فیروزه کویردوشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۰

از فرط تشنگی توان خوردن دانه های برنج را نداشتیم/ یکی از آزادگان بمی بر اثر تشنگی‌ و شکنجه به شهادت رسید - فیروزه کویر رفسنجان

سخن دوست :امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

یک آزاده دفاع مقدس بمی گفت: برخی شکنجه ها توسط اتوی داغ و شوک الکتریکی انجام میشد اما لطف خداوند شامل حال آزادگان می شد و در مقابل این شکنجه ها صبر می کردند و آنقدر زیاد بود که برای ما عادی شده بود.
امان الله تقی زاده یکی از آزادگان سرافراز شهرستان بم، به مناسبت ۲۶ مرداد ماه سالروز ورود آزادگان به کشور در گفتگو با خبرنگار ما گفت: در روز جمعه مورخ ۳۱ تیر ماه سال ۶۷ به همراه تعدادی از رزمندگان گردان ۴۰۴ امام حسین علیه السلام بم به اسارت دشمن در آمدیم و حدود ۲۷ ماه به عنوان آزادگان مفقود در اردوگاه های کشور عراق به سر می‌بردیم.

وی افزود: در منطقه شلمچه زمانی که معاون گردان بودم به اسارت گرفته شدیم و در طول مدت اسارت هیچکس از محل اسارت ما باخبر نبود و دشمن درصدد برآمده بود که به هر قیمتی شده است اسیر بگیرد و تعداد اسرای ایرانی در عراق بیشتر شود، بنابراین تقدیر الهی این بود که اسیر شوم.

وی با بیان دلایل اسارت گفت: پس از عملیات کربلای ۵، عملیاتی به نام بیت المقدس ۷ انجام شد که پس از این عملیات گردان ۴۰۴ بم در منطقه شلمچه به عنوان خط نگه دار حضور داشت و زمانی که سردار سلیمانی فرمانده لشکر دستور عقب نشینی را صادر کرد گردان به عقب بازگشت و من و تعدادی دیگر از رزمندگان مأموریت یافتیم که افراد جامانده را به عقب برگردانیم و در همین شرایط توسط دشمن محاصره شدیم.

این آزاده دفاع مقدس بیان داشت: در جاده ای که به موقعیت جهاد معروف بود در شرایطی که خوشبختانه گردان به عقب برگشته بود با نیروهای عراقی روبرو شده و به اسارت گرفته شدیم.

امان الله تقی زاده گفت: زمانی که ما را اسیر کردند دست ها و چشمانمان را از پشت بستند و به داخل نفربرها انداختند و نزدیک به غروب بود که از مرز عبور کردیم، در همین حین انواع و اقسام موانع مین در اطراف بصره مشاهده می‌شد که بالاخره ما را به اردوگاهی در عراق منتقل کردند که تمام بعثی ها در آنجا بودند و جایی شبیه قفس بود و دور تا دور آن توری کشیده شده بود من نزدیک به سه هزار و چهارصد نفر اسیر در این قفس بودند.

وی افزود: در این محل با اینکه شب بود از شدت گرما می سوختیم و تشنگی فشار زیادی به ما آورده بود در حالی که آب بود ولی زمانیکه شلنگ آب را داخل توری می‌کردند اسرا به طرف آب هجوم می بردند اما شلنگ آب را می کشیدند و به طرف دیگر توری می بردند و اجازه استفاده از این آب را نمی دادند که تعدادی از رزمندگان در اثر همین تشنگی به شهادت رسیدند.

این رزمنده دوران دفاع مقدس گفت: اسرایی که به شهادت می رسیدند توسط ماشین حمل زباله از اردوگاه به منطقه نامعلومی می بردند و واقعاً از شهدای آزاده هیچ آثاری وجود ندارد و واقعاً گمنام هستند برهمین اردوگاه یکی از اسرا به نام شهید قائم آبادی که اهل بم بود بر اثر تشنگی و شکنجه به شهادت رسید.

وی افزود: نزدیک به ۴۸ ساعت در همین پادگان نظامی که در ۱۰ کیلومتری بصره بود حضور داشتیم و پس از آن ما را به بغداد منتقل کردند و در مسیر از نجف و کربلا گذر کردیم و صبح زود به پادگان نهروان بغداد رسیدیم و نزدیک به ۹ ماه با همه مشکلات و شکنجه ها در آنجا حضور داشتیم که سپس به اردوگاه تکریت در منطقه ای خشک و بی آب و علف منتقل شدیم که شش ماه نیز در این اردوگاه نگهداری شدیم و در آخر بعقوبه منتقل شدیم.

تقی زاده بیان داشت: در این مدت شکنجه های بسیاری شدیم که بدترین آن تشنگی دادن بود اما جالب است که بدانید برادران آزاده از ایمان قوی که داشتند هیچگاه نمازشان ترک نمی شد و روزه می گرفتند در حالی که از نظر آب و غذا در مضیقه شدید قرار داشتیم به طوری که یک لیوان نیکلی دسته دار و کوچک به هر نفر داده بودند و هر روز نصف آن را آب می کردند و به هر اسیر می دادند و همچنین تکه نانی که ثمون میگفتند و به اندازه سه لقمه بود توزیع می کردند که هر آزاده آن را برای سه نوبت غذایی تقسیم می‌کرد.

وی گفت: پس از سه ماه به ما گفته شد قصد داریم بهترین غذا را به شما بدهیم، مشاهده کردیم مقداری برنج آورده اند و نفری یک قاشق غذاخوری کف دست هر آزاده ریختند اما آنقدر اسرا تشنه بودند از فرط عطش نتوانستند آن را بخورند تا آنکه شب همان نصف لیوان آب را آوردند و سپس پس از آن که عطش رفع شد چفیه ای که غذا را در آن قرار داده بودم باز کردم و مشاهده کردم که برنج ها در آن چسبیده است و دانه به دانه شروع به خوردن آن کردم.

این آزاده بمی گفت: بعثی ها حتی اجازه نمی دادند نماز بخوانیم، چون آب برای وضو گرفتن وجود نداشت اما به هر سختی که بود رزمندگان تیمم می کردند و حتی الامکان نماز خود را به جا می آوردند و در بین این افراد جوانانی از سن ۱۲ ساله تا ۲۰ ساله حضور داشتند که برای رضایت خداوند مشکلات را تحمل می کردند در حالی که خداوند می داند آنقدر آزادگان را کتک می‌زدند که از کمر آنها خون بیرون می زد و به همین علت بود که زمانی آزادگان وارد کشور شدند بسیار لاغر اندام و نحیف بودند که ضروری است فیلم و تصاویر ورود آزادگان به کشور را جوانانی که تازه به دوران رسیده اند ببینند.

وی در ادامه گفت: در تاریخ ۲۶ شهریور ماه ۱۳۶۹ در مرحله دوم ورود آزادگان به کشور به میهن اسلامی بازگشتم، پیش از آزادی تعدادی از رزمندگان را که در جبهه ها مسئولیت داشتند مخصوصا پاسدارها، توسط افراد ضعیف به بعثی ها معرفی می شدند و آنها توسط بعثی ها به سختی شکنجه می شدند به طوری که من یک سال دیوانه شده بودم که با عنایت خداوند حدود دو ماه قبل از آزادی به حالت عادی بازگشتم.

این آزاده با اشاره به شکنجه هایی که در ایام اسارت به ظلم بر آزادگان رواداشته می شد، گفت: برخی شکنجه ها توسط اتوی داغ و شوک الکتریکی انجام میشد اما لطف خداوند شامل حال آزادگان می شد و در مقابل این شکنجه ها صبر می کردند و آنقدر زیاد بود که برای ما عادی شده بود.

وی ابراز داشت: گاهی اوقات عزاداری برگزار می‌کردیم اما مخفیانه و بدون برخاستن و البته شبانه و آرام چرا که نباید آنها متوجه می‌شدند و همچنین برخی عرب زبانها به خاطر یک بسته سیگار آزادگان را لو می دادند.

تقی زاده با معرفی یکی از آزادگان که هم رزم او بود گفت: یکی از آزادگان که همراه با من به اسارت گرفته شد، آقای عباس قاسمی بود و علیرغم سن کمی که داشت ایشان همیشه روزه می گرفت و ما به علت اینکه جز مفقودین بودیم در آمار صلیب سرخ قرار نداشتیم و هیچ کس از سرنوشت ما خبر نداشت.

وی با اشاره به آموزش هایی که اسرا در طول اسارت می گذراندند گفت: برخی از آزادگان که مسلط بر قرآن بودند برای سایر افراد آموزش قرآن برگزار می‌کردند و برخی نیز کلاس انگلیسی یا عربی برگزار می‌کردند.

امان الله تقی زاده با اشاره به دوران پذیرش قطعنامه گفت: در جبهه هنگام صبح قبل از اسارت از رادیو خبر پذیرش قطعنامه را شنیدیم و ظهر ساعت ۱ اسیر شدیم و پس از آن با خود فکر می گردیم با پذیرش قطعنامه به هرحال آزاد خواهیم شد اما چون امکاناتی در اختیار نداشتیم از جزئیات اطلاعی در دست نداشتیم.

وی با اشاره به روز ارتحال امام گفت: زمانی که در اردوگاه تکریت حضور داشتیم از طریق یک روزنامه عراقی که توسط یک عراقی به یک آزاده عرب زبان داده شد پس از چند روز از این واقعه باخبر شدیم، آنها نوشته بودند امام از دنیا رفته است و ایشان را به جای نامعلومی برده اند که این موجب نگرانی ما از آینده انقلاب و رهبر آینده و همچنین باعث گریه آزادگان شد اما خوشبختانه پس از دو روز با خبر شدیم که مقام معظم رهبری به جانشینی ایشان انتخاب شده‌اند.

این رزمنده دفاع مقدس در پایان خاطر نشان کرد: چند روحانی در اردوگاه داشتیم که بعثی ها این روحانیت را شدیدا مورد شکنجه قرار می دادند و علیرغم اینکه آنها قصد داشتند ارشاد‌ کنند اما چنین اجازه ای به آنها داده نمی شد.

نظرات و ارسال نظر

دوازده − سه =