورزند. در حالی که مردم بی تقصیرند . علتش اینه که بعضی از مردم حسن اباد خوش آمدگو و حامی ظلم بودند هرچه خان میگفته آنها هم عمل میکردند و در ظلمشان از ترس شریک بوده اند. . . به خدا قسم اگر در این جایی که میخواهند مسجد بسازند کف و صوت و رقص کنند بلایی براین مردم نازل شود که در تاریخ بی نظیر است تنها راهش اینکه برای جلو گیری از اسراف و تبذیر مجلس عروسی بگبرند ولی دست و کف و صوت نزنند . در حرم امام رضا هم عقد میگیرند شیرینی هم پخش میکنند. گناهی ندارد
حالا من فهمیدم که چرا شمس ابادیها نمی گذارند لوله آب حسن اباد را جدا کنند . این به خاطر کینه های قدیمی هسته . گفتم اگر نگویم مدیون باشم به همین خاطر گفتم قبل از وقوع حادثه چاره ایی بکنید . خودم را معرفی نکردم که پاسخگو نباشم . من نمی گویم اینقدر خرج شده اینجا را تعطیل کنند خودش اسراف هسته . آنها میتوانند بهترین تالار را داشته باشند ارزانتر بگیرند فقط رقص و کف و صوت نداشته باشند. این باعث افتخار آبادی هم هسته. من نمی گویم این نظر را تایید کن شما میتوانید قبل از تایید این نظر را به شورا و دهیار حسن اباد نشان دهی و یا بفرستید اگر اجازه دادند تایید کن. گرچه الان خدا را شکر حسن اباد به برکت امام صادق خوب شده مردمانش از موتورهای اطراف شریک شده اند و وضعشان خوبه . گفتم نکند ندانسته به خاطر اینکه در مسجد رقص و سوری داشته باشند و گناهش دامن مردم را بگیرد. مدیون باشم . شما به دل خودتان هسته. من نه بیکارم که بیایم نظری بدهم که روز قیامت مدیون حسن ابادیها باشم تازه سواد آنچنانی هم ندارم و بلد هم نیستم پیام بدهم به بچه ام گفتم بنویسد . باید مرا ببخشید. به خدا قسم من تمام مردم حسن اباد را دوست دارم و بدی از هیچکدامشان ندیدم.

پاسخ
یک نفر گفته :
سه‌شنبه , 23 اکتبر 2018

بسیار کار بدی کردید که این نظر را گذاشتید و سایت هم نباید این نظر را منتشر می کرد شما که می دانستید چرا گذاشتید این کار(تغییر مسجد به تالار)انجام شود چرا حالا میگید.
مگر میشود عروسی بی سر و صدا باشه.
جرا مردم رو توی شک و شبهه می اندازید.
تکلیف اون همه هزینه چی میشه
عقل هم چیز خوبیه

پاسخ
علی گفته :
سه‌شنبه , 6 نوامبر 2018

سلام در پاسخ یک نفر باید گفت تکلیف اون همه هزینه چی میشه این است درس عبرتی بشود برای مردم چون بدانند که پول هر کسی برای مسجد خرج نمی گردد پول اربابها به رقاصه خانه ها خرج مو پول فقرا به مساجد

پاسخ
زهرا گفته :
چهارشنبه , 27 دسامبر 2017

سلام آقای احمدی دلم میخواست سوال را جایی بپرسم خجالت میکشیدم بی زحمت شما از شیخ فیروزی بپرسید و پاسخش را بدهید آیا میشود مسجد را تالار کرد؟ آیا زنانی که عذر شرعی دارند میتواند در این تالار بیایند ؟. چون من چند وقت دیگر عروسی بچه ام هسته می خواهم راه به کار ببرم . از لطف شما سپاسگزارم.

پاسخ
طلبه حقیر گفته :
پنج‌شنبه , 28 دسامبر 2017

سلام خدمت برادر بزرگوارمان حاج آقای احمدی صبح بخیر.
روز گذشته شخصی بنام زهرا لینگ و آدرس سایت شما رابه من دادند خواستند که جواب سوالشان را پاسخ دهم : پرسیده بودند : در روستایی چند سال پیش مسجدی بنا کردند چون مسجد کوچک بود کنار آن مسجد سرمایه دار آن روستا اسکلت مسجد بزرگتری را ساختند و زمین را وقف مسجد کردند و قرار شد مسجد بسازند. چند سالی این مسجد را بلا تلیف نگه داشتند و مردم روستا در ۱۵۰متری این مسجد کنار جاده مسجدی را ساختند . بعد از چندی آن سرمایه دار نیت مسجد نیمه سازش را تغییر داد حتی گنبد آن را برداشتند و الان تالار عروسی کردند میخواستم ببینم آیا در این مکان میشود عروسی گرفت خواهشمندم که حکمش را بیان نمایید .
از زمانی که بنایی مسجد می‌شود یعنی قطعه‌‌ای از زمین پاکیزه، مطهر و بدون داشتن هیچ شائبه‌ای از طریق مالک حقیقی و یا حقوقی آن، به مسجد اختصاص پیدا کند و در آنجا صیغه مسجدی خوانده شود تا بعد از آن، مجموعه‌ای از احکام که در علم فقه به عنوان «کتاب‌المسجد» یاد می‌شود در آن جا جاری می‌شود.
بر این اساس، مهمترین نکته آن این است بخشی که به عنوان مسجد قرار داده می‌شود به کسی غیر از خداوند متعال تعلق ندارد و هر فردی که بخواهد به نماز و عبادت بپردازد می‌تواند در آن ورود پیدا کند از این رو هیچ فردی بر فرد دیگری، حتی گروهی که سازنده و مؤسس مسجد هستند برتری ندارند، همچنین فرموده‌اند اگر به طور مطلق، برای مکانی صیغه مسجد خوانده شود از اعماق زمین تا آفاق آسمان، عنوان مسجد بر آن بار می‌شود و طبقات آن هم هرچه اضافه‌ و یا حتی گودبرداری شود و چندین متر زیر زمین بروند همگی جزو مسجد محسوب می‌شوند مگر اینکه طبقه خاصی را به مسجد اختصاص دهند.
تا جایی که امکان دارد زمینی که به مسجد اختصاص داده شده باید حفظ شود اما اگر جایی که در محل رفت و آمد بود و یا در طرح جاده و یا اتوبانی قرار داشت که باید تخریب شود با اجازه حاکم شرع از باب اضطرار تخریب می‌شود اما احکام مسجد بودن آن همچنان برقرار است.
این موضوع جزو قواعدی است که تعریف شده است خصوصاً مسجدی که در یک محله قرار داشته باشد؛ اگر به هر دلیلی مسجدی به چنین سرنوشتی دچار شود تا قبل از اینکه جایی برای آن مسجد اختصاص داده نشود اجازه نداریم آن مسجد را به لحاظ فیزیکی حذف کنیم.
روی این کره پهناور خاکی جاهایی وجود دارد که خانه خدا نامیده می‌شود، در این مکان است که فرشتگان الهى و انسان‌هاى زمینى با هم جمع می‌شوند و نماز می‌گزارند، در همین مکان است که تمام آفریده‌ها و مخلوقات خدا با هم و یکجا خدا را عبادت می‌کنند. در مسجد است که دل‌ها به هم نزدیک شده و یک صدا رب جهانیان را می‌خوانند، در همین محیط است که یک مسلمان از خردسالی تا سالمندی با مسجد عجین می‌شود و بهترین لحظاتش را در خانه خدا سپری می‌کند، در همین مکان است که احکام الهی را می‌آموزد و در سایه آن با سبک زندگی اسلامی آشنا می‌شود و در نتیجه این انس و اخوت با مسجد است که پایه‌های حکومت اسلامی تقویت می‌شود و این سخن رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) که فرمود: «مساجد سنگر است سنگرها را حفظ کنید»، اذعان به این موضوع است.
شما برای اطلاع کامل میتوانید همین سوال را به دفتر مرجع تقلید بفرستید و کتبا پاسخش را دریافت نمایید. و اگر عجله دارید می توانید قبل از اینکه در این مکان عروسی بگیرند امنای مسجد و یا شورا و یا دهیار شخصی را بفرستید دفتر مراجع حکمش را بگیرید نکند ندانسته مرتکب گناهی شوید .

پاسخ
ع گفته :
پنج‌شنبه , 28 دسامبر 2017

سلام آقای احمدی شب به خیر تو را به همان امامزاده ای که افتخاری برایش کار میکنید یا نظر را تایید کن و یا به دهیار و شورای حسن اباد بفرست.
چنانچه که طلبه حقیر می فرمایند گرفتن عروسی در این مجلس جایز نمی باشد میخواستم بگویم آیا این کار اسراف نیست؟ تا جایی که بنده از حسن ابادیها شنیدم اینهااز عالمی دینی پرسش کردند و مجوز گرفتند قرار شد تالاری بسازند درآمد آن را خرج امور خیر یه نمایند و از مردم مستضعف و قشر کم درامد پول نگیرند
ای کاش شما آقای احمدی از قبرستان گبری که در پشت امامزاده و نزدیک کوه بود گزارش تهیه میکردید. شما از بزرگان شمس اباد سوال نمایید. خدا بیامرز میرزا حمد حکایت قبرستان گبری را می دانست.

پاسخ
حسین گفته :
جمعه , 5 ژانویه 2018

سلام و صبح حضرتعالی به خیر
یک وقتی یک خاطره ای از انسان می ماند که الگوی عملی میشود. خدابیامرز ملاغلامرضا من کراماتی از ایشان ندیدم ولی حرف شنیدم که زندگیم را تغییر داد. من در کشاورزی سعی میکردم درختم را در بازه زمین همسایه بگذارم تا نیم متر زمینم بیشتر شود یک روز ملا به من گفت فلانی برکت دست خداست اگر خواستی محصول بیشتری نصیبتان بشود و خدا بهت برکت بدهد به حد خودت قانع شود و حتی شاخه هایی که از زمین شما راه سم پاشی و آبیاری زمین همسایه را بسته قطع کن و زیر بازه همسایه را خالی نکن . من دستورش را اجرا کردم و همیشه از ان سال خدا به زندگی و کشاورزیم برکت داده. و همیشه میگویم خدا ملا را بیامرزد.

پاسخ
سیده ز... گفته :
یکشنبه , 7 ژانویه 2018

ملاغلامرضا ناصری سند اعتبار و تاریخ دهستان رضوان است عدم شناخت او اوج جهالت است. امروزه شناخت و معرفی ایشان یکی از ضروریات مردم منطقه می باشد. اگر او را به جامعه بشناسیم به تاریخ دهستان بها داده ایم.

پاسخ
شمس ابادی گفته :
پنج‌شنبه , 11 ژانویه 2018

سلام خدمت برادر بزرگوارم آقای احمدی و تشکر از سایت باارزشتان
در میان جوانان در قدیم که وقتی باران نمی بارید و خشکسالی می شد، جوانان محل اتالو میکردند در روستاهای نوق رسم بود که به هنگام خشکسالی و نیامدن باران ، جوانها به هر خانه ای مراجعه کرده و مقداری آرد طلب میکردند ، بعد این آردها را یکی از زنان محل به صورت کماچی در می آورد و مهره ای در وسط خمیر ها قرار می داد ، پس از پختن، کماچ به تکیه محله برده و مردی که مسن تر از دیگران بود آن را می برید به قطعات کوچکی تقسیم کرده به حاضران می‌داد شخصی که آن مهره در کماچش وجود داشت، باید کتک می‌خورد تا سیدی او را ضمانت می کرد به شرط آن که تا ۲۴ ساعت بعد باران بیاید آن گاه همه با هم این شعر را می خواندند که:
الله خدا بارون بده
بارون بی پایون بده
گندم به دهدارون بده
جو هم به مالداروان بده
ارزن به مرغداران بده
صفا به کشتزارون بده.
البته بعید نیست که مرد کتک خورده ، در ادامه درد ناشی از کتک زدن آنها می گفت ” انصاف به این مردون بده” زیرا سرنخ باران جای دیگریست و کتکش را من باید بخورم.
من به یاد دارم در شمس اباد اتالو کردیم من گشنه بودم گفتم نان را میخورم اگر شانس من شد یا مهره را قوت میدهم و یا به بهانه ای از گیر کتک خوردن شانه خالی میکنم. انها گفتند قبل از خوردن نانها باید مهره را پیدا کنند. خدا بیامرز علی شیر دل گفت ما باید نانها را بخوریم و پیش ملا غلامرضا برویم اگر او حکم کتک را داد باید شخص کتک بخورد و اگر حکمی دیگر داد بایدتابع ان بود ما هم قبول کردیم .و مهره هم در نان من بود . بعد از خوردن ما همه به درب خانه ملا رفتیم . ملا را صدا کردیم به بیرون امد ما ۷نفر بیشتر نبودیم . ملا گفت به داخل خانه بیایید ما رفتیم ملا گفت این سنت از زرتشتیها به ارث رسیده مسلمان باید نماز باران بخواند و گناه نکندتا باران بیاید .من یادم هسته در خانه ملا حیاط کوچکی بود او به نماز ایستاد و دو رکعت نماز خواند و گفت اگر تا دو روز دیگر باران نیامد شما بیایید مرا کتک بزنید کارتان به کار این بچه نباشد. دقیقا هنوز به دو روز نرسیده بود باران خیلی خوبی آمد و مزارع سیراب شد و ملا سنت اتالو کردن را از منطقه نوق از بین برد. روحشان شاد و یادشان گرامی

پاسخ
خانم .م گفته :
جمعه , 2 فوریه 2018

از حاج عباس کریمی به خاطر نصب و نامگذاری قدیمی ترین محله شمس اباد بنام خیابان استاد اخلاق ملاغلامرضا ناصری تشکر میکنم

پاسخ
ع. گفته :
چهارشنبه , 15 آگوست 2018

سلام بر خادمین امامزادهسیدجلال الدین اشرف
ملاغلامرضا ناصری پیشگوی با اخلاص بود ایشان میگفت قریب ۲۰سال بعد از مرگ من فجعت رخ میدهند وقتی که مسجدی را رقاصخانه نمایند آن زمان زنان شوهر دار با مردان متاهل و مجرد رابطه پیدا میکنند در حالی که شوهرانشان خبر دارند و خود را به بی اطلاعی میزنند. آن زمان بلاهای اسمانی خاموش و تدریجی ناز ل میشودخشکسالی زیاد میشود چون به حرفهای رهبر اهمیت نمیدهند در مسولین نظام خائن پیدا میشود تا زمانی که کل حکومت به دست پاسدارها نیافتده گرفتاریها زیادتر میشود احتکار روزبروز بیشتر میشودآن زمان بچه ای در عربستان و دیوانه ای در غرب حکومت میکنند و با شیعه دشمن هستند بهترین کار در آن زمان تبعیت از رهبری است زیرا رهبر غریب و تنهاست مردم فکر میکنند اگر با غربیها سازش کنند مملکت خوب میشه ولی کور خواندند هرچه قدر با غربیه ها رابطه بیشتر داشته باشیم بیشتر در منجلاب فرو میرویم. دشمن مثل سگ هست هرچه فرار کنی دنبالت می آید باید در مقابلش بایستید و او را دنبال کنید

پاسخ
م. گفته :
پنج‌شنبه , 16 آگوست 2018

وقتی نظرات سایت فیروزه را دیدم با خود گفتم این آقای احمدی و کریمی و تقی نژاد بیکار هستند از ملاغلامرضا تبلیغ میکنند یکی تقویم ملا را چاپ میکند و یکی بنر ملا را و یکی هم مثل شما نظراتی که راجع به ملا می نویسند تازه معلوم نیسته راست باشه یا دروغ؟گفتم اگر ملا کاری از دستش بر می آید شبی می آید و مرا نصحیت میکند و مشکل مرا حل میکند با اینکه من بعد از مرگ ملا به دنیا آمده بودم و ایشان را ندیده بودم فقط عکش را در فضای مجازی؟ تا اینکه در عالم خواب دیدم که ملا به من گفت حیا کن چرا حرام انجام میدهید گفت مگر زنت چه کمبودی دارد با خواهر بزرگش رابطه دارید چون بعد از مرگ باجناقم بدون اینکه کسی خبر بشود با خواهر خانمم رابطه نامشروع داشتم و کسی غیر از خدا خبر نداشت. گفتم ملا او شوهر نداره و گناه دارد او گفت تو با این کارت عقد ازدواجت را مشکل میسازید اگر دلسوز خواهر خانمت هستی او را به عقد موقت برادرت در بیاور> تو تنوع طلب هستی تو زن خودت را نمی توانی سیر کنید اگر با این وضع ادامه بدهید زن خودت هم فاسد میشود او گفت تمام گرفتاریها و مشکلات این جامعه از رابطه های نامشروع سرچشمه می گیرد تا زمانی که این رابطه ها ادامه داشته باشد گرفتاریها هم بیشتر میشود

پاسخ
ف. گفته :
شنبه , 18 آگوست 2018

بنده اهل شهر رفسنجان بعد از اینکه به سفارش همکاران نوقی حکایتهای ملا غلامرضا را در فضای مجازی خواندم من در شرکتی به حسابداری مشغول بودم روزی با یکی ازهمکارانم آشنا شدم و او به من وعده ازدواج داد یک روز به منزل او رفتم بدون اینکه کاری بکنم آن خائن از قبل چند تا پسر مجرد را به منزلشان آورده بود بدون اینکه من متوجه حضورشان بشوم آنها از من خواستند عمل منافی عفت انجام بدهم .از ترس نمی دانستم چکار کنم یادم از ملا آمد و گفتم خدا به حقیقت ملا غلامرضا اگر مرا نجات بدهی و دامنم را پاک کنید دیگر گناه نمی کنم. . کار خدا همان لحظه تلفن آن همکار زنگ خورد و گفت پدرت تصادف کرده خودت را به بیمارستان برسانید آنها همه با هم رفتند و من هم از آن روز با هیچ مردی همکلام نشدم تا چند روز بعد با یکی از اقوامان ازدواج کردم و زندگی خوبی را دارم و هروقت سیدجلال الدین می آیم قبر ملا را زیارت میکنم

پاسخ
خانم ز. گفته :
دوشنبه , 20 آگوست 2018

سلام آقای احمدی وقتتان به خیر .
از شما و آقای مریدی و تقی نژاد و کاظم رفسنجانی و یا کسانی که من آنها را نمیشناسم که در فضای مجازی مطلب میگذارید و کارهای مذهبی انجام می دهید یک کانالی به عنوان ازدواج سنت حسنه در منطقه نوق بسازید هر دختر و پسری که قصد ازدواج دائم دارند ب یکدیگر معرفی نمایید البته با واسطه ولی شرایطشان را بگویید تا زمانی که تصمیم نهایی نگرفته اند اسم روستا و نامشان فاش نشود و هر امر خیری صورت میگیرد مبلغی هم به عنوان شرینی بگیرید باورکنید خیلی ثواب دارد این ۴نفر یا بیشتر به همدیگر معرفی کنند بدون اینکه آبروی کسی برود و معرفی گردد حقیقتا من خیلی خانمها سراغ دارم که سنشان بالا رفته و یا مجردند و یایک ازدواج ناموفق داشتند و خجالت میکشند پیشنهاد بدهند باور کنید ثواب اینکار کمتر از حج نیسته . به نظرم زنا و کناه هم کمتر میشود.

پاسخ
ف. گفته :
چهارشنبه , 29 آگوست 2018

سلام وقت به خیر…

آقای احمدی خواهش میکنم اگر راهکاری دارید برای من ارائه بدید .

بنده یه خواستگاری دارم که از نظر بیشتر شرایط با هم مناسب هستیم و من خیلی راضی به این وصلت هستم .

مشکلی که هست ایشون نظرشون اینه که مهریه نباید بیشتر از ۱۴ سکه باشه و بر عکس پدر من به هیچ عنوان به مهریه کم قانع نیست و برای هر دو خواهرم مهر بالای ۵۰۰ در نظر گرفت و میگن برای من هم باید همین باشه .

خانواده مذهبی هستیم و حتی در شرایط اولیه و درآمد کم هم مشکلی نداریم و به قول پدرم زندگی باید ساده شروع بشه ولی کلا تو بحث مهریه هیچ وقت کوتاه نمیان و منم اصلا آدمی نیستم رو حرفشون حرف بزنم…

حالا دو روز دیگه قرار هست با این اقا در مورد مهریه و مراسم بله برون صحبت کنیم و من نمیدونم چه طور این مساله رو بهشون بگم که قبول کنن.. باور کنید اگر به خودم باشه مهر بالا رو نمیخوام ولی پدرم خیلی رو این قضیه اصرار دارن… نگید باهاشون صحبت کنم و راضیشون کنم چون پدرم رو میشناسم و میدونم اصلا موافقت نمیکنن از طرفیم دلم نمیخواد به این آقا بگم مجبورم و اینا چون حس میکنن پدرم ظالمه و زورگو در صورتی که این طور نیست و کلا اهل دخالت نیستن و به جز مورد مهریه تو هیچ موردی سختگیری ندارن و برعکس خیلی هم کمک حال هستند برای خواهرام و همسرانشون…

لطفا بگید از چه راهی بهشون بگم تا این قضیه براشون منطقی بشه ، ایشون هم فرد مذهبی هستن ،‌ خواهشا هر موردی به ذهنتون میرسه بگید شاید کمک حال بود .

برای منم دعا کنید لطفا تو این عید عزیز

پاسخ
رضا احمدی گفته :
پنج‌شنبه , 30 آگوست 2018

سلام

به نظر من ایراد از ناآگاهی و ناآشنایی پدر شما با موضوع مهریه است…
اگر کمی تحقیق کنید در باب مهریه متوجه خواهید شد که مهریه در اسلام صرفا یک هدیه از جانب مرد به زن است آن هم به میزان تواناییِ مرد در لحظه ی ازدواج…

و به قول معروف اسب پیشکشی رو دندونش رو نمیشمرند… پس چانه زدن بر سر مهریه از طرف خانواده ی دختر امری غیراخلاقی و غیر شرعیست که البته متاسفانه رایج هم شده… و انگار میخواهند دختر خود را بفروشند و قیمت گذاری کنند و یا از مهریه ی سنگین به عنوان یک حربه و ابزار برای نگهداشتن مرد در کنار دختر استفاده کنند!!
حال آنکه با اینکار ارزش معنوی دختر نادیده گرفته شده و به چشم کالا به او نگریسته میشود, همچنین
طبق تجربه و عقل هیچوقت مهریه ی سنگین موجب اتحاد و پیوستگی قلوب زن و مرد نشده و چه بسا کینه ها و عداوت ها پدید آورده و آنگاه که قلب این دو از هم جدا شود هیچ چیزی حتی مهریه هم نمیتواند تضمینی بر بقای رابطه گردد.

بقای رابطه در گرو همدلی و صدق و صبر و گذشت برای خدا در رابطه است.
همین پدر و مادرهای من و شما هستند که موجب سختگیری ها در امر ازدواج جوانان میشوند از سر نا آگاهی! و وظیفه ی ماست که با منطق و محترمانه تفهیشان کنیم.

پاسخ
ف. گفته :
پنج‌شنبه , 30 آگوست 2018

سلام خدمت برادر بزرگوارمان
از آنجایی که ازدواج مثل هندوانه سر بسته است اما؛ قطعا باید تحقیقات لازم قبل از آن انجام و مابقی هم به خدا سپرده شود.
من جواب شما را نشان پدرم دادم وقتی کامل خواند ند خودشان گفتند من خوشبختی شما را میخواستم حالا که شما به ۱۴ سکه راضی هستید من هم به رضایت شما راضی هستم. من خوشبختی خودم را مدیون شما و سایت فیروزه کویر می دانستم. و ۱۰۰۰۰۰ تومن نذر امامزاده سیدجلال الدین کردم و امروز هم ادا کردم. ان شاء الله تا قبل از محرم عقد می نماییم. امیدوارم که خدا غم و غصه رااز دل شما بردارد.و شما را حفظ نماید

پاسخ
الف گفته :
پنج‌شنبه , 4 اکتبر 2018

سلام و صبح به خیر آقای احمدی
مدتی بود که اسم ملاغلامرضا را از نوقیها شنیده بودم روز عاشورابه امامزاده آمدم از آقای ترابی که از دوستانم بود سراغ قبر ملا را گرفتم آن قبر را نشان من دادند و زندگی نامه اش را خواندم با خودم گفتم اگر این ملا مرا موعظه ای بکند من به ایشان اعتقاد می آورم و هر وقت که به امامزاده بیایم سر قبرش فاتحه ای می خواندم. تا اینکه سه شب پیش در عالم خواب دیدم ملاغلامرضا به خوابم آمد و به من گفت چرا گناه میکنی چرا با دختران و زنان شوهر دار ؟شما کارمند اداره ….. هستی بعضی از خانمها به خاطر حل مشکلشان به اداره می آیند شما کار آنها را انجام میدهید و بعد با آنها رابطه برقرار می کنید اینکار خوبیت ندارد و شما از زن خود غافل میشوید و زن شما هم فاسد میشود این را بدان تابحال زن شما خیانت نکرده شما در روز سه شنبه مرخصی بگیر به طوری که خانمت متوجه نشود وقتی همسرت خواب است شما کفشهایتان را پنهان کنید و گوشی موبایل را خاموش کنید و زیر مبل مان بخوابید و از کاور مبل بیرون را ببینید . من همینکار را کردم . من هم وقتی که خانم در اتاق خواب بودند کفشها را پنهان کردم خداحافظی کردم و در زیر مبل مخفی شدم . همانجا خوابم برد تا اینکه دو ساعت بعد زنگ منزل به صدا آمد خانمم بیرون رفت شوهر خواهرم به منزل آمد با خانم صحبت کردند بعد از نیم ساعت خانم گله کرد که شوهرم مدتی هسته کم محبته هسته اهمیت به من نمی دهد شوهر خواهر میگفت حیف شما نیسته که زن این شخص نالایق شدید شوهر شما دست و بالش باز هسته با بهترین زن و دختر در ارتباط هسته یاد شما هم نمی کند و……
نزدیک بود که همسرم اغفال شود که عطسه ای بر من عارض شد که نتوانستم جلویش را بگیرم شوهر خواهرم خانه را ترک کرد . همسرم ترسید گفت به خدا بار اولم بود که چنین حرفهایی را زدم اینها از بی محبتی هسته. چون ملا در خواب به من گفته بود حرفش را تایید کردم و قصه را به خانم گفتم و همان روز با او رابطه داشتم و عهد کردم که دیگر دنبال هیچ نامحرمی بروم . دیروز عصر با خانمم به شمس اباد نوق آمدیم و بعد از زیارت امامزاده به سر قبر عالم رفتیم و فاتحه ای خواندیم و عهد کردیم که دیگر به همدیگر خیانت نکنیم. واقعا این عالم بر حقی هست.

پاسخ